عزاداری حسینی؛ شور یا شعور؟

محرم بانگ رسای همه انسانهاست و ذات عاشورا نماز است و عدالت، نه فقط عزاداری و مصیبت. بنابراین اگر کسی عاشورا را با همه ابعاد آن بشناسد، اصل مصیبت را فراموش می کند و برای عاشورای حسینی به سوگ می نشیند و گوش دل باز می کند تا بشنود از حرف های زخم داری که تیغ تیزش روح را می تراشد و صیقل می دهد تا تندیسی بسازد از آدمیت.






پس ابزاری نیاز است از منبر و مداحی تا شور و شعور که انسان را آسمانی کند از زمینی که قفسی شده و مانع از اوج گرفتن. منبر و مداحی از دیرباز کارکرد رسانه ای را ایفا می کند تا به وسیله آن نام و یاد ائمه اطهار و مصائب وارده بر آنان را زنده نگه دارد.

مناسک و مراسمی که مداحان بر پا می کنند با ایجاد شور و حرارت در میان جوانان به برانگیختن انگیزه آنها پرداخته و تلاش می کنند اینگونه به بازخوانی و ذکر وقایع عاشورا و دیگر مصیبت ها بپردازند.

اما در این میان و با تقویت جایگاه مداحان نقش منبرها کمرنگ شده تا جایی که برخی، این موضوع را کمرنگ شدن جایگاه منبر و موضوعات آن در میان نسل جوان می دانند.

اما شور مداحی و شعور منبر همچنین جایگاه عقل و احساس در این میان موضوعی نیست که بتوان به سادگی از کنارش گذشت بلکه قدر و منزلت این دو رسانه تا جایی انکار ناپذیر است که منبر را می توان منبع عقل و مداحی را محرک احساس دانست.

به همین منظور برآن شدیم بیشتر نسبت به کارکرد این دو پرداخته و با بررسی مفصل تر به آسیب شناسی مجالس عزاداری از زبان منبری ها و اهل فن همچنین مردمی بپردازیم که خطاب مجالس هستند.






آنچه آسیب خوانده می شود

سیدالشهدا (ع) حماسه ای ماندگار در جهان اسلام خلق کرد و اسوه مبارزان و مجاهدان تاریخ است از همین رو منبر محرم باید پیام رسان عبرتهای حماسه ماندگار عاشورا باشد، اما نوع مداحی و عزاداری مشتاقان و شیفتگان سالار شهیدان گاهی دچار آسیب هایی می شود.

در همین زمینه حجت الاسلام والمسلمین تاج لنگرودی کارشناس علوم دینی واستاد دانشگاه و از خطبا و وعاظ با سابقه در گفت و گو با خبرنگار سرویس گزارش کیهان معتقد است: » گاهی اوقات آنچه اسمش را آسیب می گذارند به معنای واقعی آسیب نیست بلکه احساسات پاکی است که در جوانان ما وجود دارد و همین احساسات پاک مسبب جذب آنها به سمت هیات ها و دسته جات عزاداری و سینه زنی می شود. پس قبل از پیشداوری اصل این احساسات را از نظر دینی باید مورد بررسی قرار دهیم.»

وی می گوید:«انسان ها دارای ۲ نیرو هستند که با این دو نیرو زندگی می کنند، یعنی جدا از هم اصلا امکان ندارد و آن عقل و دوم، احساس است. پس ا حساس چیزی نیست که مورد نکوهش واقع شود چه در زنان و چه در مردان. چون مملکت وجودی افراد اقتضا می کند تا هر کس از این دو نیرو در جهت کمال استفاده کند هر مقدار کمال بیشتری کسب کند به خداوند مقرب تر است.»

وی منبر را منبع عقل و مداحی را محرک احساس دانسته و می گوید: «احساسات مورد نیاز انسان برای عزاداری ها در روایات هم دیده

می شود. در روایات آمده زمانی که امام سجاد(ع) کربلا را ترک می کردند دستور دادند خیمه های نیم سوخته را همراه بیاورند. وقتی به نزدیکی های مدینه رسیدند گفتند خیمه ها را بنا کنند تا مردم مدینه این ها را ببینند که چه بر سر

آل رسول الله(ص) آمده است. گاهی مواقع اگر شور تنها باشد آن هم بدون بیان مفاهیم می شود آسیب. اما اگر در کنار هم باشند و از شعور استفاده کنیم و اهداف امام حسین (ع) را در مجلس بررسی کنیم، این خودسازی انسان را به همراه دارد. اگر این دو در کنار هم و همپای هم باشند انسان با شرکت در عزاداری ها ترغیب می شود به سوی خداوند و رضای او و همین سودمند است .»

براساس همین ادعا وعاظ، خطبا و منبریها پیام آوران واقعی قیام امام حسین(ع) در جامعه امروزی هستند و منبر محرم پیام رسان عظمت، عزت، آزادگی و شجاعت سیدالشهدا (ع) است.

به حتم به همین دلیل است که مداحان و وعاظ باید در مجالس عزاداری امام حسین (ع) در کنار بیان عظمت سیدالشهداء (ع) مظلومیت و غربت آن حضرت و یارانشان را تشریح کنند.






مجالس را مدیریت کنید

سپردن مجالس عزاداری و مولودی خوانی به مداحان جوان در نتیجه فقدان مدیریت و ساماندهی مجالس از جمله آسیب هایی است که برخی از مردم طی گفت و گو با گزارشگر کیهان به آن اشاره می کنند.

سید محمد جباری جوان بسیجی واگذاری مجالس عزاداری و حتی مولودی خوانی به برخی مداحان جوان که فارغ از تجربه و تحصیل و مطالعه جامع در این خصوص هستند را آسیب جدی برای مجالس عنوان می کند.

وی در گفت و گو با خبرنگار سرویس گزارش کیهان اینطور توضیح می دهد:« برخی از جوانان که علاقه زیادی به مداحی دارند تنها ابزار ایجاد شور را در مجالس صدای گرم و شیوا و گریاندن مردم می دانند در حالی که این شرایط باعث می شود مجالس محتوای نازلی داشته باشد حتی در اثر کم تجربه بودن مداح دلخوری حاضرینی که به امید یادگیری از مکتب اهل بیت (ع) وارد مجلس شده اند کاملا طبیعی است.»

این جوان ۲۳ ساله ادامه می دهد: »برخی از مجالس عزاداری سخنران و منبری ندارند و این باعث می شود حاضران بهره کافی از مجلس نبرند. این موضوعی است که تجربه کرده ام و بارها از دوستانم هم شنیده ام که مجالس عزاداری اطلاعات کاملی از سیره ائمه اطهار (ع) نمی دهد بلکه بیشتر با کتل و علم و ابزارهایی که برخی هیئات دارند یا شعرخوانی هایی که منحصر به زیبایی صورت نه سیرت شهدای کربلا است به خرافه دامن می زنند. در حالی که اگر مدیریت خوبی اعمال شود یا سازمان و نهادی برای ساماندهی مجالس و تایید مداحان و اشعار آنها وجود داشته باشد دیگر مجالس دچار آسیب نخواهد شد.»






به محتوا اهمیت دهید

امروزه با مشاهده برخی موارد در مجالس عزاداری این امر به ذهن خطور می کند که این رسالت عظیم و کارآمد چند سالی است دستخوش تغییراتی شده و بیشتر در منابر و مجالس عزاداری به تبیین مظلومیت امام حسین (ع) پرداخته می شود که هیچ معرفتی را در مخاطبان در خصوص آن حماسه ماندگارکربلا ایجاد نمی کند.

حجت الاسلام والمسلمین یحیی کمال کارشناس معاونت فرهنگی تبلیغی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم نیز آسیب شناسی مجالس عزاداری را بحث مفصلی می داند که مدتی است روی آن کار می شود.

وی در گفت و گو با خبرنگار سرویس گزارش کیهان اظهار می کند: »اخیرا طی جلسات کاربردی به مبلغان گوشزد شد که تاریخ را به درستی مطالعه کنند و با آگاهی کامل از حوادث و قیام عاشورا خودشان تحریفات و آسیب ها را شناسایی و دقت کنند. آنچه در این میان مهم به نظر می رسد محتوا، نحوه اجرا و همچنین خود مداحان هستند. یعنی در بحث محتوا اگر مطالعه کاملی صورت نگیرد واقعیت ها مطرح نشده در نتیجه خطاها و اشتباهات خود باعث آسیب می شود.»

حجت الاسلام والمسلمین کمال در قالب اجرا نیز به دسته های سینه زنی که با علم و کتل و یا قمه وارد خیابان ها می شوند اشاره و تاکید می کند: »شاید زمانی این روش خوب بود اما فقط حسن فعلی مهم نیست بلکه حسن فاعلی هم اهمیت دارد چرا که چشم های زیادی این روزها روی مسلمانان زوم شده و باید مراقب بود تا ورود مطالب وهن و خرافه موجب صدمه زدن به جامعه اسلامی نشود. دعوت از مداحان هم سومین عامل موثر در جلوگیری از آسیب به مجالس عزاداری است و اینکه مردم نباید از مداح فقط شور مجلس را بخواهند بلکه هدف محتوای اشعار و زنده نگاه داشتن سیره ائمه اطهار است که مداحان و مردم باید رعایت کنند. اگراینطور نباشد انحراف را در مجالس خواهیم داشت.»

حفظ شأن سیدالشهداء (ع) در مجالس عزاداری ماه محرم در گرو اخلاص و صداقت مداح و خطیب در بیان ویژگیهای آن حضرت و عظمت قیام امام حسین (ع) از اهم مسایلی است که می بایست توسط مداحان و سخنرانان مورد توجه قرار گیرد .






وظایف خطیب و مداح

به اعتقاد کارشناسان یک خطیب و مداح باید با ظرافت خاصی پس از مطالعه و استخراج منابع دینی در مورد قیام امام حسین (ع)،معنویت و عرفان آن حضرت را در کنار دیگر جنبه های حماسی ایشان بدون هیچ کم و کاستی برای مردم تشریح کند تا نسبت به امام خود معرفت واقعی پیدا کنند. مهم اینست که نباید از هر وسیله ای برای برانگیختن احساسات مردم استفاده کرد .

