خراسان رضوی

چمری

چمری نیز از آوازهای موسیقی کردی است که به پاس تجلیل از وجود باارزش از دست رفته‌ای اجرا می‌شود. این آواز به معنای شیون، عزا و نهال قامت خم شده است.

چمری همانند نوحه‌خوانی در فارسی و در مناطق مختلف ایلام، لرستان و کرمانشاه طرفداران زیادی دارد. اما موسیقی کردی وسیع‌تر از این است که بتوان آن را در قالب آوازها یا شیوه‌های محدود و مشخصی گنجاند. به ن. عی می‌توان بیان کرد که موسیقی کردی یکی از اصیل ترین و کهن ترین نوع موسیقی ایرانی بیان می‌گردد






موسیقی کردی بازتاب غنای روحی و معنوی مردم و در عین حال تریبونی برای تفسیر مسایل عمیق جامعه می‌باشد. نغمه‌هایی از قبیل مقام‌های الله ویسی، کوچه باغی، صمد عسکری و ترانه‌های ملودیکی نیز در موسیقی کردی وجود دارند که بر اشعار هجایی و گاه عروضی استوار هستند.

اگر چه مقام‌ها و آوازهای کردی، جزئی از موسیقی قدیمی ایران است، ولی منظور این نیست که تمام مقام‌ها و آوازهای کردی، بدون کم‌وکاست، در چارچوب دستگاه‌های سنتی ایران قرار می‌گیرند.

بعضی از آوازها و مقام‌های کردی مانند سیاه چمانه و هوره در موسیقی کردی وجود دارند که در داخل دستگاه‌های موسیقی ایرانی جای نمی‌گیرند و یک دستگاه خاص را می‌طلبند. علت مصونیت این آوازها از موسیقی ایرانی این است که؛ این مقام‌ها و آوازها بازمانده موسیقی غنی گاتای آیین زرتشت و هجای این شعر نیز در ردیف‌های عروضی جای نمی‌گیرد و جغرافیای سخت و آغوش گرم هورامان مانند سپری از این آوازها دفاع کرده است.

موسیقی کردی از دیرباز دارای ویژگی، غنا، ریشه و اصالت بوده و به صورت سینه به سینه نقل شده است.

یکی از موسیقیدانان کردستان در مورد وضعیت موسیقی کردی چنین می‌گوید: موسیقی کردی به علت تنوع از غنی پرباری برخوردار است و این غنی بودن موسیقی، ماهیت، اصالت و ریشه‌دار بودن آن را نشان می‌دهد.






موسیقی حماسی (چۆپی)

این موسیقی به نام هه ل په رکی یاهه ل په رین شهرت دارد و به معنی حمله کردن است. این رقص قدمتی بسیار کهن دارد و از روزگار پرستش خدایان در دوران مهرپرستی که در مهرابه‌ها اجرا می‌شد، به یادگار مانده است.

مراسم "هه ل په رکی" عبارت از هفت ریتم اصلی است که به ترتیب با ساز و همراهی اجرا کنندگان انجام می‌شود. ریتم آن از کند و آرام و گریان شروع می‌شود و به ریتم هیجانی (سجار) پایان می‌یابد. در میان آن ریتم‌های دیگری مانند:

سی پا* فتاحی و پشت پا* زنگی و خانومیری
فتاح پاشایی
گه ریان
شه لان
چه پی
موکریانی (بوکان، مهاباد، سردشت، پیرانشهر)
سقزی
کرماشانی
مریوانی

نیز با دوزله و ضرب اجرا می‌شود.

ریتم‌های هه ل په رکی

شامل ریتم‌های زیر می‌باشد:

گریان
چپ و راست
لبلان
خان امیری
سجار
شلان
آروغان

از این میان ریتم چپ و راست (فتاحی و پشت پا) در همه مناطق عشایر ایران اجرا می‌شود.

ریتم گریان در منطقه سنندج و اطراف آن تا مرزهای سقز در شمال و همدان و کرمانشاه در جنوب اجرا می‌شود. در مریوان ریتم سه پا معروف به راستا و هه ل گردناجرا می‌شود.

مراسم ذکر در تکیه‌های دراویش قادری با نواختن دف و نی در جم خانه‌های اهل حق در کرمانشاهان و اورامانات با نواختن دف و تنبور اجرا می‌شود. رقص سونه یا رقص مرغابی با آهنگ لبلان اجرا می‌شود.





کردستان سوریه
کردستان سوریه (به کردی: Rojavayê Kurdistanê، رۆژاڤایێ کوردستانێ) (به فارسی: غرب کردستان) بخش کردنشین در شمال خاوری و شمال سوریه می‌باشد که بخشی از استان‌های حسکه، رقه و حلب را در بر می‌گیرد. شمار زیادی از کردها در شهرهای بزرگ، مانند حلب و دمشق زندگی می‌کنند. اقلیت‌های غیر عرب ۱۹٫۷٪ جمعیت سوریه(۲۱٬۷ میلیون) را می‌سازند که ۱۸ درصد جمعیت سوریه کردها هستند که همواره از سوی فرمانروایان حزب بعث سوریه نابود شمرده شده‌اند. کردها، (همانند ترکیه و عراق)، بزرگ‌ترین گروه اقلیت نژادی در سوریه نیز هستند. با آنکه کردهای سوریه نزدیک به ۱۸ درصد از جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند، اما دچار محرومیت هستند و بیشترین ظلم‌ها در حق آنان انجام شده است. (آمار سیا اقلیت‌های غیر عرب جمعیت سوریه (با جمعیت ۲۱٬۷ میلیون) را ۹٬۷٪ می‌داند و آمار وزارت امور خارجهٔ آمریکا، ۹ درصد جمعیت سوریه را کرد می‌داند)

با به قدرت رسیدن حزب بعث نگرش ضد قومیتی در سوریه گسترش یافت و بسیاری از کردهای سوریه از از مزایای اجتماعی محروم شدند و حتی زمین‌های کشاورزان ساکن منطقه‌هایی مثل الحرزکه و قامشلی مصادره شد. در این زمان نگرش شونیستی در سوریه افزایش یافت و کردها در شرایط کاملاً دشواری قرار رگفتند و بسیاری از آنان تابعیت خود را به طور اجباری از دست دادند. وضعیت کردها در سوریه در برابر دیگر کشورها ناگوارتر گزارش شده‌است و پشتیبانان حقوق بشر همواره آزار و پیگرد دیده‌اند. ،

در سوریه کردها یا سنی شافعی هستند و یا شیعه علوی؛ که در میانشان ایزدی هم یافت می‌شوند. حکومت حزب بعث سوریه، برای این کشور که نشیمن تیره‌ها، تبارها و گروه‌های زبانی گوناگون است تنها یک هویت و موجودیت می‌شناسد و آن هویت عربی است. کردهای سوریه بزرگترین اقلیت ملی در این کشور هستند که از تمامی حقوق ابتدایی زندگی بی‌بهره‌اند.

مردم کردستان نیز در سال ۲۰۱۱ به اعتراض‌های مردمی در سوریه پیوستند و مردم شهرهای کردستان سوریه در اعتراض به سیاست‌های دولت و حمایت از اعتراض‌های مردمی در سوریه در چند شهر دست به تظاهرات زدند. در تحولات اخیر سوریه کردها به صورتی فعال و تاثیرگذار شرکت می‌کنند. حضور فعال کردها در اعتراضات نشان از برجسته شدن هر چه بیشتر نقش کردها در تحولات اخیر سیاسی سوریه دارد. مهمتر از همه در حال حاضر کنترل کردستان سوریه در دست نیروهای کرد می‌باشد. ملت کرد توانسته بعداز دهها سال متمادی سرنوشت و ادارهٔ مناطق خود را در دست بگیرد. در حال حاضر اتحاد میان احزاب و سازمانهای کرد وجود دارد. در قامیشلو شورایی برای ادارهٔ مناطق آزاد شدهٔ کردستان تشکیل شد. این شورا از ۱۰ نفر عضو تشکیل شده است که وظیفهٔ اصلی آن تعیین یک سیاست کلی و ادارهٔ مناطق کردستان در این مرحله می‌باشد.






