تقلید در مذهب شیعه

تقلید در مذهب شیعه از عصر امامان آغاز شد. آنان پیروانشان را به راویان حدیث یا یاران نزدیک خود، ارجاع می‌دادند و گاهی یاران خود را به حضور در مساجد و مراکز عمومی برای فتوادادن و ارشاد مردم تشویق می‌نمودند. ظهور تقلید در عصر امامان و تشویق آنان به این امر، بعلت فاصلهٔ زیاد میان شهرها، فراهم نبودن امکانات ضروری برای مسافرت مردم و در نتیجه دشواری دسترسی به امام یا دسترسی نداشتن به وی، عاملِ تقیه در بسیاری موارد و بالاخره پدید آمدن مشکلات شخصی و عسر و حرج برای امامان در صورت مراجعة مستقیم مردم به آنها بود.





در عصر غیبت صغرا نیاز به تقلید در احکام شرعی بیشتر احساس شد و بنا بر توقیعی که از آخرین امام شیعیان (امام دوازدهم شیعه) نقل شده‌است، مرجع شناخت احکام در موضوعات جدید را فقیهانی معرفی کرده که دارای شرایطی هستند و مردم باید از آنها تقلید کنند.

در عصر غیبت کبرا نیز مسئلهٔ تقلید همواره در میان شیعیان مطرح بوده و در دوره‌های گوناگون کمتر در مورد ضرورت داشتن آن تردید شده، هر چند که در ضوابط و شرایط آن بین اصولیون و اخباریون اختلافاتی وجود داشته است.

به نظر می‌رسد سابقهٔ پژوهش در بارهٔ اجتهاد و تقلید به عصر تدوین علم اصول فقه برمی گردد. این موضوع در کتابهای اصولی امامی، از زمان نگارش الذریعه الی اصول الشریعه (تألیف سید مرتضی علم الهدی، متوفی ۴۳۶) تا عصر حاضر، بررسی شده است. در کتب فقه استدلالی نیز گاه برخی مباحث مربوط به تقلید، ضمن بررسی شرایط فقیه جامع‌الشرایط، بیان می‌شود. از قرن دهم به بعد، آثار مستقلی در این باره با عنوان الاجتهاد و التقلید یا عناوین دیگر نگاشته شد و پس از شیخ انصاری آغازشدن رساله‌های عملی با این مبحث رواج یافت. از زمان تألیف کتاب العروةالوثقی، اثر سید محمدکاظم طباطبائی یزدی (متوفی ۱۳۳۷) نیز مباحث اجتهاد و تقلید در ابتدای کتب فقهی مطرح گردید.






ادله جواز و وجوب تقلید از نظر شیعه

نظر مشهور فقهای شیعه بر وجوب یکی از سه امر اجتهاد، احتیاط یا تقلید برای مکلف است اما در نوع این وجوب اختلاف نظر وجود دارد. برخی این وجوب را شرعی دانسته‌اند؛ یا از آنرو که ادله وجوب شرعیِ فراگیری احکام بر آن دلالت دارد یا از آن جهت که تقلید مقدمة انجام دادن تکالیف شرعی است و «وجوب مقدَّمی» دارد. برخی دیگر این وجوب را عقلی دانسته‌اند، زیرا عقل درک می‌کند که مکلف در صورت انجام دادن حرام و ترک کردن واجب مستوجب عِقاب است، پس باید مستند و حجتی بیابد که او را از عذاب و عقاب ایمن سازد. این حجت از یکی از سه راه مذکور (اجتهاد، احتیاط، تقلید) حاصل می‌شود. بر این اساس، تقلید در کنار دو راه دیگر وجوب تخییری دارد و مکلف می‌تواند از راه تقلید، احکام شرعی خود را فرا گیرد. بنابراین اگر اجتهاد برای او ممکن نباشد، تقلید واجب تعیینی می‌شود. به تصریح فقها حکم تقلید، خود نمی‌تواند مورد تقلید قرار گیرد، بلکه مقلد باید با یقین خود و به استناد حکم عقل تقلید نماید و گرنه دور باطل لازم می‌آید، هر چند در مورد جزئیات احکام تقلید، امکان تقلید وجود دارد. سید محمد جواد غروی در کتاب خود چنین می‌نویسد که مقلد هم باید در شناخت احکام الهی به علم برسد از اینرو تبعیت از یک فقیه رفع مسئولیت از او نمی‌کند و باید با حکمیت عقل، از هر فقیهی که مسئله یا مسائل احکام را با استناد به کتاب خدا و سنت قطعیه عقلیه بیان می‌نماید، پیروی کند. پس مقلد می‌تواند در هر حکمی از یک مجتهد، مستقلاً تبعیت نماید نه اینکه در تمامی مسائل، از یک فقیه تقلید کند و در مسائل ثابت شرع نیازی نیست که فقیه در قید حیات باشد.






دلایل چهارگانه جواز و وجوب تقلید

دلایل چهارگانه فقهی جواز و وجوب تقلید به تفصیل شامل: عقل، وحی و حدیث و اجماع می‌باشند.






دلایل عقلی

برای وجوب یا جواز تقلید ادلهٔ متعددی مطرح شده، از جمله آنکه جواز تقلید بدیهی و فطری است و نیاز به دلیل ندارد، زیرا هر جاهلی به اقتضای فطرت خویش برای رفع جهل خود به عالم رجوع می‌کند. دلیل دیگر این است که سیرهٔ عقلا بر حسب دریافت عقلایی خویش، رجوع به متخصص در هر رشته است و از آنجا که شارع این سیره را منع نکرده، مورد تأیید اوست و گرنه برای شناخت احکام و اطاعت از دستورهای دین راه دیگری معرفی می‌کرد.