حجت الاسلام محسن تاج لنگرودی نیز امام حسین (ع) را نماد واقعی ایمان، شجاعت، رشادت، جوانمردی، ایثار و ... دانسته و عنوان می کند: »تبیین اوصاف بی شمار سیدالشهداء (ع) از وظایف خطبا در ماه محرم است. وعاظ با استناد به روایات، احادیث مستند و با زبان ساده و قابل فهم می توانند در عین بیان غربت و مظلومیت امام حسین (ع) شجاعت و ایثار و فداکاری ایشان را در مقابل دشمنان برای مردم تبیین کنند.»

این استاد دانشگاه با اشاره به لزوم احیای دو فریضه امر به معروف و نهی از منکر در جامعه تصریح می کند: »احیای این دو فریضه از دیگر دلایل قیام امام حسین (ع) بود که خطبا در منابر محرم با پرداختن به این مساله و تبیین زوایای آن در زندگی امروزی بشر فهم بهتر آن را برای مردم فراهم می آورند.»

علاوه بر بحث مداحی و حفظ شان و جایگاه امام حسین (ع)، نیاز است به بحث اشعاری که در مجالس عزاداری خوانده می شود نیز توجه کافی شود. چرا که یکی از ملزومات مجالس عزاداری روضه خوانی مستند و متقن و استفاده از منابع معتبر است. منبری نباید برای برانگیختن احساسات مردم از هر متن و روایتی در مجلس ائمه (ع) استفاده کند.

تاج لنگرودی در مورد ویژگیهای روضه خوانی حضرت سیدالشهداء (ع) معتقد است: »در روضه امام حسین (ع) نباید تنها بر جنبه احساسی مردم تاکید داشت بلکه باید در کنار این مساله به بیان فضایل آن حضرت پرداخت . گاهی شنیده می شود اشعاری بدور از فضایل آن امام همام و عقل و منطق در مجالس مداحی قرائت می شود و یا در مجالس روضه خوانی مطالبی تنها در جهت شور گرفتن خوانده می شود که این مساله چندان جالب نیست.»

وی روضه راستین را دارای این خصوصیت عنوان می کند که باید از اهداف بینشی و گرایشی برخوردار باشد و در کنار معرفت و شناخت اهل بیت(ع) گرایش به برانگیختن احساسات و عواطف مسلمانان نیز در آن وجود داشته باشد.

انتشار تصاویری از قمه زنی در روز عاشورا و کودکی که توسط والدینش قمه خورده در فضای سایبر به همراه عباراتی از قبیل « تروریست ها به فرزندان خود هم رحم نمی کنند» و غیره به ابزاری برای تخریب مسلمانان مبدل شده است.

عکس مادری که بچه شیرخواره اش را به بغل گرفته و به سر او قمه می زند و ذیل آن نوشته اند «کسی که به بچه خود رحم نمی کند به مردم دنیا رحم می کند؟» همه آن چیزی نیست که امپریالیسم رسانه ای غربی برای تخریب چهره مسلمانان جهان به کار بسته است.

در گزارش دیروز کیهان اشاره شد یکی از آسیب های مهم مجالس عزاداری پرداختن به مطالب حاشیه ای است و تنها به ایجاد شور و هیجان در میان مردم پرداخته شده و هدف اصلی گریاندن است و بس! یعنی فقط شور بدون اشاره به اصل واقعه کربلا.

آنچه دقت بیشتر را در این امر ضرورت می بخشد رسالت عظیمی است که بر دوش مداحان و خطبا سنگینی می کند .

رسالت دارانی که در تمام قرون و اعصار بعد از واقعه عاشورا همواره از هیچ تلاشی به منظور زنده نگاه داشتن واقعه عاشورا فروگذار نبوده و اقدامات ارزنده ای در این راستا انجام داده اند .

همانگونه که اساتید فن خطابه نیز همواره ضمن اشاره به لزوم تبیین اهداف و رسالت های امام حسین(ع) در مجالس عزاداری بر استفاده از منابع معتبر و تبیین عبرتهای عاشورا برای استفاده انسان ها در دوران معاصر توسط مسلمانان تاکید کرده اند که نه تنها منبرها بلکه مداحی ها را نیز شامل می شود .

اما بعضا و ناآگاهانه در مجالس عزاداری شاهد اشعار و روایاتی از سوی برخی خطیبان و یا مداحان هستیم که فاقد سند بوده که می تواند آثار منفی بی شماری به مجالس عزاداری وارد سازد.






آثار و تبعات تحریف

تحریف واقعه عاشورا و گاه دروغ پردازی در اشعار و روایات به منظور گرم تر کردن مجلس و یا بزرگ جلوه دادن حوادث کربلا نه تنها به جلب مخاطب منجر نمی شود بلکه عاملی برای گریز جوانان از منبرها و مجالس ائمه اطهار(ع) خواهد شد.

حجت الاسلام و المسلمین تاج لنگرودی استاد دانشگاه و از منبری های باسابقه در گفت و گو با خبرنگار سرویس گزارش کیهان ورود تحریفات به مجالس ائمه اطهار(ع) را وسیله سوءاستفاده دشمن از جلسات دینی مسلمانان عنوان کرده و نسبت به پیشگیری از چنین خطراتی هشدار می دهد.

وی در توضیح بیشتر می گوید: دشمنان اسلام و مسلمین منتظرند تا اقدامی خلاف واقع و منطق از سوی مسلمانان سر بزند تا از همین ابزار برای بهانه جویی و محکوم کردن مسلمانان بهره بگیرند. مثلا در رابطه با بحث قمه زنی کافی است سری به سایت های اینترنتی بزنید و ببینید دشمنان چطور از بحث قمه زنی بر علیه اسلام استفاده می کنند. حتی با این هدف نتیجه می گیرند که اسلام یک دین تروریستی است. کوتاهی هایی هم از سوی برخی خطیبان و مداحان مشاهده می شود. خودم سال گذشته در ایام محرم شاهد بودم و اگر همان فرد عقلانی تر به محتوای روضه هایش توجه می کرد متوجه کذب بودن آن می شد. این افراد هر کجا وارد می شوند به عنوان الگو مورد توجه مردم قرار می گیرند پس باید خودشان دقت کنند مطالبشان عقلانی و با شرع منافاتی نداشته باشد.

وی همچنین اظهار می کند: دشمنان چنین ترویج می کنند که مسلمانان ظاهرشان اسلامی است ولی باطن اسلامی ندارند. شعارشان این است که «در دنیا مسلمانی می بینید اما مسلمان نمی بینید. یا در ایران مسلمان می بینید اما مسلمانی نمی بینید.» یکی از اثرات منفی روضه های دروغ این جاها مشخص می شود. گاهی کارهای خلاف اخلاق در برخی هیات ها صورت می گیرد. مثلا عزاداری هایی که بیشتر با سبک های غربی سازگار است. اثرش این است که جوان می گوید خب فرقی نمی کند نوار عزاداری به سبک غیرعرفی گوش کنم که سبک آن حرام است و یا نوار مبتذل خارجی که سبکش حرام است. این ها اثرات منفی عدم توجه ما در مجالس است،گرچه این بهانه دادن ها عمدی نیست.






دقت در فرامین رهبری، حلاّل آسیب ها

به اعتقاد کارشناسان آنطور که باید و شاید به فکر پردازش اصول در مجالس مولودی خوانی و عزاداری ائمه اطهار(ع) نبوده ایم.

البته طبق فرمایش گرانقدر مقام معظم رهبری و رهنمودهای ایشان بسیاری از آسیب ها رفع شده اما تا اجرای دقیق فرمایش ایشان راه طولانی در پیش است.

یکی از این اقدامات نظام مند شدن عالم مداحی است. به این معنا که مداحان آموزش هایی دیده و پس از طی مراحل مورد نیاز و تایید اساتید بنام قادر به حضور در مجالس و مداحی باشند.

حجت الاسلام و المسلمین شجاعی ازکارشناسان علوم دینی و منبری های بنامی است که علت کمرنگ شدن تاثیر مجالس منبری ها و خلوت بودن آنها را طی سال های گذشته طرح مباحث خودسازی در میان انسان ها عنوان و تاکید می کند: برخی مسایل به دلیل اینکه شور و هیجان در جوانان ایجاد نمی کند چندان هم مورد استقبال آنها قرار نمی گیرد . این موضوع به دلیل ماهیت وجودی بحث چندان مورد استقبال قرار نمی گیرد و مشتری ندارد چون شور در میان جوانان ایجاد نمی کند پس به دنبال مجالس و محافلی می روند تا این هیجان را بدست بیاورند، به همین دلیل است که امروز مداحان مجالسشان گرم تر از منبری هاست .

وی ضمن تاکید بر دقت مداحان در انتخاب اشعار و روایات در مجالس عزاداری و مولودی خوانی در گفت و گو با خبرنگار سرویس گزارش کیهان می گوید: اشعار در مدح ائمه(ع) باید طوری انتخاب و خوانده شود که به عنوان یک پیام رسان کامل عمل کند. در شأن عزاداری ائمه اطهار (ع) نیست که ترانه های آلوده و هرز در مجالس طرح و الگوی مداحان ما قرار گیرد . همانطور که مقام معظم رهبری در روز ولادت با سعادت حضرت زهرا (س) به جامعه مداحان اشاره فرمودند که «اگر جامعه مداح خود بتواند» یعنی این مساله ای نیست که عاجز باشد و دیگران بیایند و برایش تعیین تکلیف کنند. چه اشکالی دارد خود عزیزان مداح ساماندهی در بحث ها و اشعارشان داشته باشند . اگر در فرامین مقام معظم رهبری دقت شود آسیب ها حل خواهد شد.