پیشینه

به دنبال جنگ جهانی اول و تجزیهٔ امپراتوری عثمانی، کردهای تحت تسلط این امپراطوری در بین سه کشور ترکیه، عراق و سوریه تقسیم شدند و سوریه هم تحت لوای فرانسه قرار گرفت. در جریان مناقشهٔ موصل در سال ۱۹۲۵، تنش در روابط ترکیه و فرانسه بالا گرفت، در این گیرودار دولت فرانسه از کردهای غرب کردستان خواست که به این دولت در جنگ با ترکیه کمک نمایند و در عوض آن فرانسه متعهد شد که به حل مسئلهٔ کرد در سوریه کمک نماید. در همین راستا دولت فرانسه به پشتیبانی از حزب خویبون و قیام شیخ سعید پیران در سال ۱۹۲۵ می‌پرداخت و سوریه به مأمن و پناهگاه کردهای فراری از ترکیه بدل شده بود. در نهایت اختلاف ترکیه و دولت فرانسه از میان رفت و در سال ۱۹۲۹ در آنکارا، این دو کشور قرارداد ترکیه- فرانسه را به امضا رساندند که به موجب آن منطقه‌ای در مرز سه کشور ترکیه، عراق و سوریه به کردها اختصاص یافت و این منطقه به سه استان حسکه (جزیر)، رقه و حلب تقسیم شد. کردهای این بخش از کردستان با لهجهٔ کرمانجی صحبت می‌کنند براوردها حکایت از آن دارد که ۱۰٪ جمعیت فعلی سوریه را که بالغ بر ۲٫۵ میلیون نفر می‌باشند را کردها تشکیل می‌دهند. اولین جنبش کردهای سوریه در سال ۱۹۲۸ و در جهت کسب حقوق ملیشان خود را نشان داد. در راستای این جنبش کردهای سوریه مطالبات خود را در اولین گام تسلیم پارلمان سوریه کردند. این مطالبات عبارت بودند از:

زبان کردی در مدارس مناطق کردنشین تدریس شود و در ادارات به رسمی شناخته شود.
کردها خود ادارهٔ امور خود را بدست گیرند.

این مطالبات با مخالفت فرانسوی‌ها روبه‌رو شد. در آنهنگام روابط کردها و اعراب بسیار حسنه بود و دوش به دوش هم جهت آزادی سوریه مبارزه می‌کردند. این همکاری سبب شده بود که کردها به تأمین حقوق ملی خود در سوریه خوش‌بین باشند ولی متأسفانه پس از پایان تسلط فرانسه بر سوریه و استقلال این کشور، عربها تمام تعهدات خود را زیر پا گذاشتند. کردها نه‌تنها به حقوق خود نرسیدند بلکه وضعشان از قبل هم بدتر شد کودتای نظامی یکی پس از دیگری به وقوع پیوست و در نهایت قدرت به ناسیونالیستهای عرب رسید. این اتفاق تأثیرات منفی زیادی بر سرنوشت کردها گذاشت زبان کردی ممنوع شد و کم‌کم کردها تحت ستم مضاعف قرار گرفتند. در سالهای ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۱، همگام با تأسیس حزب بعث و قدرت گرفتنش در سوریه و تأکید بر ناسیونالیزم عرب، در سال ۱۹۶۳ تنش میان کردها و اعراب بالا گرفت. کشف و حفر چاههای نفتی در مناطق کردنشین موجب شد که اعراب از حس تجزیه‌طلبی کردها هراس پیدا کنند. یک ژنرال سوری در گزارش خود در سال ۱۹۶۰ می‌گوید که: مشکلات ناشی از وجود کردها پوسته‌ای کاذب در سرزمین اعراب است که باید این پوسته کنده شده و دور انداخته شود. آنچه که مسلم است موقعیت مناسب جغرافیایی کردها و نفت و اقتصاد قوی در کردستان مانند خوره به جان کردها افتاده‌است و وجودشان تهدید سیاسی بالقوه‌ای است برای آیندهٔ اعراب در سوریه.

سرشماری سال ۱۹۶۲ در سوریه بیم و هراس را در دل دولتمردان سوریه دو چندان نمود در واقع هدف از این سرشماری یافتن جهت انکار وجود ملت کرد در سوریه بود به این منظور کردها برای اینکه ثابت کنند که شهروند سوریه هستند می‌بایست اثبات می‌کردند که از سال ۱۹۵۳ در آن کشور ساکن هستند. در واقع منظور اصلی دولت سوریه تعریب مناطق کردنشین بود به این بهانه کردها حقوق شهروندی خود را از دست می‌دادند. در حال حاضر ۳۰۰ هزار نفر از کردهای سوریه فاقد شناسنامه می‌باشند و در خاک سوریه بیگانه محسوب می‌شوند و یا به چشم میهمان نگریسته می‌شوند، و حق خرید زمین و املاک از آنها سلب شده‌است. آنها از حقوق ابتدایی خود محرومند، در ادارات دولتی استخدام نمی‌شوند و قادر به ازدواج و تشکیل خانواده به صورت رسمی نمی‌باشند، حق رأی و کاندیداتوری ندارند و چون پاسپورت برایشان صادر نمی‌شود نمی‌توانند به کشورهای دیگر مسافرت نمایند. در سوریه کسانی که شناسنامه ندارند و کرد هم نیستند به نسبت کردها وضعیت بهتری دارا می‌باشند.

بیانیهٔ جهانی حقوق کودک در سال ۱۹۵۹ در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسید و سوریه نیز در سال ۱۹۹۳ مفاد این بیانیه را پذیرفت و به عضویت آن درآمد. به موجب این بیانیه کودکان پس از تولد صاحب شناسنامه می‌گردند و به عنوان شهروند رسمی آن کشور به حساب می‌آیند. طبق بند ج ـ مادهٔ ۳ حقوق شهروندی سوریه، کودکانی که از پدر و مادر بی‌شناسنامه و یا بی‌هویت متولد می‌شوند همچون شهروند سوریه محسوب می‌شوند اما این قانون برای کردها صدق نمی‌کند و این نقض آشکار بیانیه جهانی حقوق بشر و حقوق کودک است.

اکنون جنبش دمکراسی‌خواهی در کشورهای عربی شمال آفریقا و خاورمیانه آغاز گشته و بخش عمدهٔ این کشورهای توتالیتر را فراگرفته‌است. موج نارضایتی‌ها و اعتراضات جهت تأمین حقوق بشر، آزادی، دمکراسی و عدالت اجتماعی ادامه دارد. در سوریه نیز مردم با سرکوب و اختناق شدید نظام حاکم، به میدان آمده و خواستار تغییر در وضع موجود و پایان حکومت غیردمکراتیک حزب بعث می‌باشند. در این میان حضور کردها و ابراز مطالبات ملی آنها بسیار کمرنگ است و مطالبات آنها در حداقل حقوق شهروندی در چهارچوب خاک سوریه خلاصه شده‌است. در تاریخ سیاسی سوریه کردها هیچ‌گاه نتوانسته‌اند یک جنبش مقتدر و فراگیر آزادی‌خواهانه را به وجود آورند و دلایل آن برمی‌گردد به:

وضعیت جغرافیایی: هرچند که مناطق کردنشین سوریه به مرزهای کردستان ترکیه و کردستان عراق متصل است ولی این مناطق در داخل خاک سوریه به صورت سه بخش مجزا از هم قرار گرفته و در بین آنها اعراب اسکان یافته‌اند.
شیوهٔ برخورد خشن و سختگیرانهٔ نظام حاکم بر سوریه هیچ‌گاه اجازهٔ آشکار را به کردها نداده‌است. در هیچ مقطعی کردهای سوریه حق داشتن رادیو و تلویزیون و روزنامه به زبان کردی را نداشته‌اند و قادر به تحصیل به زبان مادری خود نبوده‌اند در واقع بخش اصلی ضعف کردها ناشی از قدرت حکومت مرکزی در سوریه بوده‌است.
تعدد احزاب و ضعف ساختاری و سیاسی آنها تا این هنگام مانع از ایجاد گفتمانی واحد در بین کردهای سوریه بوده و در واقع احزاب بیشتر به جدال و کشمکش با یکدیگر پرداخته‌اند. به همین دلیل در ۴ / ۷ / ۲۰۱۱ تشکیل یک جبهه مشترک میان احزاب کردستانی سوریه اعلام شد.
کنفرانس احزاب سیاسی کردستانی سوریه که در سال ۲۰۱۲ در شهر اربیل کردستان عراق بر‌گزار شد، با اعلام تشکیل یک جبهه متحد، به کار خود پایان داد. «جبهه احزاب کردستانی سوریه»، بر احقاق حقوق کردها در کردستان سوریه تاکید نمودند. جبهه، خواستار توقف اعمال خشونت شده‌است. این جبهه با شرکت ۱۶ حزب سیاسی کردستانی سوریه تشکیل شده و امور این جبهه از سوی دو کمیته اجرا خواهند شد.







سیاست

افزون بر ۳۰ حزب و نهاد سیاسی در کردستان سوریه مشغول به فعالیت می‌باشند. در یک نظرسنجی اینترنتی درباره رهبران کردهای سوریه، که توسط پایگاه اوستا کرد وابسطه به نخست وزیر اقلیم کردستان عراق صورت گرفت، اقبال مردم به این رهبران به شرح زیر بود.
احزاب در کردستان سوریه

صالح مسلم، رهبر حزب اتحاد دموکراتیک (سوریه) (نزدیک به پ. ک. ک)
عبدالسلام احمد جبههٔ مردم غرب (کردستان سوریه)(نزدیک به پ. ک. ک)
حزب دموکرات کردستان سوریه (الپارتی) (نزدیک به بارزانی)
حزب آزادی به رهبری مصطفی جمعه
فیصل یوسف رییس شورای میهنی کردهای سوریه
ابراهیم برو، دبیرکل حزب اتحاد کردها در سوریه
هیات عالی کردهای سوریه
سعود ملا عضو هیات عالی کردهای سوریه
بشار امین عضو هیات عالی کردهای سوریه
اسماعیل حمه، عضو هیات عالی کردهای سوریه

۴۷ گروه افراطی به کردهای سوریه حمله کرده‌اند. حزب اتحاد دموکراتیک لیست کامل ۴۷ گروه افراطی را که به شهرها و روستاهای کُردنشین سوریه حمله‌ور شده‌اند منتشر کرد:

لیست کامل این گروه‌های افراطی از این قرار است: ۱- داعش ۲- جبهه النصره ۳- تیپ احفاد الرسول ۴- تیپ النصیر ۵- گردان فتح الله ۶- تیپ لا اله الاالله ۷- ابن تیمیه ۸- گردان علی بن ابی طالب ۹- گردان الجزیره ۱۰- گردان میرگرد ۱۱- شاخهٔ امنیتی رقه ۱۲- الشام ۱۳- گردان العادیات ۱۴- گردان محمدیه ۱۵- گردان الابرار ۱۶- گردان شداده ۱۷- گردان احرار الخویران ۱۸- گردان جندالحرمین ۱۹- گردان شمال ۲۰- گردان جندالله ۲۱- جوانمردان جربوی ۲۲- گردان احرارالطوافی ۲۳- گردان سرّین ۲۴- گردان اهل السنه ۲۵- گردان مارعی ۲۶- گردان عایشه ۲۷- گردان احرارالشام ۲۸- گردان احرار ابو راسن ۲۹- گردان احرار الحرب ۳۰- تیپ انقلابیون رقه ۳۱- گردان اسامه بن زیاد ۳۲- گردان القارعه ۳۳- گردان الموحدین ۳۴- گردان طائفه المنصوره ۳۵- گردان الله اکبر ۳۶- تیپ الضلال ۳۷- گردان المدینه المنوره ۳۸- فداییان انقلاب ۳۹- گردان شهدای الظاهریه ۴۰- گردان شهید حسن الخلف ۴۱- واحدهای ابن القین ۴۲- گردان ملی ۴۳- گردان شهید ابو لطیف ابوالخطاب ۴۴- مجلس نظامی رقه ۴۵- گردان احرارالشدادی ۴۶- گردان انورالحق ۴۷- گردان احرار جبال عبدالعزیز».






شهروندی سوریه
دوران حافظ اسد

در سال ۱۹۶۲ فرمانروائی سوریه حق شهروندی صدها هزار تن از کردها را گرفت و حتی آنان را از آمار کشور نیز زدود، که البته این شمار، اکنون پس از گذشت بیش از ۴۰ سال افزایش یافته بود. این شمار از کارت شناسایی ملی (ID) محروم بودند که برای ضروری ترین، ابتدایی‌ترین و حیاتی‌ترین نیازهای خود همچون درمان، آموزش و... بنیادی می‌باشد.

پس از اینکه حافظ اسد، رهبر حزب بعث، در سال ۱۹۷۰، به جایگاه رئیس جمهوری سوریه دست یافت، سرکوب و خفقان کردها و دیگر اقلیت‌های این کشور، به گونه‌ای چشم گیر افزایش یافت. بعثی‌های سوریه عملیاتی همانند و هم‌زمان با صدام حسین رهبر حزب بعث عراق و رئیس جمهور وقت این کشور که در کردستان عراق انجام می‌داد و حملات یا عملیات تعریب (عربی کردن منطقه) نامیده می‌شد را آغاز کردند.

افزون بر اینکه مردم کردستان سوریه از فقیرترین بخش‌های این کشور می‌باشند، سرزمین کردستان سوریه از ثروت سرشاری برخوردار است. به طور کلی مجموع درآمد سالانه کردستان سوریه بالغ بر ۱۰٫۸ میلیارد دلار می‌باشد که برابر با نصف کل بودجه سوریه در سال ۲۰۱۲ میلادی است.






دوران بشار اسد

کردهای سوریه از ۲۰۱۰ شهروندی سوریه دارند و کردستان سوریه از خودمختاری برخوردار است.. این گونه گفته می‌شود که حکومت سوریه خواستار آزادی عبدالله اوجالان رهبر مبارزات کردهای ترکیه نیز بوده است.






تشکیل حکومت موقت در کردستان سوریه

همزمان با آغاز انقلاب، مردم کُرد ظلم نظام بعثی سوریه را تحمل نکردند و به همین خاطر، رژیم ناچار شد نیروهای خود را از منططقه خارج کند. پس از آن کُردها نیروهای خود را سازماندهی کرده و کنترل امور را در دست گرفتند اما نیروهای افراطی برای مقابله با قدرت گرفتن کُردها، به شهرها و روستاها و مردم غیرنظامی حمله‌ور شدند. اغلب گروه‌های مزبور هنوز هم به طور پراکنده و در برخی مناطق به صورت متمرکز به حملات خود علیه کردها ادامه می‌دهند.

از زمان خروج نیروهای سوریه از مناطق کردستان سوریه در اواسط سال ۲۰۱۲ کردها اداره این مناطق را برعهده گرفته‌اند. کردهای سوریه در درگیری‌هایی که با گروه‌های تکفیری در شمال این کشور داشتند، توانستند بخش‌های زیادی از مناطق شمالی سوریه را به کنترل خود درآورند. در نشستی که در ماه نوامبر ۲۰۱۳ در شهر قامشلی بر‌گزار شد، طرح دولت انتقالی که حزب اتحاد دموکراتیک (سوریه)، بزرگترین حزب کردهای سوریه ارائه داده بود، مورد بررسی قرار گرفت.

