فضیلت

به خصایلی که موجب فضل و بزرگ منشی می شوند فضیلت می گویند. فضایل را می توان در پنج گروه تقسیم کرد: فضایل طبیعی (نظیر قدرت، سرعت)؛ فضایل اکتسابی (نظیر مهارت در نواختن ساز، بخشایش)؛ فضایل مربوط به خلق و خو (نظیر خوش خلقی، شوخ طبعی)؛ خصایل دینی (نظیر ایمان، پارسایی)؛ خصایل مربوط به منش (نظیر نیک خواهی، مهربانی). به مجموعه این صفات که باعث می‌شود تا فردی را بزرگ منش و نیک بنامیم فضایل می گوییم.






اخلاق مبتنی بر فضیلت عمدتاً با اشخاص سر و کار دارد. البته منظور از این سخن این نیست که این شاخه از فلسفه اخلاق محدود به داوری در مورد اشخاص است، بلکه افزون بر آن این گرایش، به راهنمایی کردار نیز می پردازد. خوب بودن حکم تعیین کننده فلسفه اخلاق معطوف به فضیلت است.

اخلاق مبتنی بر فضیلت با هر فضیلتی درگیر نیست بلکه تنها فضایلی خاص را مورد مطالعه و بررسی قرار می دهد. در حقیقت سر و کار این شاخه از فلسفه اخلاق با فضایل اخلاقی است. فضایل اخلاقی یعنی فضایلی که اخلاقی نامیدنشان موجه است. این توجیه یکی از وظایف فیلسوفان اخلاق مبتنی بر فضیلت است. مسئله دیگر این است که اخلاق مبتنی بر فضیلت به فضایل اکتسابی می پردازد نه فضایل طبیعی. فضایل طبیعی از حیث اخلاقی خنثی هستند.

اصولاً فلسفه اخلاق مبتنی بر فضیلت در میان فیلسوفان باستان رواج داشته است؛ با این حال نمی توان گفت که این گرایش در دوران رنسانس، روشنگری و قرن بیستم منسوخ گشته است. گرایش به فضیلت و فضیلت مندی همیشه در میان فلاسفه اخلاق مشهود بوده؛ با این وجود مهم‌ترین فیلسوفان اخلاق مبتنی بر فضیلت عبارتند از:

افلاطون: از نظر افلاطون فضیلت هر شئ همان چیزی است که آن شئ را قادر می سازد تا وظیفه خاص خود را به خوبی انجام دهد. یعنی این که اگر تمام اجزاء یک نظام برای انجام دادن کار مورد انتظار از آن نظام در حالت متکامل قرار داشته باشند آن نظام، نظامی فضیلتمند است.

ارسطو: ارسطو معتقد است که انسان دارای فضایل عقلی است؛ فضایل عقلی مشتملند بر فضایل نظری و فضایل عملی. انسان‌ها ممکن است از هیچ یک از این فضایل برخوردار نباشند، ممکن است یکی از این دو را داشته باشند و یا این که ممکن است از هر دوی آن‌ها بهره مند باشند. از نظر ارسطو عقل زمانی به نحو احسن عمل می‌کند که هر دوی این فضایل را در خود داشته باشد. از منظر معلم اول کمالات و فضایل اخلاقی در ارتباط با بخش غیرعقلانی نفس هستند. این بخش نفس بخشی است مرتبط با برآوردن امیال و خواهش ها. اگر عقل بر این بخش نفس نظارت کند آن چه به دست می آید فضیلت است.






عدالت

همه ما با مفهوم عدالت تا اندازه ای مأنوسیم. این مفهوم در سرتاسر مناسبات و تعاملات روزمره ما جاری و ساری است. با وجود این ادراک شهودی از اخلاق، اکثر ما تعریف روشنی از عدالت در دست نداریم. به هر حال عدالت یکی از غامض‌ترین و دشوارترین مفاهیم فلسفه اخلاق است و برای شناخت این مفهوم باید درکی کافی از چیستی فلسفه اخلاق داشت.