وی ضمن تاکید بر این مساله که آسیب های اشعار خلاف واقع در مجالس، جوانان را فراری و گریزان می کند، می گوید: مداحان این توانایی را دارند آهنگ هایی را که هماهنگ با دین، مذهب و ایمان باشد و اشعاری که از آن بوی کفر نیاید و مردم را هدایت کند، بسازند. گاهی گوینده ای ممکن است ۱۰ شب صحبت کند و یک شاعر در یک بیت عمق مطلب ۱۰ شب سخنرانی را بگوید و جا بیاندازد . بعضی از مداحان نوپرداز هم هستند که به معنای واقعی فرامین مقام معظم رهبری توجه نکرده و با اشعار و آهنگ های نامتناسب به کار خود مشغولند اما شعرای برجسته و متدین و مداحان زیادی داریم که حفظ منابع مذهبی و شئون اسلامی برایشان اهمیت دارد و البته از سوی جوانان هم مورد استقبال قرار می گیرند.






بگویید تحیر در مداحی، نه انحراف

پرداختن به آسیب های مجالس عزاداری گاهی اوقات این تصور را در ذهن ایجاد می کند که اغلب مجالس دچار نوعی آسیب هستند.

حجت الاسلام و المسلمین مرتضی ادیب یزدی مسئول مجتمع فرهنگی مسجد بلال صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران در همین خصوص معتقد است: در مورد مداحی به گونه ای عمل کرده ایم که مردم در حال حاضر تصور می کنند ۹۵ درصد مداحان به دنبال خرافه هستند و انحرافات را در مجالس به خورد مخاطبان می دهند در حالی که این صحیح نیست. مداحانی که دارای اشکال در کارشان هم باشند دچار انحراف نشده اند بلکه گرفتار تحیرند. چون کسی که برای اهل بیت(ع) می خواند بعید است دچار انحراف شود.

وی اضافه می کند: باید به جوانان الگو بدهیم و نوآوری در جهت های صحیح و به دور از مسایل خرافی داشته باشیم تا مردم احساس کنند اگر پای منبر نرفته اند خلأیی در زندگی شان ایجاد شده است. بیان حقایق دین خدا مستلزم ارتباط مستمر و متقابل منبری ها با مراجع و مطالعه کتب و فنون تربیتی، روانشناسی و تاریخی است. مردم باید برای منبری ها ارزش قایل شوند. هر زمان که احساس کنید مردم پای منبرها نمی آیند و آمادگی دریافت معارف دین خدا را ندارند این خطرناک است.

حجت الاسلام و المسلمین ادیب یزدی اصلاحات در آیین های عزاداری را نیازمند بررسی دقیق، کارشناسی و اصولی می داند و معتقد است: روش های برخورد با رسوم انحرافی و خرافی در مراسم عزاداری باید به دقت انجام گیرد و اصلاح شود. چون ممکن است مردم این گونه تصور کنند که دولت قصد دارد جلوی عزاداری مردم را بگیرد یا با آن مبارزه کند. برخی رسومی که در حال حاضر در مراسم تاکید می شود برخلاف احکام شرع و غیر واقعی است مانند استفاده از وسایل و ابزار موسیقی ارگ و یا ساز و دهل، آوردن شمایل معصومان(ع) که باید نسبت به آنها بررسی دقیق صورت گیرد.

تاج لنگرودی نیز در این باره می گوید: ما اگر بتوانیم این را برای مردم جا بیاندازیم که حتی در عزاداری ها هم مقلد و به دنبال فتوای مرجع تقلید باشیم و ببینیم مرجع ما این نوع سینه زنی را تا چه حدی مجاز دانسته آیا انقدر باشد که از سینه خون جاری شود؟ یا فقهای ما اجازه قمه زنی می دهند؟ آیا اجازه هر نوع روضه خوانی را می دهند؟ آیا اجازه هر نوع سبک سینه زنی را می دهند؟ اینها بر عهده مبلغان است که به سراسر کشور می روند و حتی خارج از کشور موظفند این موضوع کلی را برای مردم جا بیاندازند. اگر مبلغان و منبری ها این تعهد کاری را داشته باشند نوبت می رسد به جامعه مداحان. برخلاف منبری ها که باید بروند در حوزه و به پایه ای برسند و با اجازه استاد ملبس شوند اما در مداحی این حرف تا به امروز مطرح نبوده است.

به عقیده وی طی سال های اخیر تبلیغات زیادی برای مجالس در سطح شهر به چشم می خورد.

الزام اخذ مجوز برای تبلیغات ضروری به نظر می رسد، البته این کار شاید بر عهده وزارت ارشاد باشد و یا سازمان تبلیغات اسلامی باید از تبلیغات بی محتوا در سطح شهر جلوگیری کند.






فرهنگ سازی کنیم تا مردم همراه شوند

فرهنگ سازی و افزایش اطلاعات مردم از حقایق تاریخی و وقایع رخ داده در طول تاریخ اسلام بهترین ابزار به منظور پیشگیری از انحراف تلقی می شود.

این اقدام ناخودآگاه می تواند در مقابل تعصبات رایج قد علم کند و مسیر صحیح را در گرامی داشت ائمه اطهار(ع) و شخصیت های ارزشمند دوران صدر اسلام بیابد.

مهدی اقراریان عضو بسیج دانشجویی هدف و خواسته دشمنان ایران را تهی کردن مجالس عزاداری عنوان می کند که حتی نمونه های این طراحی و اجرا را در تاریخ می توان جستجو کرد.

وی در گفت و گو با خبرنگار سرویس گزارش روز کیهان اشاره می کند: همواره در طول تاریخ مجالس عزاداری سید الشهدا(ع) و





عاشورا با متون محرک

ضد استعماری و امپریالیستی در کشور همراه بوده و اینکه نوک پیکان حملات دشمن هم بر همین مجالس زوم شده بیانگر اهمیت مجلس های عزاداری است.

به طوری که در سال های گذشته شاهد بودیم برنامه ریزی هایی برای به انحراف کشاندن عزاداری ها طراحی شده است. اما چه در میان ملت ایران و چه در خارج از کشور مسلمانان همیشه مجلس سیدالشهدا را با حضور روحانیون رونق بخشیده اند.

این دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی اضافه می کند: البته مجالس عزاداری که در اقصی نقاط کشور برگزار می شود علی رغم تفاوت های فرهنگی موجود ویژگی های خاص خود را دارد که مقدس است اما در برخی شهرهای بزرگ شاهد مظاهری از زندگی شهرنشینی هستیم که نیازمند دقت و بررسی بیشتر از سوی مسئولان است.

وی می گوید:البته اقدامات ارزشمندی طی سال های اخیر صورت گرفت مثلا تصاویر و شمایل جمع آوری شد که البته با اطلاع رسانی صحیح این فرهنگ سازی صورت گرفت و مردم هم پذیرفتند. یعنی اگر نسبت به مسایل خرافی و تعصبات رایج که خلاف واقع است در جهت فرهنگ سازی آن تلاش کنیم به طور حتم مردم به صورت خودجوش با مظاهر غیرواقعی برخورد خواهند کرد.





عزای حسین(ع) از دیروز تا امروز

جای بس خوش وقتی که این روزها بسیاری از ناسره ها را از ایام عاشورای حسینی زدوده اند و دیگر خبری از صدالبته به علن و آشکار قمه زنی، سنگ زنی، تیغ زنی، شمایل کشی، و... نیست، هر چند هنوز هم علامت کشی باقی و بقایایی دارد و امید آنکه این کار نیز از عزای سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) دور گردد و با خود بیندیشیم، آنکه بر ما درس آزادگی داد، شش دهه پس از آنکه از عمر مبارکش گذشت، قیام در راه دین خدا کرد و فقط ما، ده روز از سال را با او کار داریم و از این ده روز، فقط نیم روز را درمی یابیم، آن هم با برخی از آداب و رسوم نکوهیده و کمتر اندیشیده ایم: چرا حسین(ع) در ایام ذی الحجه، حج ابراهیمی را کامل نکرد و رو به سرزمین کوفه نهاد و حتی تا آخرین لحظات حاضر به جنگ و خون ریزی نبود و آن گاه که قصد به ذلت کشیدنش را داشتند، به آن ها «هیهات» گفت و از شمشیرها خواست تا او را دریابند، تا دین جدش، پایدار بماند و ماند و خواهد ماند.

شکی نیست که قریب به هشت قرن است، در دیاری که تعلق به علی(ع) و اولاد او دارد، بر سیدالشهدا(ع) می گریند و مظلومیتش را بازگو می کنند، تا درسی باشد برای زندگان رهرو او، تا راه و رسم زندگی با عزت را بیاموزند. اما طی هشت قرن گذشته، آن قدر حواشی بر مراسم بزرگداشت او افزودند، که اصل ماجرا می رفت تا به گونه ای دیگر جلوه گر شود.

می گویند، دل سوخته ای، در روز عاشورا، در اعتراض به این گونه مراسم زائد و به دور از شئون دین، در حالتی که پیامبر(ص) را مخاطب قرار داده بود، سرود:

دین تو را از پی آرایشند در پی آرایش و پیرایشند

بس که ببستند بر او برگ و ساز گر تو بیایی، نشناسیش باز

با این مقدمه نگاهی کوتاه به چگونگی برپایی مراسم محرم در گذشته می اندازم و چند تکیه و حسینیه معروف تهران را که هنوز هم به گونه ای باقی مانده اند یادآور می شوم.

تهران در نوروز سال ۱۲۰۰ هجری قمری به عنوان مرکز ایران انتخاب شد. تا آن موقع، چند امام زاده امام زاده زید(ع) در بازار و امامزاده یحیی(ع) در محله عودلاجان و مسجد جامع مرکز تجمع مردم برای عزاداری بود. از نحوه و چگونگی عزاداری در آن زمان اطلاعات چندانی در دست نیست، اما پس از آن که فتحعلی شاه قاجار بر تخت نشست، برای سرپوش نهادن به شکست های خفت بار در برابر روس و تحمیل شدن عهدنامه های گلستان و ترکمانچای، تظاهر به دین داری، از مهم ترین کارهای این پادشاه غافل، عیاش و ایران برباد ده بود.