کردهای سوریه پس از رایزنی‌هایی که در شهر کردنشین قامشلی صورت گرفت و با گذشت چهار ماه از اعلام تصمیمشان برای تشکیل دولت انتقالی، دولتی غیرنظامی و انتقالی تشکیل دادند. کردستان سوریه به سه منطقه تقسیم می‌شود که هریک از این مناطق خود یک شورای محلی ویژه و نمایندگانی در شورای کل خواهند داشت. ماموریت دولت انتقالی تدوین قوانین انتخابات محلی و فراهم سازی مقدمات برای برگزاری انتخابات سراسری و تدوین قانون اساسی است. همچنین اداره مسائل سیاسی، نظامی، امنیتی و اقتصادی کردستان سوریه نیز از دیگر وظایف دولت انتقالی است.






نیروی نظامی
واحد دفاع از خلق ی پ گ

یگان‌های مدافع خلق که عموماً با عنوان ی‌پ‌گ شناخته می‌شود گروه نظامی است متشکل از جوانان کرد مناطق کردنشین سوریه که علیه دولت سوریه در کردستان سوریه مبارزه می‌کند. این گروه که توسط حزب اتحاد دموکراتیک و شورای ملی کرد تاسیس شده است، مسئول حفظ نظم و حفاظت از جان اهالی مناطق کردنشین سوریه است. ی‌پ‌گ خود را یک نیروی شبه نظامی مردمی به شمار می‌آورد.

در ژوئیه سال ۲۰۱۲ نیروهای امنیتی دولت را از سری‌کانی خارج و همچنین عامودا و عفرین را تصرف کرد. از دسامبر ۲۰۱۲، ی‌پ‌گ شامل ۸ تیپ نظامی است؛ که بعضی‌هاشان در عفرین، قامشلی، کوبانی و سری‌کانی در حال عملیات هستند.






وضعیت طبیعی
جغرافیا

هرچند که مناطق کردنشین سوریه به مرزهای کردستان ترکیه و کردستان عراق متصل است ولی این مناطق در داخل خاک سوریه به صورت سه بخش مجزا از هم قرار گرفته و در بین آنها اعراب اسکان یافته‌اند.

"کردستان سوریه" آن بخش از جغرافیای کردستان است که با وسعتی برابر با ۷۰۰ کیلومتر از دیرک تا عفرین را در بر می‌گیرد و با یک خط آهن از شمال کردستان جدا می‌شود. جغرافیایی که محل اسکان خویشاوندان و اقوام کردهای شمال کردستان است و از سه منطقه تشکیل می‌شود:







منطقه جزیره

این منطقه شهرهای "دیرک حمکو، تربه سپی، گرکی لکی، درباسیه، سریکانی و حسکه" را شامل می‌شود و در حال حاضر سه چهارم آن تحت کنترل کردها قرار دارد. از یک سال گذشته مراکز و نهادهای مدنی و نظامی نیروهای کرد در شهرهای جزیره تاسیس شده است. جمعیت کردهای این منطقه نزدیک به دو میلیون نفر است. علاوه بر این نام جزیره، مترادف است با تولید کل محصولات کشاورزی سوریه.

رمیلان:
میزان منابع نفتی رمیلان تقریباً با ذخائر نفتی کرکوک برابری می‌کنید. به لحاظ جمعیتی و وجود منابع طبیعی، رمیلان با اهمیت ترین منطقه کردستان سوریه محسوب می‌شود. کلیه شهرهای جزیره تحت اداره ایالت حسکه قرار دارند. میزان منابع نفت رمیلان به تنهایی با کلیه منابع نفتی دیگر این کشور برابری می‌کند، یعنی چیزی در حدود منابع نفتی کرکوک.







منطقه کوبانی

کوبانی، منطقه‌ای که در روبروی دشت سوروچ شمال کردستان واقع شده است. فاصله دشت سوروچ تا کوبانی ۱۰ تا ۱۵ کیلومتر است و روستاهای این دو منطقه در همسایگی همدیگر قرار گرفتهاند. گری سپی/تل ابیض، عین عیسی، منبج و جرابلوس از جمله شهرهای واقع در منطقه کوبانی هستند. علاوه بر این اداره بیشتر این بخش‌ها نیز توسط کردها صورت می‌گیرد. این منطقه جمعیتی در حدود ۵۰۰ هزار نفر را در خود جای داده است.







منطقه عفرین

جمعیت منطقه عفرین نیز به ۵۰۰ هزار نفر می‌رسد. اما اخیراً کوچ کردها به این نواحی، شمار ساکنان آن را تا دو برابر افزایش داده است. بیشتر شهرها و روستاهای عفرین، مانند عزاز، جبل سامان و ادلیب نیز به کنترل کردها در آمده است.

این سه منطقه به لحاظ جغرافیایی از همدیگر جدا هستند. اما این ناپیوستگی جغرافیایی نتوانسته روابط و تعلق ارگانیک نهادهای سیاسی را در آنجا با مشکل مواجه سازد.






رودخانه‌ها

دجلة – جغجغ – خابور – بلیخ – فرات – ساجور وعفرین. از بزرگترین رودخانه‌های این منطقه به شمار می‌روند






کوه‌ها

درعفرین و جبل الکرد مناطق دره‌ای و کوهستانی است و این مسئله نوعی تنوع جغرافیایی در اقلیم به شمار می‌رود






مردم
زبان

کردهای سوریه به گویش کرمانجی از زبان کردی سخن می‌گویند.






قومیت

کردهای سوریه از قوم کرمانج هستند






مذهب

بیشتر کردهای سوریه سنی شافعی‌اند. اقلیت‌هایی حدود ۵۰ هزار نفر پیرو آیین ایزدی و ۱۰ هزار نفر علوی هستند.






فرهنگ
تجارت

این منطقه/اقلیم از ثروت سرشاری برخوردار است و در حال حاضر می‌تواند روزانه ۲۵۰ هزار بشکه نفت تولید کند. علاوه بر این مقادیر نامعینی نیز ذخایر گازی دارد. میزان تولید نفت در این منطقه از نصف کل تولید نفت سوریه، تا قبل از آغاز اعتراضات، بیشتر بوده است.

کشاورزی: سطح زیر کشت در این منطقه مجموعاً ۱۸ هزار کیلومتر مربع است. به عبارتی هجده هزار کیلومتر مربع از کل ۲۴ هزار کیلومتر مربع این منطقه را اراضی قابل کشت تشکیل می‌دهد.

میزان تولید گندم این منطقه سالانه ۱٫۴ میلیون تن می‌باشد که ۳۷ درصد کل تولید گندم سوریه است.

تولید پنبه: سالانه ۲۷۳ هزار تن است که ۳۹ درصد تولید کل سوریه را شامل می‌شود.

همچنین ۱۵ میلیون اصله درخت زیتون در این منطقه وجود دارد که شامل ۲۳ درصد کل درختان زیتون در سراسر سوریه است.

به طور کلی این منطقه به تنهایی ۴۵ درصد کل تولیدات کشاورزی سوریه را تامین می‌کند.

منطقه از منابع عظیم آب برخوردار است که شامل ده سد بزرگ با مجموع گنجایش ۳۰۰ میلیون متر مکعب آب و هشت رودخانه است که یکی از آنها رود فرات می‌باشد.

محصولات آبزی این منطقه ۵۵ درصد کل محصولات آبزی سوریه را دربر می‌گیرد.