از دیدگاه ارسطو می توان عدالت را از دو منظر دید؛ یکی این که عدالت را به مثابه کل اخلاق بنگریم. یعنی هر آنچه درست است و نیک است عادلانه است و هر آنچه که عادلانه می خوانیم لاجرم درست است و نیک است. منظر دیگر این است که عدالت را به مثابه خود عدالت _ یعنی جزیی از اخلاقیات_ در نظر بگیریم. در این صورت عدالت تعریف خاص خود را دارد و ما می توانیم امری را عادلانه یا غیر عادلانه بخوانیم و از آن پس روشن کنیم که فلان عمل عادلانه آیا اخلاقی هم بود یا خیر؟

تئوری‌های عدالت عمدتاً مبتنی بر درک متقابل اجتماعی شکل می گیرند و نیز ارتباط میان قانون و اخلاقیات حاکم بر جوامع بر اساس تئوری‌های عدالت میسر می شود. نتیجتاً تمام این امور موجب موضع گیری اندیشمندان در رابطه با امر اخلاقی می‌شود و مانند هر موضوع فلسفی دیگر عقاید مختلف پیرامون این مسئله شکل می گیرد. عده ای قائل به عدالت طبیعی می شوند و عده ای در پی عدالت قانونی می روند. کسانی گرایش یه عدالت توزیعی پیدا می کنند و کسانی از پایه عدالت را غیراخلاقی عنوان می کنند.

با تمام این اوصاف از زمان افلاطون تا به امروز عدالت یکی از پیچیده‌ترین و جذاب‌ترین مباحث فلسفه اخلاق باقی مانده است.






سعادت

می توان اینگونه گفت که به نتیجه اخلاقی رضایت بخش برای انسان سعادت می گویند. پس سعادت امری مطلقاً اخلاقی است. سعادت یا رضایت وجدانی پدیدار نمی شود مگر به سبب عمل درست و نیک اخلاقی. به همین سبب هم سعادت در گفتمان دینی و مذهبی نیز مشهود است؛ زیرا این نوع گفتمان‌ها نیز غایتی اخلاقی دارند.

از زمانی که فلسفه اخلاق وجود داشته، مبحث سعادتمندی نیز مطرح بوده است و عملاً ذهن غایت نگر انسان ناخواسته مجبور به ادراک تصور سعادت است. هیچ دستگاه فلسفی اخلاقی هرگز منکر وجود و حضور سعادت نمی شود؛ زیرا با از بین رفتن مفهوم سعادت، غایت فلسفه اخلاق از بین رفته و این فلسفه کارکرد خود را از دست می دهد. همه فلاسفه اخلاق مطالب بسیار درباره سعادت و سعادت مندی، چه به صورت مستقیم و چه به صورت ضمنی، نگاشته اند.

مسلم است که نگاه همه فلاسفه به امر سعادت یکسان نیست و هر فیلسوفی بر مبنای دستگاه فکری اش سعادت را تعبیری خاص کرده. جالب آن که مهم‌ترین مؤلفه در به وجود آمدن مکاتب مختلف فلسفه اخلاق، تفاوت تعبیر چیستی سعادت از منظر فلاسفه مختلف است.






مکاتب
فراطبیعت‌گرایی

فراطبیعت گرایی تقریباً ابتدایی‌ترین نظام کامل اخلاقی است که بشر به آن دست یافته. این دیدگاه پایه اخلاقی ادیان بوده است و از دل نظام اخلاقی دینی به فلسفه اخلاق وارد شده است. بسیاری بر آنند که اصولاً فلسفه اخلاق این همان است با اندیشه دینی. هرچند که گزاره مذکور کاملاً مردود است اما گویای اهمیت این ریشه اخلاقیات نیز هست. فراطبیعت گرایی ناظر بر نظریه فرمان الهی است. به این معنا که آن چیزی درست و خوب است که خداوند به آن امر کند و آن چیزی نادرست و شر است که خداوند ما را از آن نهی کند. در نتیجه فراطبیعت گرایی گرایشی است از فلسفه اخلاق که تحت تأثیر فرامین الهی شکل گرفته است.