ساختن مسجد سلطانی، آن هم با «گنبد دوپوش» نخستین کاری بود که به انجام رساند و در آن جا بزرگداشت ایام عاشورای حسینی(ع) برپا می شد و نخستین سنگ بنای انحراف در بزرگداشت سید و سالار شهیدان در این محل گذارده شد و با روی کار آمدن ناصرالدین شاه و ساختن «تکیه دولت» به نهایت رسید و با قدغن ساختن برپایی مراسم در روزهای عاشورای حسینی، به بهانه مبارزه با خرافات در عهد پهلوی اول، و سپس سوء استفاده پهلوی دوم و تعدادی ازایادی او در سال های پس از شهریور ۱۳۲۰ شمسی، از مراسم عاشورای حسینی(ع) چنان وضعی را فراهم ساخت که، اندک نام و نشانی از درس های آزاده ترین بشر همیشه تاریخ، باقی مانده بود و... امروز خدا کند آن اندک باقی مانده را نهی قانونی و شرعی کنیم، تا چهره تابناک حسین(ع) که عینیت جد و پدر بزرگوارش است، بیش از پیش نمایان شود.

فتحعلی شاه قاجار در سال ۱۲۲۵ هـ .ق سنگ بنای مسجد سلطانی را نهاد. این مسجد ده هزار مترمربع وسعت دارد و در زمان ناصرالدین شاه بارها تعمیر شد. با نگاهی به تاریخ درمی یابیم در دوران این سه پادشاه فتحعلی شاه، محمدشاه و ناصرالدین شاه بخش اعظم خاک ایران ضمیمه روسیه شد، افغانستان از ایران جدا شد و امتیازات بسیاری به بیگانگان داده شد و برای سرپوش نهادن بر این کارهای خفت بار، تظاهر به دین داری کردند.

ناصرالدین شاه قاجار، به تقلید از ساختمان های اپرا در اروپا، دستور داد تا «تکیه دولت» را در جنوب کاخ گلستان در عمارت شمس العماره که بخشی از «ارک شاهی» بود، بسازند و در آن جا تعزیه برپا دارند.

برای آنکه دریابید، مردم در آن دوران چگونه عزاداری می کردند و حکومت چگونه از آن سوء استفاده می کرد، گزارش رسمی روزنامه «وقایع اتفاقیه» را بخوانید:

«در ایام عاشورا اهالی و سکنه شهر جمیعاً در تکایای محله و محوطه خود از روی اخلاص و جان فشانی در تعزیه داری جناب سیدالشهدا علیه آلاف التحیه و الثناء بستن طاق نما و ملزومات آن قیام و اقدام نمودند، به طوری که از هیچ قسم دریغ و مضایقه ننمودند...

در روز عاشورا که شبیه هفتاد دو تن شهدا رضوان الله علیهم را می آورند به مواظبت عالیجاه زکی خان، کدخدای محله سنگلج تدارکات و مخارج اسباب چراغانی زیاد سر به هزار چراغ می زد و در شب عاشورا در چاله حصار چه در اطراف مرتبه ها و چه از منجنیق به اقسام مختلف ترتیب یافته روشن بود و الی پنج ساعت از شب گذشته اشخاص معارف و غیرمعارف از هر قبیل و هر گروه آمد و شد می کردند و دسته های سینه زن و سنگ زن از تکایای حول و حوش آمده به تعزیه داری مشغول بودند».

تکلیف مردم و بخشی از حکومت روشن شد. اما «تکیه دولت» ناصرالدین شاه.

در سال ۱۲۸۳ هجری قمری، ناصرالدین شاه به دوستعلی خان معیرالممالک دستور داد تا در داخل ارگ سلطنتی تکیه بزرگی برپا دارند. این تکیه مدور و چهار طبقه بود و از آجر و آهن ساخته شد و در زمان خود، یکی از سه «سواد» شهر طهران بود. ساختمان شمس العماره، گنبد مسجد سلطانی و سقف تکیه دولت.

بهتر است روایت دوستعلی خان راجع به تکیه دولت را با هم بخوانیم: «در دو ماه محرم و صفر تهران را عزاخانه حقیقی بود. از هیچ نقطه و به هیچ بهانه صدای ساز و آواز برنمی خواست و مجلس سروری برپا نمی شد، مگر سلام تحویل که در دو ماه مزبور با تمام کیفیت منعقد می گردید. دست کم دویست مجلس سوگواری در نقاط مختلف شهر تشکیل می یافت و دسته های سینه زن و غیره روز و شب در حرکت بودند.

پوش فراخ بر سقف تکیه دولت افراشته و به اصطلاح تکیه را می بستند. مکان مزبور تا اواسط دوره مظفری یک طبقه بلندتر بود و طاقی از چوب داشت. ... هر یک از طاق نماهای تکیه به شاهزاده ای یا به امیر و وزیر و یا به حکمرانی تعلق داشت که با جار و چراغ و آیینه و گلدان و قالیچه و اثاثیه دیگر آن را زینت می کردند و چهل چراغ ها و قندیل ها از سقف آن آویخته، عکس صاحب طاق نما یا یکی از پدرانش را بالای آن قرار می دادند. حکام، پیشکاران خود را از مرکز حکمرانی برای بستن طاق نماها به تهران می فرستادند. دیر بزرگ به خرج شاه آراسته می شد. برگ و تخت وسط که جایگاه تعزیه خوان ها بود، شش چراغ برق بزرگ می آویختند و در ایام عاشورا روز و شب تعزیه داری معمول می گردید. روزها از دو ساعت بعدازظهر تا نزدیک غروب و شب ها از دو ساعت از شب گذشته تا نیمه شب تعزیه خوانی ادامه داشت.

طاق نماهای طبقه اول تا سوم مخصوص اهل اندرون بود که بانوان در طبقه اول و دوم و خدمه در طبقه سوم قرار می گرفتند. در دهه اول محرم بالغ بر دو هزار تن از خانم های وزرا و اشراف و همراهانشان به اندرون می آمدند.

از در بزرگ نارنجستان تا در تکیه دولت در دو سوی تجیری سرخ فام کشیده و خیابانی به عرض سه ذرع بین آن برای عبور اهل حرم می گذاشتند. هنگام رفتن به تکیه بانوان با مهمانان خود دسته دسته از میان تجحیرها می گذشتند... گاه شاه در ابتدای تجحیر به تماشا می ایستاد و با هر دسته از راه مزاح سخن می گفت... جایگاه شاه بالاخانه وسیعی بود که ارسی بزرگ رو به دیوان داشت و دو غرفه در دو طرف آن بود... زن های شهر از صبح با قالیچه و غذایی مختصر آمده، جا می گرفتند و بیشتر آن ها برای امشب می ماندند».

روایت حاج سیاح محلاتی، نشان از سوء استفاده حکومت و انجام کارهای خلاف شرع در روز عاشورا دارد، او می گوید:

«باری ماه محرم اوضاعی است که دیدن می خواهد. روز تاسوعا و عاشورا دسته ها تشکیل می شود. مردم، زن و مرد به تماشای کسانی می رفتند که سر خود را شکافته و غرق خون شده اند، دسته دیگر بدن خود را سوراخ کرده، طپانچه گذرانیده، بعضی سینه خود را قفل کرده، بعضی خود را تا کمر برهنه، با زنجیرها مثل چهار دوال چهار چارپادار به جان خود افتاده، دوش و پشت خود را سیاه کرده، جمعی سنگ به سینه می زنند... در دهه محرم سقاخانه ها ساخته اند و در عاشورا اسب و کتل و نعش ساخته در شهر گردش می دهند. بالجمله غالباً از کارها مانده خرج های زیاد می کنند به مصارفی که قطعاً امام راضی نیست یا قطعاً اطعام مساکین هزار درجه بهتر از آن است لکن چون آخوندها منتفع می شوند عوام را به آنچه نفع خودشان است تشویق می کنند و کسب جرأت گفتن حرف حق یا خیرخواهی به مردم ندارد.

این عنوان محرم و تکیه دولت را اگرچه همه می دانند لکن باز برای یادگار می نویسم در ایران تماشاخانه و تئاتر و باغ عمومی و گردشگاه عمومی و مجامع و روزنامه و کتب و هر چیز که انسان گاهی خود را مشغول کرده از هموم وارده یا از کارها که خسته شده خود را تفریح دهد و رفع خستگی روح نماید، وجود ندارد. موسیقی هم ممنوع است، هر چه برای دل و چشم و گوش موجب تفریح است ممنوع است و کوچه و بازار و محله و همه جا با تنگی و غم و صداهای مریضان و فقراء و سائلان و حرف های فحش و لغو و هرزه و تعفن کثافات و مردار، دل ها خسته و روها عبوس و روح ها مرده، خصوصاً از خوف ها و تقیه ها و فشارها و بغض و کینه و حسد و تخویفات ملاها از بلیات دنیا و عذاب آخرت و وحشت مردم از شدت جهالت از جن و دیو و پری و این نحو خرافات بالکلیه مردم مثل مرده متحرک کند. لابد در زیر این فشارها یک فرح و تفریحی لازم دارند و به هیچ وسیله به آن دسترسی نیست. تنها راهی که هست و کسی نمی تواند از حرکات آشکار ممانعت کند اسم امر دینی و مذهبی است که یک تفریح را لباس مذهبی پوشانیده به آن اشتغالی کند و چون منحصر به همین راه است در آن مبالغه و افراط و اختراعات جدیده می نمایند. مثلاً یکی رفتن به زیارت عتبات یا قبر یکی از امامزاده ها و مخصوصاً حضرت عبدالعظیم(ع) در طهران. می بینی کسی که اصلاً اعتنا به دین و واجبات و محرمات ندارد پولی از حرام و ظلم و دزدی جمع کرده، زن یا مرد در معنی، محض اینکه یک زمانی فارغ از کارها گردشی کرده، راه ها و جاده ها دیده، تماشایی نموده، اشخاص مختلف و کارهای غیرمعمولی و مکرر ببیند، سفری به مشهد طوس یا کربلا و نجف یا مکه می کند یا مختصرتر به قم می رود یا حضرت عبدالعظیم(ع) یا یکی از امامزاده ها عده قلیلی هم البته هستند که از روی عقیده و حسن نیت، با زحمت و رنج بسیار برای زیارت از روی دیانت، متحمل این مسافرت ها می شوند ولی اکثریت ندارند.