دلایل وحیانی

آیات متعددی دلیل دیگر جواز تقلیدند، از جمله آیة ۷ سوره انبیاء که سؤال کردن از عالمان و «اهل ذکر» را بر غیر عالمان لازم دانسته‌است اما گفته‌اند که این آیه در مورد اعتقادات است که تقلید در آن راه ندارد. همچنین برخی آیة ۱۲۲ سوره توبه را، که بر وجوب سفر برای تفقّه در امر دین دلالت دارد، دلیل جواز تقلید از فقها دانسته‌اند.

در قرآن دو نوع تقلید مطرح شده‌است: تقلید ناپسند و تقلید پسندیده.

در آیات مختلف قرآن، تقلید از رهبران شرک، تقلید از مستکبران و تقلید از نیاکان از روی تعصب و جهل، ناپسند و مذموم دانسته شده‌است. همچنین تقلید کورکورانه در اصول دین را امری جاهلانه و خلاف عقل دانسته‌است. به علاوه، آیه ۳۱ سوره توبه، تقلید چشم‌بسته و پیروی بی چون و چرای یهود از پیشوایان دینی خود را نکوهیده‌است.

تقلید در اصول دین و عقاید، مذموم و ناپسند است؛ ولی آیات متعددی، تقلید در فروع دین و احکام تأیید شده، و بر آن تأکید شده‌است. علمای تفسیر و فقه از آیه ۱۲۲ سوره توبه لزوم تقلید «جاهلان به احکام دین» از فقیهان و عالمان برداشت کرده‌اند: گروهی از علمای اسلام به آیه یاد شده در مسئله جواز تقلید استدلال کرده‌اند، و چنین استدلال نموده‌اند که فراگیری تعلیمات اسلام و رساندن آن به دیگران در مسائل فروع دین و لزوم پیروی‌شوندگان از آنان، همان تقلید است. برخی مفسران و فقیهان از آیات ۴۳ سوره نحل و ۷ سوره انبیاء، ضرورت تقلید و رجوع انسان‌های «ناآگاه از مسایل فرعی دین» به عالمان و مجتهدان برداشت کرده‌اند: برخی علما برای جواز تقلید عامی و رجوع غیرمجتهد به مجتهد در مسائل فرعی، به این آیه استدلال کرده‌اند. علامه طباطبایی هم معتقد است این آیه، ارشاد به یک اصل کلّی و عقلایی است و آن رجوع جاهل به اهل علم و خبره‌است.

البته، برداشت‌هایی که مفسرین و فقها از آیات قرآن در این زمینه انجام داده‌اند، با توجّه به مفهوم آیات است، زیرا تقلید از نیاکان جاهل و هدایت نشده مورد سرزنش قرار گرفته و مفهوم آن جواز تقلید از عاقلان عالم و هدایت شده‌است.






دلایل حدیثی

احادیثی که گاه فقهای امامیه برای جواز تقلید به آنها استناد کرده‌اند، چند دسته‌اند:

۱) حدیثی که واژة تقلید یا مشتقات آن را در بر دارد.

۲) احادیثی که در آنها امامان، شیعیان را به راویان حدیث ارجاع داده‌اند، مانند توقیع امام دوازدهم.

۳) احادیثی که طبق آنها امامان به اشخاص معیّنی، با ذکر نام، ارجاع داده‌اند.

۴) احادیثی که در آنها ائمه یاران خود را به فتوا دادن برای مردم ترغیب یا فتوای آنها را تأیید کرده‌اند.

۵) احادیثی که از فتوا دادن بدون علم یا فتوا دادن بر پایهٔ روشهایی مانند رأی و قیاس نهی کرده است که مفهوم آنها، جواز فتوا دادن بر اساس دلیل معتبر شرعی است.

۶) احادیثی که متضمن تقریر امامان شیعه مبنی بر جواز تقلید از کسانی است که بر طبق ضوابط شرعی فتوا می‌دهند.






دلایل اجماعی

دلیل دیگر جواز تقلید، اجماع انکارناپذیر فقها بر جواز پرسش و استفتا در احکام شرعی است، بدون آنکه دلیل حکم سؤال شود. البته گفته می‌شود که چنین اجماعی وجود ندارد و تقلید در قرون اخیر در بین شیعیان رواج یافته است. برای مثال ابن زهره که از علمای بزرگ شیعه می‌باشد تقلید را از نظر علمای شیعه حرام می‌داند. او می‌گوید: «جایز نیست فتواگیرنده از فتوادهنده تقلید کند؛ چرا که تقلید ناپسند است، و نیز طایفه امامیه بر این معنی مجتمع‌اند که عمل جز بر اساس علم جایز نیست. و کسی نمی‌تواند بگوید که: وجود دلیل - یعنی اجماع طایفه - بر وجوب مراجعه عامی به مرجع و عمل به گفتار او با توجه به اینکه جایز الخطاست، او را از اقدام به قبیح مصون می‎دارد، و این را اقتضا دارد که عمل خود را به علم مستند کند. زیرا ما قبول نداریم که در صورت جایز الخطا بودن فقیه، علمای امامیه بر عمل به نظر وی اجماع داشته باشند. و این مسأله‌ای است اختلافی. بلکه آن چیزی که افراد به آن مأمورند فقط مراجعه فرد عامی به مفتی و مرجع است؛ و اما اینکه موظف به عمل به نظر وی باشد از روی تقلید، این گونه نیست». آیت‌الله منتظری نیز در کتاب مبانی فقهی حکومت اسلامی دلایل نقلی و عقلی تقلید را زیر سوال می‌برد. او می‌نویسد آیات قرآن همگی بر تشویق به دانش آموزی و مراجعه به دانشمندان تاکید دارد همانگونه که همه مردم در هر رشته‌ای عمل می‌کنند و این به معنای تقلید نیست. احادیث وارده نیز یا مانند آیات قرآن به دانش تشویق می‌کنند یا اگر مجوز تقلید باشند دارای سند ضعیف می‌باشند. آیت‌الله منتظری دلایل عقلی را نیز خدشه پذیر می‌داند و می‌گوید عقلا از متخصصین رشته‌های مختلف تقلید نمی‌کنند بلکه برای کسب علم اجمالی به نظرات متخصصین مراجعه می‌کنند؛ حال در یک مورد با نظر یک متخصص قانع می‌شوند و در یک مورد نیز به چند متخصص مراجعه می‌کنند و حتی ممکن است در نهایت نیز به نظر فرد با دانش کمتر عمل نمایند. در واقع عقل حکم نمی‌کند که انسان فقط به نظر یک متخصص متکی باشد و خود را از نظر سایر صاحبنظران نحروم کند.