کسانی که قائل به گرایش فراطبیعی در اخلاق هستند در درجه اول ایمان به خدا را مسلم فرض می کنند. بر همین اساس تمام قوانین بنیادین از این منظر بر خواست خداوند مبتنی اند. به تبع قوانین بنیادین هستی بنیان‌های اخلاقی نیز بر خواست خدا استوار می شوند و در نتیجه خداوند خالق نظام اخلاقی فرض گرفته می‌شود و خواست او موجب تمایز درست از نادرست می گردد.

همچنین فراطبیعت گرایان معتقد به عینیت اخلاقند. یعنی اخلاقیات وجود خارجی و عینی دارند و نمود آن‌ها همان مفهوم تکلیف الهی است. با فرض عینی بودن اخلاقیات لاجرم باید پذیرفت که برای تکالیف عینی اخلاقی باید منبعی وجود داشته باشد. این منبع نمی تواند غیر شخص باشد؛ زیرا غیر شخص فروتر از شخص است و آن که فروتر از شخص است نمی تواند برای شخص تکلیفی تعیین کند. و این منبع نمی تواند خود هر فرد باشد زیرا فرد می تواند خود را از قید هر تکلیفی برهاند و مکلف به هیچ چیز تباشد. و نیز این منبع نمی تواند جامعه باشد زیرا این‌ها اگر ما را به انجام کاری غیر اخلاقی وادارند هیچ حجیت اخلاقی برای ما ندارند. در نتیجه تنها خدا می ماند که می تواند منشأ تکالیف ما باشد.

مسئله مهمی که برای فراطبیعت گرایان مطرح است این است که چگونه می توان از خواست خداوند با خبر شد؟ سیر تطور فراطبیعت گرایی مسیحی جوابی تقریباً جامع به این سوال داده است اما متأسفانه به سبب ضعف فلاسفه یهودی و مسلمان در امور فلسفه اخلاق در فلسفه این دو دین هیچ جواب مشخصی نمی توان یافت. پاسخ این سوال از منظر مسیحیان در چهار چیز خلاصه می شود: کتاب مقدس، کلیسا، نیایش و عقل. کتاب مقدس از این منظر بنیان سه شاخصه بعدی است و به ترتیب اهمیت دیگر شاخصه‌ها منظم شده اند.

در عین حال انتقادات فراوانی نیز به طبیعت گرایی وارد است. به عنوان مثال یکی از مهم‌ترین ایرادات به فراطبیعت گرایی را عنوان می کنیم:

تنها اصل قطعی جهان ما امتناع تناقض است. همه اصول شناختی ذهن انسان وجود دارند و وجودشان مستمر است به سبب وجود این اصل که هرگز دو امر متناقض نمی توانند مجتمع شوند. خداناباوران می گویند که «کشتن بد است.»؛ با این حال این افراد قائل به وجود خداوند نیستند. اگر فراطبیعت گرایی صادق باشد پس این اصل نیز صادق است که هرچه بد است به سبب نهی خدا بد است. با فرض این امر باید قائل شویم که اندیشه خداناباوران حاوی تناقض است. اما ما تناقضی در اندیشه خداناباوران نمی بینیم. پس فراطبیعت گرایی صادق نیست.






طبیعت‌گرایی

دستگاه شناختی ذهن انسان به راحتی میان اموری که در طبیعت وحود دارند و اموری که این چنین نیستند فرق می گذارد. مسئله این جاست که آیا درست و نادرست در طبیعت موجود است یا خیر؟ در حقیقت این سوالی است از جوهر اخلاق؛ سوالی درباره این که اخلاق طبیعی است یا مصنوع دست بشر است. پاسخ مثبت به مسئله مذکور، یعنی وجود درست و نادرست در طبیعت، گرایش طبیعی در اخلاق را بر می سازد.

طبیعت گرایان معتقدند که امور اخلاقی به صورت بنیادین در طبیعت هست. این افراد برآنند که اخلاق بخشی از نظام طبیعی اشیاء است. اندیشیدن درباره اخلاق به مثابه امری طبیعی تنها در سنت قانون طبیعی معنا می یابد. این دیدگاه اخلاقی بر این اصل بنیان نهاده شده است که اخلاقیات در ذات طبیعت و بشر نهادینه است و در همه جای جهان اخلاق تنها یکی است. در نتیجه این نظرگاه در مخالفت کامل با نسبی نگری اخلاقی است.