با احتساب قیمت کنونی نفت در بازارهای جهانی، این منطقه می‌تواند در سال ۹٫۵ میلیارد دلار از فروش نفت، از زیتون ۷۵۰ میلیون دلار، از گندم ۳۷۲ میلیون دلار و از فروش پنبه ۲۳۰ میلیون دلار درآمد داشته باشد.

به طور کلی مجموع درآمد سالانه این منطقه بالغ بر ۱۰٫۸ میلیارد دلار می‌باشد که برابر با نصف کل بودجه سوریه در سال جاری میلادی است.

با توجه به در امان ماندن شهرهای کردی از جنگ داخلی، سرمایه گذاریهای آینده در این منطقه به جای اینکه صرف بازسازی شود در امر توسعه منطقه هزینه خواهد شد.






جمعیت

دولت سوریه جمعیت کردها ۵٪ و وزارت امورخارجه امریکا ۹٪ البته سازمان ملل در گزارشی جمعیت کردهای سوریه را ۱۸٪ و همچنین نهادهای نزدیک به پ کا کا نیز جمعیت کردهای سوریه را بیش از ۴ میلیون ذکر کرده‌اند






آموزش

پس از شروع نا آرامی‌ها، آموزش در شمال سوریه به زبانهای کردی، سریانی و عربی است.






خودگردانی

بنیاد زبان (szk) شروع به اموزش زبان کردی کرمانجی به ادارات در کانتن هااموزش می‌دهد که به صورت الفبای لاتین است






دولت سوریه

دانشگاه دمشق نیز دوره‌های اموزشی زبان کردی کرمانجی را شروع کرده با این تفاوت که با الفبای عربی اموزش داده می‌شود






شخصیت های مهم

جوان حاجو- جگرخوین- محمد شیخو- جلادت بدرخان- شیخ معشوق خزنوی- قدری جان- مانو خلیل- باهوز اردل- عبدالباسط سیدا- ادیب شیشکلی- مشعل تمو- عسمان صبری- رائد بکو- جوان حسو- محمد البشو- کاوا حسو- شبال ابراهیم- دنی کی کی- احمد الصالح- سلیم برکات- عمر حمدی- ّبسام مصطفی- ابراهیم کیفو- نوژین دیرک- زردشت اسماعیل هیبت- حموده حسن- حسنی الزعیم- خبات دیرک





کردهای ارمنستان

جامعهٔ کردها در ارمنستان، کوچک ولی فعال است محل تجمع عمدهٔ آنها در آراگاتسوت در ۲۰ مایلی شمال غربی ایروان است تعدادی از آنها هم در آپاران و تالین زندگی می‌کنند بین کردهای مسلمان و مسیحی با کردهای یزیدی که دارای مذهب متفاوتی هستند تفاوت آشکاری وجود دارد کردهای مسلمان ارمنستان عمدتاٌ سنی و دامدار بوده و دارای یک زندگی نیمه عشایری هستند.

انستیتوی مطالعات شرقی دانشگاه دولتی ایروان رشته کردشناسی و اتحادیه نویسندگان کرد وجود دارد و کردها دارای یک روزنامه به زبان کردی به اسم ریه‌تازه(riataza) به معنی راه نو هستند و نیز دارای برنامه رادیوئی ویژه خود می‌باشند. در ارمنستان چندین شخصیت برجسته کرد زندگی کرده‌اند و حضور کردهای مسلمان در ارمنستان عمدتاّ بر اثر سیاست‌های نژادپرستانه مقامات دولت عثمانی در قتل عام اقوام غیرترک بوده است.

کردها در منطقه قفقاز جنوبی بین قرون دهم تا دوازدهم میلادی در میان رود کورا و عرس از طریق سلسلهٔ کردی شدادیان ظاهر شدند. اسکان وسیع کردها بعد از الحاق قفقاز جنوبی به روسیه در آغاز قرن نوزدهم از کردستان به قفقاز صورت گرفته است روابط بین کردها و مقامات ترک همواره بد بوده به گونه‌ای که کردها همیشه مورد تعقیب و آزار و حتی کشتار قرار گرفته‌اند و همین امر موجبات مهاجرت آنان به سرزمین‌های تحت کنترل روسیه را فراهم آورده است حدود ششصد خانوار کرد در منطقه قره‌باغ اسکان داده شدند.

اکثر کردهای ارمنستان بویژه بعد از دو جنگ کریمه و ایران و روس که هر دو در قرن نوزدهم روی داد به این کشور آمده‌اند.






یزیدیها

در حالحاضر یزیدی‌ها بزرگترین اقلیت ارمنستان به شمار می‌روند آنها کردهائی هستند که دین اصلی خود را حفظ کرده‌اند آنها به زبان کرمانجی یا کردی شمالی سخن می‌گویند و تقریباّ تمامی متون مقدس آنها به این زبان است که در بر گیرندهٔ سرودها(pewl) است.

کردها اکثراً در بخش غربی ارمنستان زندگی می‌کنند. کردهای شوروی سابق در دهه ۱۹۲۰ شروع به نوشتن کردی با الفبای ارمنی کردند در ۱۹۲۷ به لاتین و ۱۹۴۵ به سیریلیک و اکنون به سیریلیک و لاتین می‌نویسند. آنها یک رادیو و روزنامه تاسیس کردند.





کردهای خراسان
کُردهای خراسان بخشی از مردم کرد ایران‌اند که پراکنش آنان در منطقه شمال خراسان بزرگ است که این منطقه با نام کردخانه شناخته می‌شود. زبان مردم این منطقه کردی کرمانجی و دین آنان اسلام است. فرهنگ کردهای خراسان با تفاوت‌های جرئی همانند فرهنگ کردی مردم سرزمین کردستان است. کردهای خراسان مسلمان شیعه مذهب‌اند و جمعیتشان" یک میلیون و پانصد هزار نفر" است. ادبیات شفاهی این مردم به علت نداشتن رسم الخط کرمانجی خراسان در معرض آسیب است.






پیشینه

مردم کردتبار منطقهٔ خراسان بنا به منابع تاریخی نوادگان کردهایی هستند که در زمان شاه عباس از منطقه باختری دریاچه ارومیه به این نواحی برای نگاهداری از مرزهای ایران کوچ داده شدند و بنا به روایتی دیگر شاه عباس آنان را به خاطر تضعیف سرکشی خان‌های کرمانجی و بکار بردن آنان در مقابله با حملات بی‌امان ازبکان به خراسان بزرگ کوچاند.






جغرافیا

این منطقه در شمال خراسان در ایران قرار گرفته و ساکنان آن بیشتر اقوام کُرد است. این اقوام شامل حدود ۲۲ ایل یا طوایف مهم کُردی است. اکنون این منطقه با توجه به تقسیمات سیاسی ایران جزئی از استانهای خراسان شمالی، خراسان رضوی و گلستان به حساب می‌آید. شهرهای قوچان، شیروان، بجنورد، درگز، اسفراین، چناران ، آشخانه و فاروج دارای اکثریت اقوام کرد و شهرهای مشهد، نیشابور و سبزوار دارای اقلیت کرد می‌باشند و بیشترین جمعیت کردنشین در شهرهای قوچان ، شیروان و بجنورد می باشند.