اصطلاحات کلیدی تقلید

عدول: برگشتن از مرجع تقلید به مرجع دیگری و تغییر مرجع تقلید که درصورت اعلمیت دومی جایز است.
تبعیض: مراجعه به مرجعی دیگر در قسمتی از ابواب فقهی (مثلاً خمس یا ارث) که طبق نظر غالب مراجع در صورت تساوی مجتهدین جایز است.
رجوع: برگشتن از فتوای مرجع تقلید به مرجعی دیگر که در علم مساوی است غالباً -به انحایی- جایز شمرده می‌شود.
بقا بر میت: ماندن بر فتاوای مرجع درگذشته که با اجازه مرجع زنده جایز است.







تقلید در مذهب اهل تسنن

موضوع تقلید در میان اهل سنّت فراز و نشیبهای بسیاری داشته است. برخی مؤلفان، از این منظر، فقه اهل سنّت را به چهار دوره تقسیم کرده‌اند:

۱) مرحلهٔ آغاز: این مرحله به زمان خلفا و صحابه باز می‌گردد که مردم برای شناخت احکام شرعی به آنان رجوع می‌کردند. در این دوره مذهب معیّنی در میان اهل سنّت رواج نداشت، بلکه در مواردی که اتفاق نظر داشتند به روایاتی که از پیامبر اسلام رسیده بود، عمل می‌نمودند و در موارد اختلاف نظر به هر یک از صحابه که می‌خواستند مراجعه می‌کردند، بدون آنکه همواره به روش یا فرد خاصی ملتزم باشند.

۲) مرحلهٔ بروز مذاهب فقهی: با افزایش تعداد راویان احادیث و ظهور اشخاص برجستة علمی در مناطق گوناگون، مردم برای فراگیری احکام به افراد متعددی رجوع می‌کردند. این اشخاص نوعی مرجعیت دینی یافتند و هر یک مذهبی فقهی را پایه‌گذاری کردند.

۳) مرحلهٔ حصر مذاهب فقهی چهارگانه: تعدد مذاهب اختلافاتی در پی داشت و تعصب و دشمنی پیروان مذاهب این اختلافات را تشدید کرد و با افزایش حسد و خودبینی و دیگر ضعفهای اخلاقی، روح تفکر از بین رفت. از سوی دیگر، با وجود اختلاف شدید مذاهب، عملاً امکان قضاوت در دعاوی بر اساس قانون و رویة واحد وجود نداشت. چه بسا بر پایهٔ یک مذهب، عقدی باطل و بنا بر مذهب دیگر همان عقد صحیح بود یا بر اساس یک مذهب، عملی مشمول مجازات بود و بر پایهٔ مذهبی دیگر نبود. مجموع این عوامل و بروز هرج و مرج مذهبی باعث شد که فکر بستن باب اجتهاد و محدود شدن مذاهب فقهی مطرح شود. سرانجام، در قرن هفتم، چهار مذهب از مذاهب اهل سنّت رسمیت یافت و پیروی از دیگر مذاهب تحریم شد. فقیهانی، از جمله ابن صلاح، نیز به منع تقلید از غیر مذاهب اربعه فتوا دادند.

۴) مرحلهٔ رواج مجدد اجتهاد و تقلید: بعضی علمای پیشین اهل سنّت، مانند ابوالفتح شهرستانی (متوفی ۵۴۸) و ابواسحاق شاطبی (متوفی ۷۹۰)، به بسته بودن باب اجتهاد و افتا معترض و خواهان گشودن آن بودند. در قرن اخیر نیز شماری از عالمان اهل سنّت و شیوخ الازهر، به استناد اجماع مسلمانان در صدر اسلام مبنی بر جواز تقلید از هر یک از صحابه، انحصار اجتهاد در چهار مذهب را مردود دانسته‌اند و اجتهاد علمی مجدداً رواج یافته است. بر این اساس، مکلفان سنّی مذهب می‌توانند از هر یک از ائمهٔ مذاهب فقهی که بخواهند تقلید کنند و حتی جایز است که در مورد مسائل مختلف، از میان آرای مذاهب چهارگانهٔ اهل سنّت، آسانترین رأی فقهی را برای تقلید برگزینند. این دیدگاه در میان فقهای پیشین اهل سنّت نیز مدافعانی داشته، هر چند برخی از آنها مانند کیاهراسی و ابن تیمیّه (متوفی ۷۲۸) با آن به مخالفت بر خاسته‌اند.