محرم و اسم تعزیه داری حضرت سیدالشهداء(ع) را به این صورت در آورده اند از اول محرم تا آخر صفر اولاً زن ها با بسیاری از پارچه های خارجی پوشیده از همین راه کرورها به کیسه خارجه ریخته، می گویند ما برای امام حسین سیاه پوش شده، تعزیه داریم و بعد هر کس به قدر امکان بلکه بسیاری بالاتر از تمکن، با قرض هم مجلس ترتیب می دهند. مرد یا زن خرج ها به چای و قند خارجه و شمع و نفت روسی کرده به اهالی ناهار و شام می دهند. کسانی که در ظرف سال یک تومان به ایتام و فقرا که افتاده از گرسنگی و عریانی و سرما و گرما جان می دهند خرج نمی کنند و اصلاً معارف و تعلیم یا معاجله مریضان و مایه دادن به اهل کسب و دستگیری اقارب را اعتنا ندارند صدها تومان خرج این نحو مجالس کرده، به رقابت هم بر تزیینات می افزایند و ثروت و تجمل و عمارت خود را به این اسم نمایش می دهند و کثرت اعوان و خدام را در این مقام می نمایانند و روزبه روز بر این تشریفات افزوده، دسته ها علم ها بلند می کنند و با طبل و شیپور و موزیک، سینه زنان در محلات گردش می کنند. دسته ای بدن خود را برهنه کرده، با زنجیر چاردوال که برای راندن حیوان است بدن و پشت و دوش زده و بدن را سیاه می کند، هزاران نفر کفن پوشیده، سر خود را شکافته غرق خون می شوند. بالجمله تکیه دولت هم جایی است که از طرف سلطنت برای این کار مقرر است، جای خیلی وسیع و در وسط قبه ای بلند و چوب بندی شده، در اول محرم روی آن چادر کشیده چندین مرتبه و پله ها عقب سر هم ترتیب داده شده، چندین روز از ابتدای محرم آن جا را تزیین می دهند.

هر غرفه ای را یک نفر از وزراء و امراء و شاهزادگان بزرگ و رجال با ثروت به اسم خود آذین بندی می کند و هر چیز بر قیمت از شال و زری و حریر و قالیچه های اعلا و چراغ و جواهرات و بلورآلات که دارند در آن جا جمع کرده، به شکل های مختلف زینت داده، نمایش می دهند و به رقابت یکدیگر که باید غرفه من از همه مزین تر باشد زحمت ها می کشند، خرج ها می کنند که واقعاً تماشا دارد. هر روز صبح یا عصر مثلا چند ساعت مردم خصوصاً خانم ها خود را آراسته در آن جا و غرفه ها جمع می شوند. شاه هم غرفه ای مخصوص دارد که مشرف بر همه جای آن تکیه است، می آید و دوربین هم دارد. بعد یک دسته مرکب از چند نفر خوش جمال و خوش آواز از بچه ها و جوان ها هر یک لباس قشنگ مردانه یا زنانه عربی با روبنده پوشیده، یکی به اسم امام حسین(ع)، یکی عباس(ع)، یکی علی اکبر(ع)، یکی شمر، یکی ابن سعد، یا زینب یا سکینه و سایر نسوان، خود را نمایش داده وضع و حالت یک قضیه را با تفصیلاتی که غالباً دروغ است با نغمات دلچسب و صوت های حزین نمایش و تماشا می دهند و در این بین جوانان خود را به نسوان و نسوان خود را به جوانان می نمایانند! مخصوصاً معروف است شاه تماشای خانم های رجال را می کند و خانم ها مکلف هستند که صورت خود را از شاه نپوشانند، بعضی هم از غمزه و کرمشه فروگذار نمی کنند شاید شاه او را پسندیده، تمجید کرده، به شوهرش مرحتی کند».

آنچه خواندید حقیقتی محض و تأسف بار بود و برای آنکه بیشتر دریابید تا چه حد گفته های حاج سیاح به عنوان یک مخالف ناصرالدین شاه، صحیح است، سخنان وزیر انطباعات، روزنامه خوان و مشیر و مشار شاه، محمدحسن خان اعتمادالسلطنه را بخوانید:

جمعه هفتم محرم سنه ۱۳۰۶ قمری: «... شنیدم دیشب در تکیه دولت تعزیه دیرسلیمان بوده و سفرای انگلیس و ایطالیا با اتباعشان آمده بودند تماشا. بعد از ختم تعزیه، اسماعیل بزاز مقلد معروف با قریب به دویست نفر از مقلدین و عمله طرب بودند





که... و رو بر تکیه کردند و حرکات قبیح از خودشان بیرون آوردند.۵

پنجشنبه هفتم محرم صفر ۱۳۰۱ هجری: «... شنیدم در تکیه دولت که دو سال است نایب ناظر که میل مفرط به بازی دارد و شاه را مستعد این کارها دیده است، روز شهادت حضرت قاسم که با تعزیه بلقیس و سلیمان بیرون می آورند. اقسام حیوانات را که به طور زشت از مقوا ساخته اند به تکیه می آورند. فیل را هم می آورند. پارسال به خیر گذشت، امسال فیل دم تکیه رم کرد. بعد





از شکستن اسباب زیاد، یک زنی را هم زیر دست و پا کشته بود. پناه بر خدا از این وضع عزاداری».۶

روایت جعفر شهری، نه روایت حاج سیاح در آن زمان و نه روایت اعتمادالسلطنه است، او به عنوان یک نویسنده می گوید: «تکیه دولت دارای طبقات سه گانه آن طاق نماهایی با طاق های مقوس بود که در مرتبه دوم و سوم آن پشت پرده زنبوری ها زن های تماشاچی جمع می شدند و طبقه هم کف آن از طرف اعیان و رجال و وزرا و امنا و رؤسای اصناف آذین بندی شده زینت می گردید: هر طاق نما از طاق نمای دیگر بهتر و زیباتر و باشکوه تر بسته می شد که با چشم و هم چشمی کامل و پرخرج ترین سلیقه ها انجام گرفته باید جلب نظر شاه می نمود.

بستن هر طاق نما شامل بود بر گستردن و کوفتن بهترین قالی و قالیچه ها و گرانبها ترین طاق شال ها و آویختن سنگین ترین چلچراغ ها و قرار دادن جالب ترین شمایل ها و نصب خوب ترین سیاهی ها و بیرق ها و علم و کتل ها و دیگر و دیگر اشیاء از قندیل و شمعدان و فانوس و جاروکوی و دیوارکوب و غیره و مظاهر جنگ و ستیز صحرای کربلا از شمشیر و سپر و نیزه و گرز و شش پر و زوبین که با شایستگی و بایستگی تمام جلوه گری کرده. مخصوصاً نور چراغ های برق که در سال های اخیر بر آن ها اضافه شده در و دیوار و اسکلت و چادر و سقف و ستون ها را دیدنی تر می نمود.

افتخار بستن این طاق نماها خود به خود نصیب نمی گردید که باید قبلاً با پیشکشی ها و تقدیمی های قابل توجه از شاه کسب اجازه بکنند و بهترین طاق نماها در اختیار کسی قرار می گرفت که پیشکش ارزشمندتر یا تقدیمی زیادتر داده باشد و همچنین رسم همه ساله بود که در شب هشتم محرم این قرار را با فرستادن نقدینه و تقدیمی تازه تجدید کرده از آن سو مفتخر به خلعت شاهانه طاق شال گردیده اجازه بستن سال دیگر را دریافت نمایند و مسلم بود که ارتقا یا تنزل طاق نماداران که طاق نماهایشان مقابل جایگاه یا در کنار و دور از دیدگاه همایونی باشد نیز بسته به آن بود که آخرین پیشکش شب هشتم را مافوق دیگران یا کمتر از سایرین تقدیم کرده باشند. این همان پولی بود که جهت هر اتفاق کوچک و بزرگ دیگر باید بزرگان و صاحبان اسم و رسم حضور سلاطین قجر تقدیم بکنند، مانند رفتن به سفر، بازگشت از سفر، روز تولد، عروسی، ولادت فرزند، جشن ها و اعیاد، سلام ها و رفع خطرها، نازشست، مهمانی ها، چه در مهمان شدن و چه در مهمان نمودن، نزول اجلال ها جهت ملاقات و احوال پرسی، جهت درخواست حکومت و بازگشت از حکومت و خلاصه در هر کار و برخورد باید با دست پرحضور سلاطین را ادراک کرده هر بار نیز بر آن افزوده به سلاطین قجر تقدیم نمایند و یا کم و زیادی همین تقدیمی ها و پیشکش ها هم بود که می توانستند اندازه چاکری و مقدار





ارادت و دولت خواهی خویش را اثبات بکنند.۷

کار تکیه چنین بود، اما دسته و دسته کشی در خیابان های تهران. عبدالله مستوفی، که خود یکی از شاهزادگان قاجار است، می گوید: «یکی از عزاداری های توده مردم، به خصوص داش ها، سینه زنی بود، که عده ای از اهل هر محل در تکیه یا میدان سر محله جمع شده، یکی نوحه خوانی می کرد و باقی به نوای نوحه خوان سینه می زدند.

«در زمان ناصرالدین شاه، وقتی در سر جلو و عقب رفتن دو تا از دسته ها بین افراد آن ها نزاع و کار به زد و خورد کشیده، چندین فقره سر و دست از طرفین شکست. قضیه با اسامی رؤسای دو دسته بناه رسید. شاه در اسامی اشخاص دقت کرد، بعضی دو اسمی و برخی یک اسمی بودند زیر صورت مجازاتی، به طور کلی، برای هر یک از یک اسمی ها و دو اسمی ها معین ولی مجازات یک اسمی ها را کمتر از دو اسمی ها تعیین نمود». شاه کهنه کار خوب فهمیده بود که اشخاص یک اسمی مثل تقی و نقی و حسین و حسن غیر از اشخاص دو اسمی مثل عبدالله بی غم و باقر بی خون و اکبر بلند و علی نیزه ای و حسین ببری و مهدی گاوکش هستند. دسته اخیر از داش های محل می باشند و البته دسته یک اسمی ها که چندان مداخله ای در این زد و خورد نداشته اند، نباید به قدر دو اسمی ها مجازات شوند.