طبیعتی که مد نظر طبیعت گرایان است گاه به معنای کل کیهان استفاده شده و گاه به معنای طبیعت بشر. اما تا پیش از قرن بیستم غالباً تصور می شد که خداوند واضع و منشأ قانون طبیعی و به تبع آن اخلاق طبیعی است. برخی نیز معتقد بودند که خداوند خود حالّ در طبیعت و یا حتی عین طبیعت است. در قرون وسطی این اندیشه باب گشت که خداوند خالقی است که خود خارج از مخلوقش قرار دارد و خلق خدا همین طبیعت است و در نتیجه خدا در طبیعت نیست. اواخر قرن نوزدهم با در آمدن علم و فلسفه از زیر یوغ دین، این علوم تغییرات عمیقی کردند. در این میان اندیشه اخلاقی طبیعت گرا نیز بی نصیب نماند. در حقیقت در اوایل قرن بیستم نگاه اخلاق طبیعی از زیر نگاه خدا در آمد و خود طبیعت را به مثابه آن کل اخلاقی مفروض شد.

مهم‌ترین تأثیر گرایش طبیعی در اخلاق، زاده شدن فلسفه سیاسی، فلسفه علوم اجتماعی و فلسفه حقوق است. در حقیقت با بررسیدن اخلاق طبیعی راه شناخت تکوین قانون طبیعی بر ما گشوده می‌شود و از این طریق مرز میان فلسفه اخلاق با شاخه‌های مذکور مشخص می شود.





دلیری

شجاعت یا دلیری به معنی از‌جان‌گذشتگی و دلاوری در کارزار است و صفتی است از صفات نیکوی چهارگانه که حد وسط بی‌باکی (تهور) و ترسو بودن به‌شمار می‌آید. واژه شجاعت عربی است.
گفتاوردها پیرامون دلیری

ملاصدرا در تعریف آن گوید :

شجاعت خلقی است که افعال میان تهور و جبن که از رذائل‌اند دو طرف افراط و تفریط آنند.

ابن مسکویه نیز دلیر را این‌گونه تعریف می‌کند:

شجاع به هر کسی که دست به هر کار خطرناک و ترس آوری بزند نمی‌توان گفت، مثلاً اگر کسی در موقع خطرات طبیعی مثل زلزله، آتشفشان و یا گردباد، و یا از انواع بیماری‌های خطرناک، و یا در کشتی به موقع طوفان نترسد شجاع نمی‌توان نامید.

ویا در زمانی که همه چیز خوب و امن است مثلاً تصمیم بگیرد خود را از پشت بام به پایین پرت کند و یا بدون بلد بودن شنا وسط دریای خروشان بپرد شجاع نمی‌توان نامید. اینگونه اشخاص بیشتر از اینکه شجاع باشند، احمق و یا ساده‌لوح محسوب می‌شوند. بلکه شجاع کسی است که در هر سختی و مصیبتی و ناگواری، صبور باشد و زود خود را نبازد و شکوه و شکایت نکند، و همچنین در زمانی‌که کاری را بر عهده می‌گیرد (که از لحاظ عقل و منطق و شرط زمان و مکان پسندیده است) دیگر در هنگام اجرا اگر با گرفتاری و مشکلی برخورد کرد و احیاناً مورد تهدید و فشاری هم قرار گرفت، جا نزند و با استواری و استقامت کارش را دنبال کند.
این شخص را شجاع نامند و این صفت، یک صفت پسندیده و مورد تشویق و احترام می‌باشد.






رازداری
رازداری (به انگلیسی: Confidentiality)مجموعه از مقررات توافق شده یا پیمان نامه‌هایی است که دسترسی به بعضی اطلاعات شخصی یا تجاری را محدود می‌کند.