جواز یا حرمت تقلید از نظر اهل تسنن

در میان اهل سنّت دو دیدگاه اساسی در بارهٔ جواز یا حرمت تقلید وجود دارد. برخی فقهای متقدم تقلید را حرام شمرده‌اند. از امامان مذاهب چهارگانه (ابوحنیفه و ابویوسف و مالک بن انس و شافعی و احمدبن حنبل) عدم جواز تقلید نقل شده است. در مقابل، از برخی فقیهان متقدم اهل سنّت، از جمله از فقیه بزرگ حنفی، محمدبن حسن شیبانی، جواز تقلید نقل شده است. شافعی نیز در مواردی دلیل نظر خود را پیروی از یک صحابی یا تابعی دانسته است. علاوه بر آن از کتاب شافعی و نیز از فقهایی مانند ابن سرّاج، احمد بن حنبل و سفیان ثوری، جواز تقلید عالم از عالم نقل شده است. ابن قیّم جوزیّه این اختلاف نظر را اینگونه توجیه کرده که برای عالم، تقلید از دیگری فقط به هنگام ضرورت مجاز است و در سایر موارد جایز نیست. ابن حزم هم تقلید را باطل می دانسته و پیروان خود و دیگر مذاهب را به اجتهاد فرامی خوانده است.

فقهای متأخر اهل سنّت قائل به جواز تقلید و وجوب آن برای عامی (غیر عالم) هستند، زیرا هر فرد، مکلف به انجام دادن احکام شرعی است و نبودن حجت برای اثبات تکلیف، موجب زوال آن و طرد شریعت می‌شود.





مرجع تقلید
مرجع تقلید در مذهب فقهی امامیه به مجتهد جامع الشرایطی گفته می‌شود که توضیح المسائل (رساله عملیه) یا کتاب استفتائات داشته باشد و دارای پیروانی باشد که در فروع دین و احکام فقهی اسلامی از وی پیروی کنند.






معنای لغوی و اصطلاحی مرجع

کلمه «مرجع» در لغت، اسم مکان به معنای محل رجوع است. از این رو، در اصطلاح، به مجتهدی که نسبت به دیگران اعلم باشد و شرایط دیگری مانند پارسایی و آگاهی لازم از مسائل جهان اسلام و تشیع را داشته باشد، «مرجع» می‌گویند. زیرا شیعیان در احکام شرعی به وی رجوع می‌کنند. همچنین منظور از واژه تقلید در اینجا، پیروی از مجتهد جامع الشرایط است، و این امر، از باب رجوع به اهل خبره و متخصصین می‌باشد.






معنای لغوی و اصطلاحی تقلید

تقلید در لغت به معنای قلاده بر گردن انداختن است. در اصطلاح فقه نیز به همین معناست و وقتی می‌گویند عامی از مجتهد تقلید می‌کند، یعنی گفتار او را همچون قلاده‌ای بر گردن خود می‌اندازد. عامی مقلِد و مجتهد مقلَد نامیده می‌شوند.

در دورهٔ صدر اسلام، تقلید مفهومی منفی داشته و از آن در مقام انتقاد از غیر مسلمانان استفاده می‌شد، انتقاد از آنانی که می‌خواستند بر آئین پدرانشان بمانند. اما از قرن دوم به‌تدریج بار معنایی مثبتی پیدا می‌کند و به پیروی از احادیث و گفته‌های صحابه اطلاق می‌شود.






تاریخچه

تقلید در مذهب شیعه از عصر امامان آغاز شد. آنان پیروانشان را به راویان حدیث یا یاران نزدیک خود، ارجاع می دادند و گاهی یاران خود را به حضور در مساجد و مراکز عمومی برای فتوا دادن و ارشاد مردم تشویق می نمودند. ظهور تقلید در عصر امامان و تشویق آنان به این امر، بعلت فاصلة زیاد میان شهرها، فراهم نبودن امکانات ضروری برای مسافرت مردم و در نتیجه دشواری دسترسی به امام یا دسترسی نداشتن به وی، عاملِ تقیه در بسیاری موارد و بالاخره پدید آمدن مشکلات شخصی و عسر و حرج برای امامان در صورت مراجعة مستقیم مردم به آنها بود. در عصر غیبت صغرا نیاز به تقلید در احکام شرعی بیشتر احساس شد و بنا بر توقیعی که از آخرین امام دوازدهم شیعه نقل شده‌است، مرجع شناخت احکام در موضوعات جدید را فقیهانی معرفی کرده که دارای شرایطی هستند و مردم باید از آنها تقلید کنند.

تقلید در کتابهای اصول فقه از قرن چهارم هجری به عنوان یک اصطلاح فنی تعریف می‌شود. ابتدا این مفهوم ارتباط روشنی با آن‌چه که بعداً مرجع خوانده می شود، نداشت. اولین کسی که در میان شیعیان مقام مرجع یافت، شیخ طوسی در قرن پنجم بود، علمای دیگر خود را پیرو او دانستند و حکایت کردن از او بعدها تعبیر به تقلید از او شد. این تقلید، تقلید عالم از عالم خوانده می‌شود. اما اصول تقلید عامی از مجتهد در سده دهم بود که شکل روشنی یافت.

در ابتدا رابطه مردم و فقهای بزرگ که مرجع نامیده می‌شدند رابطه‌ای نامتمرکز بود و در منطقه یک یا چند فقیه محل رجوع مردم بودند. در دوان صفویه با حضور علمای مهاجر از جبل عامل، لبنان در دربار صفوی گرایشی به ایجاد تمرکز در روحانیت شکل گرفت و علمایی پدیدار شدند که شهرتی فراتر از منطقه خود داشتند. نقطه اوج این تمرکز در دوران اقامت آیت‌الله بروجردی در حوزه علمیه قم شکل گرفت، بروجردی مرجع تقلید بدون رقیب شیعیان شد و ثروت بزرگی در این شهر جمع شد. پس از مرگ او دوران تکثر مرجعیت دوباره فرا رسید.






نقش مراجع تقلید شیعه

از دیدگاه فقهی، فقهای شیعه در زمان غیبت امام زمان، نایبان عام و جانشینان وی در امور شرعی و استنباط و تبیین احکام فقهی اسلامی محسوب می‌شوند.