روستاهای کردنشین

بیشتر روستاهای شهرستان شیروان از جمله;کلاته هندی، بلغان، گرماب، سرچشمه، حصار گلیان، ملاباقر، رزمقان، ورگ، تنسوان، زمان،سرداب،سرانی،کاکلی، پیرشهید و... کرد نشین می‌باشند. شیخ امیرانلو، میلانلو، سیرسپرانلو، نامانلو، قالتمانلو، تخت، چیرمه، پالکانو در جیریستان، پهلوانلو، بردر، قرچقه، شمخال در باجگیران، توپکانلو، تیتکانلو، حمزه لو، رشوانلو، رودکانلو، در بادام، زیدانلو وروستای یدک (ایگ)در قوچان و بجنورد و درگز، سیوکانلو در اوغاز تازه، کم کیلانلو در باجگیران، ، شهرانلو، دولت خانی و شیخکانلو در اوغاز و چناران و قاسملو در اسفراین طایفه بزرگ میلانلو در درگز، طایفه‌های شیخوانلو، باچوانلو، قراچورلو، زیدانلو، مادانلو (بادانلو)، کیکانلو، پالکانلو، کیوانلو، زنگنه، تورانلو، دوله شانلو، ارتکانلو، بریوان لو، چگنی، صوفیانلو، بادلو، کپکانلو، گوشانلو، گیلانلو، قرچقه






مردم

استان خراسان شمالی ‪ ۸۱۱‬هزار نفر جمعیت دارد که حدود 40 تا 50 ‬درصد آنان را کردها در برمی‌گیرند و کردها بزرگترین گروه قومی این استان‌اند. اینان شیعه مذهب هستند. حدوداً ۲۲ قبیله مهم و ۱۲۲ گروه از این قومیت در خراسان ساکن‌اند. کردهای خراسان از شاخه کرمانجها هستند و به زبان کرمانجی سخن می‌گویند. یکی از عمده ویژگیهای قوم کرمانج خراسان شمالی که افراد این قوم را از دیگر اقوام ممتاز می‌کرده پوشش مردان و زنان این قوم بوده‌است که اکنون تنها به عنوان زینت به کار برده می‌شود. تنها بعضاً این پوشش اصیل کرمانجی در میان زنان عشایر، آن هم زنان مسن‌تر، دیده می‌شود و گاه نیز اهالی خطه خراسان شمالی در مجالس جشن و شادی اقدام به پوشیدن لباسهای کرمانجی می‌کنند.

ایل مراد خان که به (حسین زاده)شهرت دارندو بزرگ ترین ایل در شیروان هستند
ایل عمارلو در نیشابور
ایل مژدکانلو در نیشابور
ایل زعفرانلو در نیشابور، قوچان، درگز، و مشهد ساکن هستند.
ایل ملکشاهی و ایل شوهان در کاشمر
ایل زنگنه در خراسان شمالی
قوچان:طوایف زعفرانلو، برانلو ،ارامانلو، سعدانلو، کیوانلو، عمارلو، شادلو، بچاوند، باوه نور در قوچان که همگی از ایل بزرگ حسنلو هستند. شیخ امیرانلو، سووانلو، پیچپرانلو، شاملو، بهادرانلو. توپکانلو، تیتکانلو، حمزه لو، رشوانلو، رودکانلو، زیدانلو
بجنورد: دوانلو در مزوج و بجنورد
رادکان: کاوانلو
اردلان: شارلو، گوشانلو، ترسانلو، بادللو
9:39 am
استان خراسان رضوی

استان خراسان رضوی یکی از استان‌های خراسان در شمال شرقی ایران به مرکزیت مشهد است که از شمال با ترکمنستان و استان خراسان شمالی، از غرب با استان سمنان، از جنوب غربی و جنوب با استان خراسان جنوبی و از شرق با افغانستان همسایه است. این استان در سال ۱۳۸۳ با تقسیم استان خراسان به سه استان ایجاد شد.





واژهٔ رضوی در نام این استان، به مقبرهٔ علی بن موسی الرضا در مرکز این استان اشاره دارد.

مساحت این استان ۱۱۸٬۸۵۴ کیلومتر مربع بوده که از این نظر جهارمین استان بزرگ کشور است.

خراسان رضوی از ۲۵ شهرستان و ۶۵ بخش تشکیل شده‌است.




تاریخچه

خراسان، در طول تاریخ شاهد ظهور و سقوط سلسله ها و دولت های بسیاری در قلمرو خود بوده است. اقوام مختلف اعراب، ترک ها، کردها، مغول ها، ترکمن ها و افغان ها زمان به زمان به این منطقه تغییرات را به ارمغان آورده اند.

جغرافیدانان باستان ایران، ایران را به هشت بخش تقسیم کرده که خراسان بزرگ شکوفا ترین و بزرگترین قلمرو بوده است. اسفراین نیز، در میان دیگر شهرهای استان، یکی از نقاط کانونی برای اقامت اقوام آریایی پس از ورود به ایران محسوب می گردد.

امپراتوری اشکانیان برای چندین سال در نزدیکی مرو در خراسان مستقر بوده است. در دوران ساسانیان نیز استان توسط یک سپهبد که "پادگوسبان" نامیده می شده و چهار مرگراوس (margraves) که هر یک فرمانده یکی چهار بخش استان بوده اند حکومت می شده است.

در دوران فتوحات مسلمانان در ایران خراسان به چهار بخش تقسیم گردید و هر بخش به اسم شهر بزرگ خود یعنی نیشابور، مرو، هرات و بلخ نامیده شدند.



آمار جمعیتی
تعداد کل جمعیت استان بر اساس آمار سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ تعداد ۵٬۹۹۴٬۴۰۲ نفر بوده که شامل ۲٬۹۹۹٬۵۲۹ نفر مرد و ۲٬۹۹۴٬۸۷۳ نفر زن می‌باشد.




مشهد
مشهدکلان‌شهری در شمال شرقی ایران و مرکز استان خراسان رضوی است. این شهر در زمان افشاریان، پایتخت ایران بود. بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ این شهر با ۲٬۴۱۰٬۸۰۰ نفر جمعیت دومین شهر پرجمعیت ایران پس از تهران است.این شهر به واسطه وجود حرم علی بن موسی‌الرضا، هشتمین امام مذهب شیعه، سالانه پذیرای بیش از ۳۲ میلیون زائر از داخل و بیش از یک میلیون زائر از خارج از کشور است. مشهد تنها در فصل تابستان سال ۱۳۸۹ پذیرای بیش از ۱۳ میلیون مسافر بوده‌است. آمار نشان می‌دهد وجود آرامگاه علی بن موسی الرضا در مشهد موجب شده است که به طور میانگین هر ایرانی، هر سه سال یک‌بار به مشهد سفر کند. مساحت شهر مشهد درآخرین تغییرات بالغ بر ۲۸۸ کیلومتر مربع می‌باشد.



پیشینه

حوضهٔ رودخانهٔ کشف‌رود که شهر مشهد در آن قرار دارد. به خاطر شرایط مناسب طبیعی، از پیش از اسلام به عنوان یکی از بخشهای مورد توجه برای سکونت در خراسان به حساب می‌آمده است. این منطقه در آغاز مسکن اقوام آریائی بود. در نزدیکی شهر کنونی مشهد، شهری بنام توس وجود داشته است. در اسطوره‌های ایرانی بنای اصلی شهر توس را به جمشید و بازبنای آن را به توس، پهلوان و سپهسالار کیانی نسبت می‌دهند. از تاریخ این شهر در پیش از اسلام، به جز افسانه‌ای چند، آگاهی چندانی در دست نیست. ولی با توجه به اسناد موجود، می‌توان گمان برد که این شهر در اواخر حکومت ساسانیان، یکی از مرزداری‌های سر راه گرگان و نیشابور به مرو و بلخ، و از ولایت‌های مشهور در خراسان بزرگ بوده‌است.

توس در زمان خلافت عثمان به‌طور کامل توسط اعراب فتح شد. در دورهٔ اسلامی این منطقه بخشی از ولایت توس به مرکزیت شهر تابران بود که آبادی‌های سناباد و نوغان که بخشی از مشهد کنونی هستند را نیز در بر می‌گرفت. پس از حملهٔ مغولان مردم شهر ویران‌شدهٔ توس به مشهد مهاجرت کردند و شهر گسترش پیدا کرد. مشهد در زمان حکومت نادرشاه افشار به عنوان پایتخت ایران برگزیده شد.