استبداد حوصله رسیدگی ندارد و کلیه احکام آن برای جلوگیری از وقوع نظیر است نه برای مجازات دادن به اندازه جرم. بنابراین ایراد بر اصل استبداد است نه حکم. حکم ناصرالدین شاه مطابق رویه استبداد و اگر عادلانه نیست لامحاله عاقلانه است و از تکرار نظیر، خوب جلوگیری می کند و آن گاه تفاوت بین مثلاً پنجاه ضربه شلاق که نصیب یک اسمی ها شده با صد ضربه آنکه





گیر دو اسمی ها آمده بود، به قدری با تفاوت بین موت و حیات زیاد است که قابل مقایسه نبوده و این قیاس مع الفارق است.۸

کار تکیه دولت و سوء استفاده از عواطف پاک مردم، با انقراض قاجاریه رو به افول نهاد و کم کم عزاداری بر حسین(ع) و خاندانش، به عنوان مبارزه با خرافات آغاز شد.

رضاشاه در دوران سردار سپه ای، تظاهر به دین داری می کرد و «از روز دوم محرم ۱۳۴۰ قمری در تکیه قزاق خانه واقع در میدان مشق قدیم (باغ ملی) شروع به روضه خوانی و عزاداری و ذکر مصیبت خامس آل عبا گردید. دسته های سینه زن و سنگ زن محلی و صنفی که به آن جا می رفتند از طرف وزیر جنگ (سردار سپه) نسبت به آن ها تحبیب و به هر یک از سران و مؤسسین آن یک طاقه شال داده می شد... روز دهم محرم (روز قتل) دسته قزا ها با یک هیأت و نظم و تشکیلات مخصوص به بازار آمده و چند دسته موزیک در حالی که آهنگ نوا و عزا می نواختند، اسب و یدک همراه داشتند و خود سردار سپه نیز در حالی که سر خود را برهنه کرده بود و کاه روی سر خود می پاشید در جلو دسته دیده می شد. سایر افسران قزاق هم عقب سر مشارالیه به





عزاداری مشغول بودند. دسته ای از قزا ق ها هم سر و صورت خود گل و لجن زده عزاداری می کردند.۹

به محض آنکه رضاخان سردار سپه، رضاشاه شد، با این مراسم به مخالفت برخاست بد نیست روایت بهبودی، پیشکار رضاشاه را نیز در این باره بخوانیم؛ آن هم در مخالفت با این کارها:

«سابقاً در تهران، در ایام محرم و صفر مجالس سوگواری زیاد بود. حتی بیشتر روزها عزاداران، دسته عزاداری مخصوص راه می انداختند. نظامی ها هم به رقابت یکدیگر دسته راه می انداختند. ژاندارمری و بریگاد سرباز و همچنین قزاق ها، هر کدام در محل مخصوص خود حسینیه داشتند و عزاداری می کردند. قزا ق ها در میدان مشق... عزاداری می کردند ... دسته که راه می افتاد معمولاً سران دسته، پیاده در جلو دسته به طور جمعی در حرکت بودند. حضرت اشرف و سایر درجه داران ارشد از قبیل سرتیپ و میرپنج جلو دسته قزاق بودند و شخص معینی که در دامن خود کاه داشت، به طور پراکنده بر سر دیگران کاه می پاشید و موزیک عزا هم مترنم بود. یکی از روزها که از سمت بازار دسته قزاق خیلی مفصلی به خیابان ناصریه در حرکت بودند و سینه زن های قزاق نوحه خوانی می کردند و مجتمعاً سینه می زدند و دم گرفته بودند، این نوحه را می خواندند:

اگر در کربلا قزاق بودی حسین بی یاور و تنها نبودی

بین مردم که کنار خیابان برای تماشا ایستاده بودند، تعدادی از اهالی رشت که در زمان میرزا کوچک خان در زد و خورد قزاق و متجاسرین مورد غارت و چپاول هر دو طرف قرار گرفته و ناراضی بودند، در جواب نوحه خوانی قزاق، آن ها هم نوحه ساخته و می گفتند:






اگر در کربلا قزاق بودی چادر از سر زینب ربودی۱۰

روزگار دیگر روزگار قدیم نبود، و با رفتن رضاشاه و در شهریور ۱۳۲۰ بار دیگر عزاداری ها برپا شد، ولی این بار هم رسوم نکوهیده ای چون قمه زنی، سنگ زنی، تیغ زنی، علم و کتل کشی، برخورد دسته جات سینه زن با هم، به شکل قدیمی احیا شد و پهلوی دوم نیز ادعای دین داری داشت، اما همه چیز در ۲۲ بهمن ۵۷ فرو ریخت و از سال سوم انقلاب برخورد با این رسوم نسنجیده آغاز و مأمورین انتظامی، با آن برخورد می کردند.

از قدیم الایام در تهران تکایا و حسینیه های بسیاری در گوشه و کنار شهر در ایام عاشورای حسینی(ع) پا می گرفت و مردم عادت داشتند و نذر می کردند تا «چهل و یک منبر»۱۱ رفته و دعا و نذر و نیاز بکنند. معروف ترین تکایای تهران در آن روزگار، که برخی به روزگار ما هم رسیده اند، عبارت بودند از:

تکیه سرچشمه، تکیه شیرازی ها، تکیه بزازها، تکیه کفاش ها، تکیه سادات اخوی، تکیه رضاقلی خان، تکیه دانگی، تکیه سرجمبک، تکیه حیاط شاهی، تکیه سیدعلی آقا در اندرونی، تکیه خراسانی ها، تکیه سیدقاسم، تکیه قمی ها، تکیه باجمانلوها، تکیه حاج رجب علی، تکیه دباغ خانه، تکیه در خوانگاه، تکیه افشارها، تکیه عرب ها، تکیه کوچه نقاره چی ها، تکیه ملاقدیر، تکیه سرپولک، تکیه لوطی علی خان، تکیه پهلوان شریف، تکیه زرگرها، تکیه باغ پسته بک و...

و امروز، نه از تکیه دولت خبری است، نه از برخورد دسته ها و ای کاش رسم علامت کشی نیز منسوخ شود و به جای این همه ریخت و پاش و کارهای ناثواب و ناصواب، اندکی بیندیشیم چرا حسین(ع)، در راه احیای دین خدا، از خانمان و زندگی اش گذشت، تا درس عبرتی برای ما باشد.

و حسن ختام، در راه برپایی مراسم محرم از سوی مردم در عهد پهلوی دوم و مخالفت آشکار با این مراسم، از زبان عباس منظرپور:

«خبر شدیم که بچه های پا ماشین» روز عاشورا در سید ملک خاتون سینه زنی می کنند... مدت ها بود که سینه زنی، آن هم در یک مکان مذهبی ندیده بودیم، چون ممنوع بود. اگر یک دسته سینه زنی به راه می افتاد بلافاصله پاسبان های شهربانی به آن حمله می کردند. سینه زن ها را متواری و سردسته های آن ها را دستگیر می کردند... وقتی سینه زنی شروع و صدای مرثیه بلند می شد، هنوز از یکی دو کوچه عبور نکرده بودیم که پاسبان ها حمله می کردند و ما هم منتظر همین لحظه بودیم و اصولا منظورمان همان جنگ و گریز... بود. البته بعضی هایمان یکی دو باتون هم دریافت می کردیم! به محض پیدا شدن سر و کله پاسبان ها، که معمولا دو تا سه نفر بیشتر نبودند، ما مرثیه عزاداری را ترک و شروع بر خواندن این بیت می کردیم:
9:36 pm
‌ موزه بنیاد شهید

این مکان که در فضای اداری بنیاد شهید واقع شده در ابتدای بلوار مدرس قرار دارد، و گوشه‌هایی از جنگ ایران و عراق را به نمایش می‌گذارد. بیشترین اشیای موجود، از سوی خانواده کشته‌شدگان جنگ به این موضوع اهدا شده‌است.





موزه مردم شناسی رباط ویرانی

این موزه با هدف معرفی جایگاه و اهمیت مشاغل سنتی و بومی مشهد در سال ۱۳۸۵ شمسی در محل رباط ویرانی از بناهای تاریخی دوره تیموری و صفوی ایجاد گردیده‌است. رباط ویرانی بنایی است سرپوشیده که در قرون و سده‌های پیشین در راه کاروان‌رو نیشابور به توس واقع بوده اما امروزه در محور گردشگری مشهد شاندیز در ویرانی ۱۹ واقع است.



موزه علوم و تاریخ طبیعی خراسان

سازمان آموزش و پرورش خراسان رضوی با هدف ارتقای سطح اطلاعات عموم علاقه مندان در سال ۱۳۷۷ شمسی اقدام به تاسیس موزه علوم و تاریخ طبیعی خراسان نمود. بخشی از اشیاء ارزشمند این موزه اهدایی نمونه‌هایی توسط مردم بوده‌است.



موزه علوم زمین

این مکان در وسعتی حدود ۴۵۰ مترمربع در سال ۱۳۸۵ شمسی به بهره‌برداری رسید که از بخش‌های مختلف آن می‌توان به سالن مرکزی با تنوعی از نمونه سنگ‌ها، کانی‌ها، فسیل، مخزن با بیش از هزار نمونه، سالن نمایش فیلم و کارگاه اشاره کرد.



موزه تاریخ طبیعی اداره کل حفاظت محیط زیست خراسان رضوی

پروژه احداث موزه تاریخ طبیعی اداره کل حفاظت محیط زیست خراسان رضوی با مساحت تقریبی ۲۰۰ متر در سال ۱۳۸۷ در محل اداری واقع در بلوار وکیل آباد مورد بهره‌برداری قرار گرفت. این مجموعه شامل ۲۲ زیستگاه مصنوعی از جمله منطقه دشتی، کویری تپه ماهوری استپی، کوهستانی جنگلی، باتلاقی، نی زار، خور، آب‌های ساحلی و دریا است که در آن بیش از ۳۰۰ نمونهٔ تاکسیدرمی شده نظیر ۱۷ گونه پستاندار، ۱۱۰۰ گونه پرنده، ۳ گونه خزنده، ۵ نوع سنگواره و ۳۹ تابلو حشرات است.