مراجع شیعه در طول تاریخ تشیع، نقش بارزی در امور دینی، فکری و سیاسی و اجتماعی جوامع خود داشته‌اند. مثال بارز آن فتوای تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی در زمان حکومت قاجار است که به الغای امتیاز تنباکو انجامید.






مرجعیت عام

در هر زمان بخصوص دوره حاضر مجتهدین متعددی هستند که در یک ناحیه بعنوان مرجع شناخته می شوند اما مراجع عام تنها کسانی هستند که در اکثر بلاد شناخته شده اند و مقلدین متعددی دارند و در تضارب فتاوای فقهی نظرات آنها مورد توجه مراجع دیگر و علمای وقت می باشد. در عین حال مرجعیت عام می تواند متعدد نیز باشد.






مرجعیت اعلی

در هر دوره‌ای مرجعی که از دیگران دانش بیشتری دارد و مردم بیشتر به او مراجعه می‌کنند، به نام مرجعیت اعلی، یا مرجعیت کل شناخته شده و مرتبه بلندتری در جامعه شیعه بر عهده دارد. بیشتر قدما از جمله شیخ طوسی و ... و از متاخرین میرزای شیرازی، سید حسین طباطبایی بروجردی، سید روح الله خمینی از مرجعیت اعلی برخوردار بودند. چنانچه درباره مصادیق آن در دوره معاصر نظر واحدی وجود نداشته باشد نمی توان کسی را از مصادیق مرجعیت اعلی دانست.






مراجع مشهور کنونی

بنا به عقیده مشهور در میان فقهای شیعه مفتی و مرجع تقلید بایست زنده باشد. (شیخ انصاری ادعای اجماع کرده‌است). برخی از مراجع شیعه که دارای رساله عملیه و توضیح المسائل هستند و پیروانی در مناطق مختلف دارند در اینجا فهرست شده‌اند.





فقیه

فقیه از واژه "فقه" مشتق شده است. و فقه در لغت، به معنای دانستن و فهمیدن، است.اما فقیه در اصطلاح علوم اسلامی، به معنای مجتهد و متخصص در علم فقه به کار رفته است. بنا براین، فقیه به کسی می گویند که قادر به استنباط احکام شرعی فرعی از منابع فقه اسلامی که عبارتند از قرآن، سنت، اجماع و عقل باشد.

در متن‌های فارسی کهن تا قرن‌های هفتم و هشتم هجری، معمولاً واژه دانشمند در زبان فارسی به معنای فقیه در زبان عربی استعمال می‌شده است. مجتهد کسی است که حداقل دوره‌های سه‌گانه حوزوی را گذرانده و قادر به استنباط احکام فقهی باشد. اما فقیه مجتهدی است که علاوه بر این در علم فقه تسلط دارد و صاحب‌نظر و نوآوراست و مرادف با دانشمند است.






شرایط فقیه

فقیه باید علوم یادشده در زیر، آشنایی کافی داشته باشد:

فقه
اصول فقه
قواعد فقهیه
علم حدیث
علم رجال
علم درایه
دستور زبان عربی
منطق
تفسیر آیات الاحکام در قرآن
فقه اللغة







فقیه جامع الشرایط

به مجتهد و فقیهی که علاوه بر بعد فقاهت و تسلط بر علوم مذکور، حائز شرایط دیگری مانند عدالت، مدیریت، آشنایی به وضعیت جهان اسلام و تقوا باشد، فقیه جامع الشرایط می گویند.





فقیه مرجع

از میان فقیهان جامع الشرایط، آنکه از دیگران اعلم و متخصص تر در علوم لازم برای اجتهاد باشد، فقیه مرجع، یا مرجع تقلید نامیده می شود.
7:04 am
پارک‌های جنگلی

پارک بزرگ انقلاب (بوستان جنگلی طرق)
پارک بزرگ جنگلی طرق در حاشیه جنوب شرق مشهد، در نزدیکی پلیس راه، یکی از بزرگترین اماکن در اسکان و ارائه خدمات گردشگری به شهروندان و زائران است.





این پارک در سال ۱۳۴۰ احداث شده، و در سال ۱۳۷۹ بازپیرایی گردیده‌است. احیاء و بهسازی این پارک وسیع که در مدخل ورودی شهر از مسیر تهران قرار دارد، و ایجاد فضاهای تفریحی، فرهنگی، ورزشی و تجاری با ۲۱۰ هکتار فضای جنگلی و ۱۱۲ هزار متر مربع فضاهای عمرانی در ۳ پارک در دستور کار شهرداری مشهد قرار گرفته است.



پارک جنگلی وکیل آباد
پارک جنگلی وکیل آباد نزدیکترین ییلاق عمومی مشهد است که در فاصله ۸ کیلومتری شمال غرب مشهد قرار گرفته و بلوار عریض وکیل آباد - میدان آزادی را به روستا و پارک جنگلی وکیل آباد متصل می‌نماید. مساحت وکیل آباد بیش از ۷۰ هکتار و دارای رودخانه فصلی است.



باغ وحش وکیل آباد
در جنوب غربی مشهد و هم جوار با پارک جنگلی وکیل آباد، باغ وحش وکیل آباد، تنها باغ وحش مشهد و استان خراسان رضوی قرار دارد؛ این باغ وحش دارای حیوانات گوشتخوار، علف‌خوار، آبزی، خزنده و پرندگان مختلف است.



تقسیمات شهری

مناطق شهری
مشهد حدود ۴۷۵ کیلومتر مربع وسعت دارد. این شهر دارای ۱۳ منطقه شهری است.