نام مشهد
واژه مشهد به معنی محل شهادت است. علی بن موسی الرضا پس از قتل به دست مأمون عباسی در سال ۲۰۲ هـ. ق، در آرامگاه هارونی سناباد به خاک سپرده شد. از آن پس «سناباد نوغان» به نام «مشهدالرضا» خوانده شد و کم‌کم بر پهنه آن، به ویژه در زمان شاه تهماسب صفوی افزوده گشته و مردم توس به مشهد کوچ داده شدند؛ و به مرور زمان نام مشهد بر این شهر ماندگار شد. گفتنی است که نام مشهد اولین بار توسط سلطان محمود غزنوی به این شهر داده شد.



مشهد در دوره اسلامی
به گفته تاریخ نویسان، هنگامی که یزدگرد سوم از برابر سپاهیان مسلمان عرب گریخت، به خراسان روی آورد. سپاه مسلمانان به فرماندهی احنف بن قیس که مامور فنح خراسان بودند وی را تعقیب کردند. یزدگرد که آنان را به دنبال خویش یافت، راهی توس شد تا از کنارنگ توس مرزبان خود در آن خطه پناه بخواهد، اما کنارنگ با این بهانه که از یک سو، توس گنجایش موکب بزرگ پادشاهی را ندارد، و از سوی دیگر، پناه دادن به پادشاه، امکان یورش سپاه مسلمانان را افزایش می‌دهد، یزدگرد را از توس راهی مرو کرد. حاکم مرو نیز در آغاز به استقبال یزدگرد شتافت، اما سرانجام از او رخ برتافت و آخرین شاه ساسانی در سال ۳۱ هجری به دست آسیابانی در مرو کشته شد. کنارنگ توس هم با احساس خطر از سپاه مسلمانان، طی نامه‌ای از عبدالله بن عامر، امان خواست و عهد کرد که اگر پیشنهاد او پذیرفته شود، در فتح نیشابور مسلمانان را یاری خواهد داد. پس چنین کرد و به امارت نیشابور دست یافت. با این ترفند، کنارنگیان، به رغم فتح خراسان، همچنان نفوذ خود را در خطه توس حفظ کردند و تا پایان عصر اموی و چیرگی سپاه ابومسلم در سال ۱۲۹ هجری، در آن جا ماندند و تنها پس از یورش سرداران ابومسلم بود که آن جا را رها ساختند.



مشهد در دوره امویان
از تاریخ توس در دوران امویان نیز خبر چندانی در دست نیست. تنها باید از مهاجرت و اقامت و درگذشت خواجه ربیع بن خثیم از یاران ابن مسعود صحابی یاد کرد که در حدود سالهای ۳۵ هجری راهی خراسان شد و در نوغان اقامت گزید و در سال ۶۱ در همان جا درگذشت و دفن شد.



مشهد در دوره عباسیان
در دوره عباسیان، گرچه فرمانداران خراسان از جانب حکومت مرکزی برگزیده می‌شدند، اما بی کفایتی این والیان و جنبش‌هایی که در گوشه و کنار این خطه رخ می‌داد، گاه مردم را چنان برمی‌آشفت که خواهان برکناری ایشان می‌شدند. از جمله در سال‌های پایانی قرن دوم، آن زمان که علی بن عیسی والی خراسان بود، فتنه و آشوب تا آن اندازه در خراسان بالا گرفت که هارون الرشید در سال ۱۸۹ خود برای سرکوب شورش، رهسپار ولایات شرقی شد. اما علی بن عیسی، فرصت طلبانه، و با هدایای بسیار، در ری نزد او آمد و هارون او را در حکمرانی خراسان پایدار داشت. ولی با سپری شدن یک سال، شورش از حد گذشت و هارون وی را برکنار نمود. در سال ۱۹۲ نیز خود برای استقرار امنیت کامل، راهی خراسان شد و در باغ حمید بن قحطبه اقامت گزید. یک سال پس از آن چنان بیمار شد که همان جا مرد و در تالار بزرگ کاخی که در آن باغ قرار داشت، به خاک سپرده شد. در دوران حکومت هارون عباسی، حمید بن قحطبه طائی والی خراسان بود که کاخی در باغی واقع در ۱٫۵ کیلومتری سناباد داشت. در بهار سال ۱۹۳ هجری قمری، هارون که برای سرکوب شورشی عازم سمرقند بود، در نوغان بیمار شد و بنا به وصیتش او را در آن باغ دفن کردند. چند سال بعد در دوران خلافت مامون، در ۲۰۲ هجری قمری، علی بن موسی‌الرضا که پس از یک سال اقامت در مرو عازم بغداد بود، در منزل امیر سناباد مسموم شد و مأمون پیکر او را نزدیک قبر هارون به خاک سپرد. از آن پس آن نقطه «مشهد الرضا» به معنی «محل شهادت رضا» و به اختصار مشهد نام گرفت.



از توس تا مشهد

توس، در دل خود شهرهایی داشته، که نوغان و طابران از آبادترین آنها بوده و آورده‌اند که این دو شهر هزار قریه و آبادی را در بر می‌گرفته‌است.... در طول تاریخ، گاه نوغان اعتبار افزونتری می‌یافته و زمانی طابران رونق بیشتری داشته‌است. جایی که اکنون به نام شهر توس معروف است و آرامگاه فردوسی، حماسه سرای نامدار ایران در آن قرار دارد، تنها بخشی از توس قدیم، یعنی همان طابران است، که بقایای ارگ و باروی نیمه ویرانی که مردم آن را قصر مامون می‌خوانند و بنای بزرگی که به بقعه هارونیه مشهور شده‌است، در آن پیداست. این محل، در حال حاضر حدود بیست کیلومتری شمال غربی شهر مشهد است. دیگر شهر بزرگ و نامدار توس، نوغان بوده که اینک در دل شهر مشهد قرار دارد. یکی از آبادی‌های پیرامون نوغان، روستایی به نام سناباد بوده که آب و هوایی خوش و مطبوع، کشتزارهایی پربار، قنات‌هایی سرشار و بوستانهایی شاداب و سرسبز داشته‌است. در بهار سال ۱۹۳ ه-ق هنگامی که هارون جهت سرکوب شورشی در سمرقند به نوغان رسید مریض و سپس فوت نمود وی وصیت نموده بود پس از مرگ او را در باغ مجاور محل اقامتش دفن نمایند. مآمون جانشین هارون پس از گذشت چند سالی از خلافتش در اثر طغیانی که علیه وی در عراق پدید آمد به قصد آنکه تمایل شیعیان را به خود جلب کند «علی ابن موسی الرضا» را به جانشینی نامزد کرد. علی ابن موسی الرضا پس از یک سال ماندن در مرو رهسپار بغداد شد، وقتی به روستای نوغان رسید به خانه امیر سناباد وارد و در آن جا مسموم و در سال ۲۰۲ یا ۲۰۳ ه-ق پس از سه روز درگذشت و پیکرش در باغ حمید بن قحطبه در ۱٫۵ کیلومتری روستای سناباد مدفون شد، از همان زمان این نقطه به نام مشهد الرضا و بعد به اختصار مشهد نام گرفت.
در تاریخ ۱۳۸۸/۸/۸ سالروز تولد علی بن موسی الرضا، امام هشتم شیعیان، توسط محمود احمدی نژاد (رئیس جمهور وقت) و نمایندگان مجلس شورای اسلامی، مشهد رسماً به عنوان «پایتخت معنوی ایران» برگزیده شد



مناطق شهری مشهد

منطقه ثامن: تقریبا شامل منطقه اطراف حرم می‌شود و دارای بافت قدیمی- مذهبی - سنتی است. بیشتر هتلها، هتل آپارتمانها و مهمانپذیرهای مشهد در این منطقه واقع شده‌اند و جو زائر پذیر دارد.