گنجینه آب

این مکان در سال ۱۳۷۸ ش توسط کارشناسان آب منطقه‌ای خراسان واقع در بلوار سازمان آب افتتاح گردید. هدف از ایجاد چنین مجموعه‌ای آشنایی، بررسی و شناخت سازه‌های آبی قدیمی استان از قبیل شیوه‌های آبیاری سنتی، آداب و رسوم مرتبط با آب در مناطق مختلف، معرفی تکامل و پیشرفت صنعت آب، پل بندها، نحوه عملکرد بخدان‌ها، آب‌انبارها و قنات‌ها و روی هم رفته ارائه اطلاعات و مستندات به علاقمندان است.



موزه مردم شناسی حمام مهدی قلی بیک

این موزه در کنار مقبره امیر غیاث الدین ملکشاه در ضلع غربی حرم رضوی واقع شده‌است.



موزه فردوسی و شاهنامه توس

ساختمان این موزه همزمان با بنیان آرامگاه فردوسی در بخشی از محوطه باغ برای چایخانه سنتی طراحی و سپس اجرا گردید. بعدها این بنا به موزه تغییر کاربری داد و در آن اشیاء مرتبط و آثار به دست آمده از توس و روزگار فردوسی برای بازدید فرهنگ دوستان به نمایش گذاشته شده‌است.


موزه آرامگاه نادری

این موزه در محل آرامگاه نادری در چهارراه شهدا مشهد واقع است. فضای وسیع سالن موزه دارای ویترین‌هایی است که در آن بیشتر اقلام جنگی و جنگاوری از عصر افشاریه و قاجار در معرض دید عموم قرار گرفته‌است.



موزه حوضخانه هزاردستان

این مکان با وسعتی معادل ۳۵۰ متر مربع در اواسط راسته بازار جنت واقع گردیده و پیش از تغییر کاربری به حوضخانه بخشی از یک خانه مسکونی در محله قدیمی سراب قرار داشته‌است. هدف از ایجاد چنین فضای سنتی ارائه و بازشناخت فرهنگ غنی ایرانی اسلامی به گردشگران داخلی و خارجی و زائران آرامگاه رضا است.
مکان‌های مذهبی
مهمترین اماکن مذهبی شهر مشهد که مهم‌ترین مکان مذهبی ایران نیز هست، حرم علی بن موسی‌الرضا است. سالانه حدود ۳۰ تا ۳۵ میلیون نفر به زیارت این حرم می‌روند.
دیگر مسجدها، حسینیه‌ها و امامزاده‌ها از جمله مکان‌های مذهبی هستند که دارای زیارت کنندگان فراوانی هستند.
مسجد جامع گوهرشاد واقع در محدوده حرم رضوی، مسجد هفتاد و دوتن، مسجد و حسینیه کرامت، امامزاده ناصر و یاسر و آرامگاه امامزاده یحیی بن زید، آرامگاه خواجه اباصلت، آرامگاه خواجه مراد، آرامگاه پیر پالاندوز، آرامگاه شیخ نخودکی، گنبد خشتی، گنبد سبز، [[آرامگاه خواجه ربیع]] از جمله مکان‌های مذهبی مشهد هستند.



مکان‌های ورزشی

مشهد دربردارندهٔ مجموعه‌ها و اماکن ورزشی بسیار و چندین پیست ورزشی است که در ادامه به انها اشاره شده است:




مجموعه‌های ورزشی

مجموعه‌های ورزشی تختی مشهد، مجموعه‌های ورزشی آستان قدس رضوی، مجتمع فرهنگی ورزشی یاس، استخرهای ارمغان، کاظمیان، هلال احمر و شهید بهشتی، مجموعه ورزشی موجهای آبی را می‌توان بعنوان نمونه یاد کرد. گفتنی است در سال ۱۳۹۰ بزرگترین مجموعه آبی سرپوشیده طبقاتی آسیا با نام پارک ساحلی آفتاب در مشهد افتتاح گردید.



استادیوم‌های ورزشی

در این بخش می‌توان استادیوم ثامن و ورزشگاه امام رضا را نام برد.

ورزشگاه ثامن مشهد دومین ورزشگاه ایران پس از ورزشگاه آزادی است که به دوربین عنکبوتی مجهز شده است.

ورزشگاه امام رضا نیز شامل ۱۴ سالن ورزشی در زیر جایگاه تماشاگران استادیوم است، این استادیوم ۲۵ هزار نفره تا زادروز علی ابن موسی‌الرضا، در سال ۱۳۹۱ به طور کامل به بهره‌برداری خواهد رسید؛ اولین چمن مصنوعی مورد تایید فیفا در کشور، در این استادیوم اجرا خواهد شد که ناظران فیفا برای تایید استاندارد آن چهار مرحله بازدید خواهند داشت؛ میزان افرادی که در یک روز در این مجموعه ورزش می‌کنند ۳۵۰۰ نفر است در حالی که این رقم در استادیوم آزادی معادل ۲۵۰۰ نفر است.



هتلهای مشهد

این شهر دارای هتلهای بیشماری است و این به خاطر زائر پذیر بودن ان در تمام ایام سال است. بزرگترین هتل مشهد، هتل بین‌المللی قصر طلایی با ۴۰۰ اتاق می‌باشد.

هتلهای ۵ ستاره مشهد عبارتند از: هتل بین‌المللی قصر طلایی - هتل مجلل درویشی- هتل هما ۲- هتل پارس - قصرالضیافه-هتل مدینه الرضا-هتل پردیسان

هتلهای ۴ ستاره مشهد عبارتند از:هتل قصر- هتل اترک - هتل جواد - هتل فردوسی - هتل ایران - هتل میثاق - هتل توس - هتل فردوس -




پیست‌های ورزشی

پیست دوچرخه‌سواری مشهد که در سال ۱۳۹۰ به عنوان مجهزترین پیست دوچرخه‌سواری کشور معرفی گردید ؛ پیست اتوموبیل‌رانی، پیست موتورسواری و پیست موتورکراس که همه در ۱۰ کیلومتری جاده مشهد - شاندیز واقع می‌باشند؛ پیست اسکیت بلوار شهید باهنر، پیست اسکیت کوهسنگی، پیست اسکی کوههای آب و برق مشهد و پیست سوارکاری مشهد نیز از دیگر پیست‌های ورزشی مشهد می‌باشند.

اولین زمین چمن گلف کشور ایران نیز در مجموعه ثامن شهر مشهد واقع شده است


آموزش
این شهر با دارا بودن مراکز دانشگاهی و آموزش عالی بسیار بویژه دانشگاه فردوسی مشهد با بیش از ۲۳ هزار دانشجوی داخلی و خارجی و دانشگاه بین‌المللی امام رضا و نیز دانشگاه علوم پزشکی مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی مشهد و واحد بین‌الملل دانشگاه فردوسی مشهد عملاً به قطب دوم دانشگاهی کشور پس از تهران مبدل شده‌است. علاوه بر آن شهرداری مشهد در سال ۱۳۸۷ توسط سازمان بین‌المللی کلان شهرهای جهان به عنوان دومین مقر آموزشی این سازمان پس از مونترال در کانادا انتخاب شد.




جابجایی‌های درون شهری
حمل و نقل در شهر مشهد بر عهده سازمان تاکسیرانی، شرکت واحد اتوبوسرانی و شرکتهای خصوصی، تاکسی‌تلفنی‌ها و مینی‌بوس‌ها و خطوط مترو است.



قطار شهری مشهد

قطار شهری مشهد در روز ۲ اسفند ۱۳۸۹ به بهره‌برداری رسید. بر این اساس مشهد بعد از تهران دومین شهر در ایران است که از شبکه حمل و نقل ریلی درون شهری برخوردار می‌شود.

خط یک قطار شهری مشهد شرق و غرب شهر را در کمتر از ۵۰ دقیقه به هم متصل می‌کند. لازم به ذکر است که روزانه حدود ۱۰۰ هزار نفر از طریق قطار شهری مشهد جابجا می‌شوند. در ابتدای راه‌اندازی خط یک، مدت زمان سوار نمودن مسافر هر ۳۵ دقیقه بود که این زمان در حال حاضر به تقریبا ۸ دقیقه کاهش پیدا کرده است.

بر اساس پیش بینی‌ها، شهر مشهد نیازمند ۴ خط قطار شهری است.

مسیر شماره ۱ LRT به طول ۲۵ کیلومتر از فرودگاه شهید هاشمی‌نژاد تا منطقه وکیل‌آباد
مسیر شماره ۲ مترو به طول ۱۴ کیلومتر از انتهای طبرسی شمالی تا میدان فضل بن شاذان
مسیر شماره ۳ مترو به طول حدود ۲۴ کیلومتر از شهرک ابوذر تا قاسم‌آباد
مسیر شماره ۴ مترو به طول ۱۴ کیلومتر از شهرک شهید رجایی به خواجه ربیع

در طرح قطار شهری مشهد، توسعه خطوط قطار شهری به شهرهای جدیدی چون گلبهار و بینالود نیز پیش بینی و تصویب شده‌است.



بزرگراه‌ها

در کلانشهر مشهد تقریبا ۸۰ کیلومتر بزرگراه داخل شهری وجود دارد که با وجود توسعه آن‌ها ولی طرح اصلی و پایهٔ اکثریت آنها به قبل از انقلاب اسلامی بر می‌گردد.

برخی بزرگراه‌های مشهد عبارتند از:
بزرگراه میثاق، بزرگراه شهید کلانتری، بزرگراه امام علی، بزرگراه نمایشگاه، بزرگراه وکیل‌آباد، بزرگراه آزادی، بزرگراه غدیر، بزرگراه شهید بابانظر، بزرگراه شهید میرزایی، بزرگراه شهید چراغچی و بزرگراه سلسله الذهب.