شهرک‌های اطراف مشهد

شهرک صنعتی مکانی است دارای محدوده و مساحت معین برای استقرار مجموعه‌ای از واحدهای صنعتی، پژوهشی و فن‌آوری، و خدمات پشتیبانی ازقبیل طراحی مهندسی، آموزشی، اطلاع‌رسانی مشاوره‌ای، بازرگانی، که تمام یا پاره‌هایی از امکانات زیربنایی و خدمات ضروری را به نوع و وسعت شهرک و ترکیب فعالیتهای آن در اختیار واحدهای مذکور قرار می‌دهد.

شهرک گلبهار، بینالود، طوس، کاویان، کلات، ماشین‌سازی، باغچه و ناحیهٔ امان‌آباد مشهد، جزو شهرک‌های صنعتی اطراف این شهر محسوب می‌شوند.



سیاست


شورای شهر مشهد

کمیته‌های نظارتی:

کمیته نظارتی شمال غرب
کمیته نظارتی شمال شرق
کمیته نظارتی جنوب غرب
کمیته نظارتی جنوب شرق

کمیسیونها:

کمیسیون فرهنگی و اجتماعی
کمیسیون امور فنی، عمرانی
کمیسیون حمل و نقل و ترافیک
کمیسیون خدمات شهری و محیط زیست
کمیسیون برنامه و بودجه و امور اداری
کمیسیون مشارکت‌های کلان اقتصادی




شهرداری مشهد

شهردار کنونی شهر مشهد صولت مرتضوی است. بودجه شهرداری مشهد در سال ۱۳۹۱ بالغ بر ۵۷۸۴ هزار میلیارد تومان است.



حوزهٔ شهردار

حوزهٔ شهردار، حوزهٔ زیر نظر شخص شهردار مشهد و به منظور ایجاد هماهنگی و اعمال مدیریت در واحدهای حوزهٔ شهردار و نیز اعمال نظارت و کنترل مجموعه واحدهای شهرداری بویژه مدیران مناطق تشکیل شده است. میزان اختیارات و مسئولیتهای این حوزه از سوی شهردار وقت طی ابلاغ داخلی تعیین و مشخص می‌گردد.




شهرداری منطقه سه

شهرداری منطقه سه، شهر مشهد از نظر تقسیمات شهرداری به ۱۳ منطقه تقسیم می‌شود. در این میان منطقه سه شهرداری با توجه به موقعیت و وجود عناصر و فضاهای مهم خدماتی، یکی از مناطق با اهمیت شهر مشهد به شمار می‌آید. این منطقه از سویی به دلیل دارا بودن فضاهایی مهمی که دارای عملکرد شهری، منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای و از سوی دیگر به دلیل افزایش جمعیت و وجود اراضی بایر و خالی قابل توجه که در بافت شهری آن وجود دارد، از جنبه‌های گوناگون حائز اهمیت است. همچنین اراضی واقع در شمال این منطقه به عنوان یکی از محدوده‌های مهم حاشیه نشین در شهر مشهد به شمار می‌آیند. تمامی این موارد همگی مبین اهمیت و جایگاه ویژه این منطقه در مقایسه با سایر مناطق شهری مشهد می‌باشد براساس آمار موجود جمعیت این منطقه در سال ۱۳۸۹ بالغ بر ۳۴۱۳۱۳ نفر است که ۱۴٫۰۶ درصد از جمعیت شهر مشهد را شامل می‌شود وسعت این منطقه ۲۶۳۲۶۰۲۰ متر مربع است که تراکم جمعیت آن برابر ۱۲۹٫۶ نفر در هکتار می‌باشد از نظر جمعیت و تراکم آن منطقه سه شهرداری مشهد به ترتیب در رده دوم و چهارم مناطق سیزدهگانه مشهد قرار دارد.




اقتصاد

اقتصاد مشهد بیشتر بر روی زعفران، زرشک، نبات، آجیل و خشکبار و همچنین چرم صنعتی (به صورت زینتی) و صنعت فرش قرار دارد، و از سویی مشهد دومین قطب تولید خودرو در ایران است. به علاوه نباید از درآمدزایی ناشی از زائران حرم رضوی و توریست‌ها غافل شد. از دیگر محصولات مهم کشاورزی مشهد غلات، چغندر قند و محصولات جالیزی می‌باشند.

از صنایع موجود در مشهد می‌توان به صنایع غذایی، پوشاک، چرم، تولید مصالح ساختمانی، صنایع فلزی و صنایع دستی نیز اشاره کرد که از این میان حدود ۴۰ درصد صنایع مشهد متعلق به صنایع غذایی، صنایع فلزی و صنایع دستی است.




صنایع

صنایع غذایی، نساجی، شیمیایی و کانی غیرفلزی و صنایع قطعه‌سازی و فولاد کشاورزی از عمده‌ترین صنایع مشهد به شمار می‌آیند.

شهر مشهد به جهت موقعیت مذهبی، صنعتی و اقتصادی بعد از تهران دومین شهر بزرگ و پر جمعیت ایران محسوب می‌شود. مشهد را چون بر سر راه ابریشم (بین شرق و غرب و راه ادویه بین شمال و جنوب در آسیای میانه و اقیانوس هند واقع است، می‌توان پایتخت اقتصادی و مرکز مبادلات میان قاره‌ای آسیای میانه نامید. در جغرافیای جهانگردی، مکان‌های مذهبی به عنوان نیرومندترین قطب جذب مسافران شناخته شده‌است و در ایران شهر مشهد بزرگ‌ترین زیارتگاه محسوب می‌شود. همه ساله میلیون‌ها زائر از سراسر ایران و کشورهای اسلامی برای زیارت حرم علی بن موسی‌الرضا به این شهر می‌روند. آستان قدس رضوی از عظیم‌ترین و با شکوه‌ترین اماکن مذهبی ایران و جهان به شمار می‌رود که در آن دین و هنر اسلامی به هم پیوند خورده‌است. در این محل، چه بسا که هنرمندان، عمرشان را برای ساختن مناره یا ایجاد محرابی به پایان رسانده باشند.
مشهد دومین قطب تولید خودرو در ایران است.