منطقه احمدآباد: از جمله محله‌های قدیمی شهر مشهد است و جزو مناطق اعیان نشین این شهر به شمار می‌رود.

منطقه قاسم‌آباد (شهرک غرب): جزو محله‌های تازه آباد شده مشهد است. قاسم‌آباد در شمال غربی مشهد واقع شده و از نظر شهرسازی، به روز تر از سایر نقاط شهر می‌باشد. محله‌های آن دارای پارک‌های متعددی است.



جغرافیای طبیعی
شهر مشهد مرکز استان خراسان رضوی با ۲۸۸ کیلومتر مربع مساحت، در شمال شرق ایران و در طول جغرافیایی ۵۹ درجه و ۱۵ دقیقه تا ۶۰ درجه و ۳۶ دقیقه و عرض جغرافیایی ۳۵ درجه و ۴۳ دقیقه تا ۳۷ درجه و ۸ دقیقه و در حوضه آبریز کشف رود، بین رشته کوه‌های بینالود و هزار مسجد واقع است. ارتفاع شهر از سطح دریا ۹۸۵ متر و فاصلهٔ آن از تهران ۹۶۶ کیلومتر است.



زمین‌شناسی
دشت (جلکه) مشهد که جزو حوضه آبریز کشف رود می‌باشد. دشت مشهد به صورت دره وسیع دارای ابعادی به طول بیش از 100km و عرض متوسط حدود 25 km و وسعت حدود 2500 km2 می‌باشد. دشت مشهد با مختصات طول جغرافیایی ۵۸° و ۲۱´ تا ۶۰° و ۸´ درجه شرقی و عرض جغرافیایی ۳۵° و ۴۰´ تا ۳۶° ۰۳´ درجه شمالی در حوضه آبریز رودخانه کشف رود در خراسان رضوی قرار دارد. از میان سازندهای موجود در این دشت سازند مزدوران (سازند دوران دوم) در رابطه با منابع آب زیرزمینی حائض اهمیت است. این سازند که از رسوبات سخت کربناته تشکیل شده به دلیل وجود فضاهای خالی کارستی قادر است سفره‌های آب زیرزمینی را بوجود آورد. از جمله منابع آب سطحی این دشت نیز می‌توان به خود رودخانه کشف رود اشاره کرد. این رودخانه در گذشته دارای آب زیادی بوده‌است ولی در حال حاضر به علت پایین افتادن سطح آب زیرزمینی و در نتیجه قطع شدن زهکش‌ها تنها در مواقع سیلابی شدید مقداری آب از سرشاخه‌های آن وارد می‌شوند.



اقلیم
آب و هوای مشهد معتدل و متغیر است و وزش بادها در آن بیشتر در جهت جنوب شرقی به شمال غربی است. حداکثر درجه حرارت در تابستان‌ها ۴۳ درجه بالای صفر و کمترین آن در زمستان‌ها ۲۳ درجه زیر صفر است.



نمای شهر


دیدنی‌ها

از دیدنی‌های داخل شهر مشهد و اطراف آن می‌توان به موارد زیر اشاره نمود: اماکن زیارتی:مسجد گوهرشاد، مسجد هفتاد و دو تن، مصلی طرق
از دیگر مراکز دیدنی شهر مشهد می‌توان به موزه‌های آستان قدس رضوی (که خود شامل چندین موزه است)، مجموعه سرزمین موج‌های آبی به عنوان بزرگترین پارک آبی سرپوشیده اشاره کرد.
اماکن باستانی:از سناباد و توس قدیم آثار تاریخی زیادی بر جای نمانده است.(هم اکنون شهر توس در حال یازسازی است) چهار طاقی بازه هور از قدیمی‌ترین بناهای موجود در محدودهٔ شهر است که زمان ساخته‌شدنش را قرن سوم میلادی تخمین می‌زنند.
اماکن تاریخی: آرامگاه نادرشاه، آرامگاه فردوسی، ایستگاه راه آهن،
پارک‌ها: پارک کوهسنگی، پارک و شهربازی ملت، کوهستان پارک شادی، باغ وحش و پارک جنگلی وکیل‌آباد
ییلاقات: شاندیز و طرقبه، زشک، نغندر، جاغرق، منطقه ییلاقی خور (قزلق) و منطقه ییلاقی سررود در شمال غربی مشهد، چالی دره، پارک جنگلی وکیل‌آباد، بوستان ملت، آبشار اخلمد و کنگ (ماسوله‌ای کوچک)، آبشار ارتکند، پارک جنگلی نه دره در دو کیلومتری جنوب مشهد، منطقه دیدنی فریزی، سد ارداک، هفت حوض، چشمه گیلاس، چشمه گراب
مراکز خرید: مجتمع تجاری پروما، بازار رضا، بازار بین‌المللی، بازار خیام، مجتمع آلتون و مجتمع تجاری الماس شرق و مجتمع تجاری وصال، بازار بعثت طرقبه میل اخنگان،، گنبد خشتی، گنبد هارونیه مدارسه عباسقلی خان



معماری و شهرسازی

شهر مشهد در گذشته دارای سه حصار بوده‌است و گسترش شهر در گذشته به سمت غرب (حرم علی بن موسی‌الرضا) بوده. ساخت اصلی شهر فعلی در ۲۵ سال اول قرن حاضر پایه ریزی شده‌است. خیابان، میدان و ساختمانهای دولتی سه عامل هدایت توسعه شهر را به عهده داشته‌اند. شهر دارای دو مرکز اصلی است.

چهار سمت شهر از طریق چند خیابان اصلی به میدان مرکزی اتصال می‌یابد. توسعه شهر در دهه ۱۳۲۵ تا ۱۳۳۵ در جنوب غربی و غرب صورت گرفت. راه آهن و فرودگاه تأثیر زیادی بر چگونگی هدایت توسعه داشته‌اند. در دهه ۱۳۳۵ تا ۱۳۴۵، جاده جدید تهران باعث توسعه شهر به سمت جنوب گردید. از سال ۴۵ به بعد توسعه شهر منطبق با طرح جامع هدایت شده‌است. در سال ۱۳۵۵ محور اصلی جامعه سنتو، دانشگاه فردوسی و پارک ملت توسعه شهر را به سمت غرب تشدید نمودند. این شهر قرار بود به دو قسمت مذهبی - سنتی (مشهد شرقی یا رضوی) و توریستی - مدرن (مشهد غربی یا پهلوی) تقسیم شود، که با انقلاب اسلامی ناکام ماند. در دوره شهرداری شهردار پژمان این امر با پاره‌ای تغییرات انجام گردید و شهرستان طرقبه-شاندیز به عنوان شهر توریستی مشهد معرفی گردید. ساختار کالبدی شهر به صورت قطاعی است. مراکز تجاری و خدماتی در اطراف حرم و قطاع غربی تمرکز یافته‌اند و واحدهای مسکونی در دو محور غرب و شرق قرار دارند.



فضای سبز
از جمله پارکهای محبوب و مورد توجه مردم شهر مشهد، می‌توان به پارک ملت، پارک بانوان (حجاب)، باغ ملی، پارک بزرگ وحدت، امام رضا (گلشهر)، کوهستان پارک شادی، پارک رازی (قره خان)، پارک امت، پارک محلی مطهر، پارک پردیس قائم، پارک میرزا کوچک خان، پارک خورشید و پارک کوهسنگی اشاره کرد. پارک خورشید، اولین پارک مشهد است که در آن زمین فوتبال ساحلی و زمین والیبال ساحلی، با ابعاد استاندارد، ایجاد شده است؛ گفتنی است که روشنایی آلاچیق‌های این پارک از سلولار خورشیدی تامین می‌گردد.
ساعت : 9:39 am | نویسنده : admin | مطلب بعدی
خراسان رضوی | next page | next page