فرودگاه

شهر مشهد دارای فرودگاهی بین‌المللی با نام «فرودگاه بین‌المللی شهید هاشمی‌نژاد» است؛ این فرودگاه دارای مسیرهای پروازی داخلی و خارجی متعددی است.

این فرودگاه درسال ۱۳۳۰ در محل زائرسرای فعلی احداث شد. پیش از آن در محل میدان پانزده خرداد باندی خاکی جهت فرود هواپیماهای کوچک نظامی وجود داشت که محل استقرار قبضه‌های ضدهوائی بود.

در سال ۱۳۴۶ باند جدید فرودگاه مشهد ازنوع بتن و پایگاه پدافند نیروی هوائی مورد بهره‌برداری قرارگرفت که روزانه یک پرواز از نوع DC۳ درمسیر تهران-مشهد و پروازهای آموزشی و ایرتاکسی علاوه بر پروازهای نظامی ازآن استفاده می‌کردند.

با افزایش پروازها و ورود هواپیماهای DC۸ و متعاقباً بوئینگ ۷۲۷،۷۳۷،۷۰۷ وایرباس درسال ۱۳۵۷ پارکینگ و ترمینال جدید برج مراقبت پرواز و ساختمان‌های جانبی فرودگاه جدید مورد بهره‌برداری قرارگرفت.

پس از پایان جنگ ایران و عراق، فرودگاه مشهد به فرودگاه شهید هاشمی‌نژاد تغییر نام داد.



آلودگی‌های زیست‌محیطی

شهر مشهد نیز همانند سایر کلان‌شهرهای بزرگ دنیا درگیر آلودگی هوا، آلودگی آب، آلودگی خاک، آلودگی صوتی و آلودگی‌های مغناطیسی است؛ یکی از مهم‌ترین اقداماتی که در راستای کاهش این آلودگی‌ها صورت گرفته استفاده از انرژی و فناوری‌های دوست‌دار محیط زیست و تاسیس بزرگترین نیروگاه خورشیدی کشور در این شهر است، یکی از ویژگی‌های مهم نیروگاه خورشیدی مشهد استفاده از سیستم ردیاب خورشید است که توان تولید برق را ۲۰ درصد افزایش می‌دهد.

از دیگر فعالیت‌های صورت گرفته در این زمینه می‌توان به ایجاد نخستین نیروگاه بیوگاز خاورمیانه در شهر مشهد در سال ۱۳۸۸ اشاره نمود که این پروژه آثار مطلوب زیست محیطی را به همراه خواهد داشت و گازهای مخرب لایه ازن جمع‌آوری و سپس سوازنده می‌شوند و از محل تولید انرژی آن برق تولید می‌گردد و در آینده نزدیک، سومین نیروگاه بیوگاز نیز در این شهر احداث خواهد گردید. از دیگر سو شهر مشهد اولین و تنها شهری است که اقدام به تولید کود گرانوله (نوعی کود آلی گوگرددار) در کارخانه کمپوست نموده که برای حفظ محیط‌زیست و کشاورزی پایدار کمک مفیدی است. راه‌اندازی کارخانجات بازیافت در شهر مشهد ۲۰ درصد از مشکلات زیست محیطی این شهر را کاهش داده است.



آلودگی هوا
بر طبق آمار ارائه شده روزانه بیش از ۸۰۰ هزار دستگاه خودرو در شهر تردد می‌کند که این تعداد خودرو عامل ۷۰ درصد آلودگی هوای شهر مشهد است. در سطح شهر مشهد، روزانه ۴ میلیون و ۲۰۰ هزار سفر درون‌شهری انجام می‌شود که در آن، یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر مسافر جابجا می‌شود. در حال حاضر، تنها ۵۰ درصد این سفرها، با وسایل حمل و نقل عمومی انجام می‌گیرد. همچنین سالانه حدود ۴۰ هزار خودرو به شبکه معابر شهری وارد می‌شود. در این میان، حدود شش درصد سفرهای درون شهری، با دوچرخه انجام می‌شود. ۱۲ ایستگاه سنجش آلودگی هوا در مشهد مستقر است که بیش از ۸۰ درصد از پهنه شهر را پوشش می‌دهد و برای پوشش صد در صدی به احداث پنج ایستگاه دیگر نیاز است.





صدا و سیمای مرکز خراسان رضوی

صدا و سیمای مرکز خراسان رضوی یکی از مراکز صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است که در شهر مشهد فعالیت می‌کند.[۱]
پیشینه
پیشینه رادیو خراسان

استان خراسان تا سال ۱۳۲۷ رادیو محلی نداشت. اغلب مردم از رادیو تهران یا ایران که به سختی شنیده می‌شد، استفاده می‌کردند. در سال ۱۳۲۷ لشکر ۱۲ خراسان با استفاده از فرستنده‌ای که در اختیار داشت، شروع به پخش برنامه‌ای رادیویی با نام رادیو لشکر در شب‌های یکشنبه نمود. این برنامه که به صورت زنده پخش می‌شد، حتی در خود شهر مشهد هم به سختی و همراه با پارازیت شنیده می‌شد.[۲]

سال بعد این فرستنده به ادارهٔ انتشارات و تبلیغات واگذار شد. این اداره توسط استاندار وقت تاسیس شده بود و مسئولیت هدایت آن بر عهدهٔ عبدالحسین آموزگار، سردبیر روزنانه آفتاب شرق، بود.[۲]

سرانجام رادیو مشهد در ۱۲ دی ۱۳۲۸، رسما آغاز به کار کرد. اولین استودیوی پخش این رادیو، اتاقی در باشگاه افسران بود. اولین موج‌های حامل صدا رأس ساعت ۱۶ از طریق فرستندهٔ لشکر که پرقدرت‌ترین فرستندهٔ موجود در خراسان بود در فضای شهر مشهد پراکنده شد. پس از مدتی فعالیت‌های این رادیو متوقف شد ولی در سال ۱۳۳۲ دوباره از سر گرفته شد.

در ابتدا رادیو مشهد از ساعت ۱۶ تا ۱۸ روزانه ۲ ساعت برنامه پخش می‌کرد. اخبار، گفتار مذهبی، گفتار اجتماعی و موسیقی تنها برنامه‌هایی بودند که از رادیو مشهد پخش می‌شدند. اخبار این رادیو همان اخبار ظهر رادیو تهران بود که پس از بازنویسی این رادیو پراکنده می‌شد.

امکانات فنی رادیو مشهد به یک تقویت‌کننده ۷۵ واتی، یک میکروفون و دو دستگاه گرامافون محدود می‌شد.

۲ اردیبهشت ۱۳۷۵ «شبکهٔ استانی صدای خراسان» راه‌اندازی شد. این شبکه تا پیش از تقسیم استان خراسان به سه استان مجزا، بیش از ۹۲ درصد جمعیت استان خراسان را تحت پوشش قرار می‌داد و در حوزهٔ برون‌مرزی با سه رادیوی دری، ازبکی و تاجیکی به تولید و پخش برنامه برای مخاطبان خارج از کشور مشغول بود.



پیشینه تلویزیون خراسان

در مهر ۱۳۵۰ ساختمان رادیو و تلویزیون فعلی خراسان افتتاح شد. مرکز سیمای خراسان که از طریق ریزموج‌ها از برنامه‌های شبکه‌های سراسری استفاده می‌کرد، در تولید محلی نیز از مراکز فعال تلویزیونی به شمار می‌آمد.

در خرداد ۱۳۷۱ سیمای خراسان به سیستم پخش تصاویر رنگی مجهز شد. تا سال ۱۳۷۲ سیمای خراسان به رکورد تولید سالانه ۲۱۰ ساعت برنامه رسیده بود و در فواصل پخش برنامه‌های شبکه یک سیما نیز اقدام به پخش برنامه‌ها و پیام‌های کوتاه می‌نمود.

در ۱۹ اسفند ۱۳۷۶ شبکهٔ استانی خراسان به عنوان سومین شبکهٔ استانی صدا و سیمای ایران، بعد از شبکه‌های تهران و اصفهان، رسما افتتاح شد و بیش از نیمی از جمعیت استان را تحت پوشش قرار می‌داد. تا پایان سال ۱۳۸۵ این پوشش به حدود ۹۱ درصد رسیده بود. شبکهٔ استانی خراسان از نظر کیفیت و کمیت برنامه‌ها، همواره از شبکه‌های استانی پیشرو محسوب می‌شود؛ به گونه‌ای که در نظرسنجی سال ۱۳۹۰ میزان رضایت‌مندی مردم خراسان از برنامه‌های این مرکز ۶۷ درصد بود که هفت درصد از میانگین رضایت‌مندی مخاطبین ۲۹ شبکهٔ استانی ایران بیشتر است. این شبکه چندین سال به پخش برنامه‌های صبحگاهی ویژهٔ اذان صبح، همراه شبکه‌های استانی اصفهان و فارس می‌پرداخت.

شبکهٔ استانی خراسان رضوی پس از تقسیم استان خراسان در سال ۱۳۸۳ و پیش از تاسیس شبکه‌های استانی خاوران و اترک، بیش از پنج سال در استان‌های خراسان جنوبی و شمالی نیز قابل دریافت بود.

۲۲ خرداد ۱۳۹۰ طی مراسمی در مشهد، پخش بیست و چهار ساعتهٔ شبکهٔ استانی سیمای مرکز خراسان رضوی آغاز شد. بدین ترتیب این شبکه، پس از شبکه‌های استانی فارس، اصفهان و سهند، چهارمین شبکهٔ استانی بود که به پخش برنامه‌هایش در طول ۲۴ ساعت شبانه‌روز انجام می‌گرفت.

همزمان با آغاز پخش شبانه‌روزی این شبکه، بخش خبری ساعت ۱۰:۳۰ و نیز بخش‌های خبری عربی و انگلیسی نیز به شبکهٔ خراسان رضوی اضافه شدند.
ساعت : 9:36 pm | نویسنده : admin | خراسان رضوی | مطلب قبلی
خراسان رضوی | next page | next page