مشهد یکی از قطب‌های اصلی تولید چرم در ایران بشمار می‌آید و کارخانه‌هایی نظیر چرم مشهد در این شهر قرار دارند. همچنین در سال‌های اخیر سرمایه‌گذاری در بخش پروژه‌های کلان اداری-تجاری رونق یافته‌است.

مشهد با دارا بودن بیشترین هتلها در سطح کشور قطب مهم توسعه گردشگری ایران محسوب می‌شود و برگزاری نمایشگاههای گردشگری موجب افزایش آشنایی مردم و بازدیدکنندگان با قابلیتهای استان خراسان رضوی و از جمله مشهد در این بخش می‌شود.




انرژی فسیلی

نیروگاه نیروگاه مشهد، نیروگاه طوس، نیروگاه فردوسی، نیروگاه سیکل ترکیبی نیشابور و نیروگاه شریعتی از مهم‌ترین نیروگاه‌های مشهد هستند.




مراکز تجاری

از مراکز بزرگ تجاری این شهر می‌توان به زیست‌خاور، یاقوت مصلی، الماس شرق، وصال، پروما، تابان، کیان سنتر، بازار رضا، آفتاب، گوهرشاد، بازار مرکزی، شهر شب، مجتمع تک، مجتمع تابان، رویال سنتر، قسطنطنیه، ونک، شهدا، مجد و کوهسنگی اشاره کرد. به دلیل وجود جاذبه‌های فراوان تاریخی-مذهبی و فرهنگی در مشهد، درحال حاضر نیمی از هتل‌ها و هتل‌آپارتمان‌های ایران در شهر مشهد قرار دارند.

نمایشگاه بین‌المللی مشهد امروزه به‌عنوان بزرگترین و فعالترین نمایشگاه بین‌المللی تجاری در ایران بعد از نمایشگاه بین‌المللی تجاری تهران فعالیت می‌کند. مشهد بعلت هم‌جواری با کشورهای آسیای میانه و موقعیت صنعتی سالانه میزبان ده‌ها نمایشگاه بین‌المللی است. در حال حاضر مدیریت سایت رسمی نمایشگاه‌های ایران به عهده نمایشگاه مشهد است.



پیشینه قالی مشهد

قالی‌بافی در مشهد حدود پنج قرن قدمت دارد. یکی از قدیمی‌ترین فرش‌های مشهد که موجود است، نوعی فرش نماز (سجاده) است که توسط شاه طهماسب به سلیمان باشکوه در سال ۱۵۵۶ هدیه شده است. این فرش‌ها در سه درجه کیفیتی در کارگاه سلطان ابراهیم میرزا، فرزند سام میرزا، و برادرزاده شاه طهماسب، ساخته می شده است. یکی از انواع درجه یک آن تا چند سال پیش در لندن بود و به اعتقاد برخی در حال حاضر در اختیار کلکسیونر معروف، شیخ سعود آل ثانی قطری است. تعدادی از نمونه‌های درجه دوم و سوم هنوز در موزه توپکاپی موجود می‌باشند.



در قرن ۱۹ و ۲۰ محبوبیت قالی مشهد به حدی رسید که از آن علاوه بر استفاده در داخل کشور، برای صادرات نیز بهره می‌جستند؛ الیاف پشمی به کار رفته در این فرش‌ها به شدت صیقل داده می‌شدند تا رنگ را بهتر به خود جذب کنند، اما این عمل از دیگر سو باعث کاهش عمر فرش‌ها نیز می‌گشت، و این عاملی بود که تصویر بدی از قالی مشهد در اذهان شکل گیرد، تا جایی که صادرات این فرش به اروپا به طور چشمگیری کاهش یافت؛ متاسفانه قالی‌های به‌جای‌مانده از آن دوران نیز همگی در معرض فرسایش قرار دارند...



جمعیت‌شناسی

شهر مشهد، در سدهٔ اخیر از رشد جمعیت بالایی برخوردار بوده‌است. در نخستین سرشماری رسمی ایران که در سال ۱۳۳۵ انجام گرفت، این شهر، با ۲۴۱٬۹۸۹ نفر جمعیت پس از شهرهای تهران، تبریز و اصفهان، چهارمین شهر پرجمعیت ایران بود. در سرشماری بعدی و در سال ۱۳۴۵، این شهر پس از تهران و اصفهان، جایگاه سوم را در بین شهرهای ایران داشت. در سرشماری سال ۱۳۵۵، مشهد، پس از تهران، دومین شهر پرجمعیت ایران بود و تا آخرین سرشماری در سال ۱۳۸۵، همین جایگاه را داشته‌است.

براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ خورشیدی، جمعیت شهر مشهد در این سال، بالغ بر ۲٬۴۱۰٬۸۰۰ نفر بوده‌است.

براساس آخرین برآوردها جمعیت مشهد ۳٫۰۰۹٫۲۹۵ است.



نظرسنجی سال ۱۳۸۹

طی پژوهشی که شرکت پژوهشگران خبره پارس به سفارش شورای فرهنگ عمومی در سال ۸۹ انجام داد و براساس یک بررسی میدانی و یک جامعه آماری از میان ساکنان ۲۸۸ شهر و حدود ۱۴۰۰ روستای سراسر کشور.




فرهنگ و هنر
سینما، تئاتر و نگارخانه‌ها

سینماهای فعال شهر به ترتیب تعداد تماشاگر: هویزه، آفریقا، سیمرغ، قدس، بهمن، رسالت، الماس شرق و پیروزی می‌باشند.

نگارخانه‌های فعال مشهد نیز عبارتند از: نگارخانه میرک، نگارخانه پارسه، نگارخانه رضوان، نگارخانه سروش، نگارخانه نارون و نگارخانه آبان.



فرهنگسراها

مشهد دارای فرهنگسراها و مراکز فرهنگی متعددی است. برخی فرهگنسراها و نگارخانه‌های مشهد عبارتند از: خانه هنرمندان مشهد، فرهنگسرای جهاد دانشگاهی مشهد، مجتمع فرهنگی هنری امام رضا، فرهنگسرای بهشت، فرهنگسرای علوم و نجوم، فرهنگسرای پایداری و مرکز آفرینشهای هنری آستان قدس رضوی.



کتابخانه‌ها
مشهد دارای کتابخانه‌های زیادی است که در زیر به ۳۲ مورد از مهمترین کتابخانه‌های این شهر اشاره می‌شود:
کتابخانه آستان قدس رضوی به عنوان یکی از بزرگترین و جامع ترین کتابخانه‌های ایران شامل کتابخانه مرکزی، ۱۰ کتابخانه تخصصی و ۱۷ کتابخانه وابسته در شهر مشهد با مجموع ۲۲۹۵۴۲۸۷ منبع اطلاعاتی از جمله ۳۶۳۴۵۰۸ کتاب چاپی و ۱۴۱۴۸۱ کتاب نفیس خطی و چاپ سنگی و نیز با داشتن ۵۵۰۰۰۰ نفر عضو، متشکل از آقایان و بانوان و نیز فضای مطالعاتی بالغ بر ۹۳۱۶۴ متر مربع. سایر کتابخانه‌ها:کتابخانه امامین همامین، کتابخانه باقر العلوم، کتابخانه تخصصی دفاع مقدس، کتابخانه ثارالله، کتابخانه حضرت ابوالفضل، کتابخانه دکتر شریعتی، کتابخانه دهخدا، کتابخانه راشد اتوبوسرانی، کتابخانه رضوی، کتابخانه سید الشهداء، کتابخانه شهداء، کتابخانه شهید آوینی، کتابخانه شهید باهنر، کتابخانه شهید ربائی (مسجد المنتظر)، کتابخانه شهید رجائی، کتابخانه شهید فهمیده، کتابخانه شهید مدرس، کتابخانه شهید مطهری، کتابخانه شهید مفتح، کتابخانه شهید نواب صفوی، کتابخانه شهید هاشمی نژاد، کتابخانه علامه طباطبائی، کتابخانه عمومی طبرسی، کتابخانه فردوس۲، کتابخانه فردوسی، کتابخانه فرزانه جامع، کتابخانه قائمیه، کتابخانه گاما، کتابخانه مجتمع فرهنگی مهر، کتابخانه مدرسه علمیه نرجس، کتابخانه مسجد امام رضاو کتابخانه هجرت


نشریات

نشریات مهم مشهد عبارت‌اند از روزنامه خراسان و روزنامه قدس که در سطح کشوری منتشر می‌شوند و روزنامه شهرآرا مجله که مخصوص شهر مشهد است.



موزه‌ها

در سطح شهر مشهد حدود ۱۵ موزه مشغول فعالیت هستند. مجموعه موزه‌ها یا گنجینه‌های آستان قدس رضوی که در محدوده حرم علی بن موسی‌الرضا قرار دارد و یکی از بزرگترین موزه‌های کشور و دارای ده موزه جداگانه است، موزه توس واقع در کهن‌شهر توس در کنار آرامگاه حکیم توس، موزه نادری واقع در باغ نادری در کنار آرامگاه نادرشاه افشار، موزه آب، موزه علوم و تاریخ طبیعی مشهد، موزه بزرگ تاریخ طبیعی خراسان از جمله موزه‌های سطح شهر مشهد هستند.



موزه مرکزی آستان قدس رضوی

هدف از ایجاد این مرکز فرهنگی در حرم علی بن موسی‌الرضا غرفه اشیای نفیس و گران بها و نادر بوده که در طی زمان توسط ارادتمندان به اهل بیت به رضا تقدیم شده‌است. این مکان پس از آخرین تغییرات در سال ۱۳۷۸ شمسی افتتاح گردید. موزه جدید هم اکنون دارای یازده موزه با موضوعات مختلف است.

طبقه همکف ساختمان به محل نگهداری و نمایش گنجینه هدایای علی خامنه‌ای اختصاص یافته‌است. این اشیاء توسط شخصیت‌های داخلی و خارجی به خامنه‌ای هدیه شده‌است.



موزه بزرگ خراسان رضوی

طراحان موزه بزرگ خراسان رضوی با الهام از نقشه و طرح بنای هارونیه و عمارت خورشید ساختمان موزه بزرگ خراسان رضوی را آغاز نمودند. سنگ بنای اولیه این موزه را شهرداری مشهد پی ریزی شده‌است. مکان این موزه در زمینی به وسعت ۴۹۰۰ متر مربع در بوستان کوهسنگی واقع شده و از پرو‍ژه‌های سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خراسان رضوی است.

اجرای این طرح در ۱۲ طبقه و زیر بنای تقریبی ۱۸۰۰۰ متر مربع در سال ۸۲ از سوی شهرداری مشهد به سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خراسان رضوی واگذار شد که در آن بخش‌های مختلفی از جمله فضاهای موزه‌ای متنوع، اتاق پژوهشگران، محل نمایش نمایش دائمی اشیاء، فضای اداری و... پیش بینی شده‌است.
ساعت : 7:04 am | نویسنده : admin | مطلب قبلی | مطلب بعدی
خراسان رضوی | next page | next page