در وکالت

وکلای دعاوی بایستی برای دفاع از منافع موکلان خود به کلیه اظلاعات آنها که برای دفاع لازم است دسترسی داشته باشند. از این نظر رازداری بین وکیل و موکل نه تنها از مجاری قانونی بلکه طبق عهد نامه دوطرف که امضاء شده است لازم‌الاجرا است. البته بعضی از حوزه های قضایی برای این رازدای استثنا هایی قائل شده اند، بخصوص در مواردی که حفظ رازداری وکیل ممکنست به جرم و جنایت و یا تخریب اموال عموم یا اشخاص منجر شود. در این موارد وکیل می تواند به میل خود حداقل اطلاعات را افشا نماید، هرچند در بعضی حوزه های قضایی وکیل درصورت اطلاع ملزم به افشا است.






در پزشکی

رازداری یکی از ارکان اصلی رابطه پزشک و بیمار است. پزشکان برطبق قانون و بر اساس سوگندنامه بقراط، ملزم به حفظ اسرار مربوط به امراض بیماران خود هستند. در عین حال که دادگاه ها نمی‌توانند پزشکان را اجبار به ترک رازداری نمایند، در بعضی از کشورها و بعضی ایالت های آمریکا پزشکان را ملزم به افشای اطلاعات بیماران نموده اند. این موارد محدود به اطلاعاتی مانند اقدام به خودکشی، کودک آزاری، مجروحان با زخم گلوله، اطلاع رسانی بیماری های منتقل شونده از تماس جنسی به همسر بیمار و سقط جنین زیر سن قانونی به والدین است.






در تجارت

رازداری در تجارت عبارتست از حفظ اطلاعات مربوط به فرمول، طرح، روش، الگو، تکنیک، فرایند یا مجموعه‌ای از آنها که بصورت کلی در نزد شرکت ها وجود دارد و مزایای اقتصادی آنها را در مقابل رقیبان تضمین می کند.





اخلاق کاربردی

اخلاق کاربردی در حقیقت زیر مجموعهٔ اخلاق هنجاری است.به تعبیر دیگر، اخلاق کاربردی همان اخلاق هنجاری است، البته در حوزه‌های خاصی از زندگی فردی و اجتماعی.

اخلاق کاربردی در حقیقت درصدد آن است که کاربرد و اعمال منظم و منطقی نظریهٔ اخلاقی را در حوزهٔ مسائل اخلاقی خاص نشان دهد.مباحثی مانند اخلاق دانش اندوزی و علم اندوزی، اخلاق پژوهش، اخلاق نقد، اخلاق گفتگو، اخلاق محیط زیست، اخلاق سیاست، اخلاق جنسی، اخلاق همسرداری، اخلاق معیشت را می توان از مباحث مربوط به اخلاق کاربردی به شمار آورد.

اخلاق کاربردی شامل اخلاق حرفه ای هم می شود.منظور از اخلاق حرفه ای، تامل دربارهٔ ابعاد اخلاق مسائل و موضوعاتی است که به مشاغل خاصی مربوط می شود.مانند اخلاق پزشکی، اخلاق تجارت، اخلاق روزنامه نگاری و امثال آن.

به طور خلاصه می توان گفت اخلاق کاربردی، عبارت است از کاربرد و تطبیق استدلال ها، اصول، ارزش‌ها و ایده آل‌های اخلاقی دربارهٔ رفتارهای اخلاقی، اعم از رفتارهای فردی و اجتماعی، با توجه ویژه به معضلات و تعارضات اخلاقی.هدف از این نوع پژوهش نیز ارزش گذاری و ارزیابی اخلاقی و در نتیجه پذیرش یا انکار آن خط مشی‌ها ورفتارها است.

بنابراین، هر یک از مکاتب اخلاقی، دارای اخلاق کاربردی خاص خود است.برای نمونه، اخلاق کاربردی پذیرفتهٔ مکتب سودگرایی، قدرت گرایی یا قرارداد گرایی، با اخلاق کاربردی پذیرفته مکتب اخلاقی اسلام کاملا متفاوت است.زیرا هر مکتبی بر اساس اصول و ضوابط اخلاقی خود به بررسی احکام اخلاقی در موارد خاص و ارائهٔ راه حل برای موارد تعارض وظایف می پردازند.
9:07 am
‌ موزه بنیاد شهید

این مکان که در فضای اداری بنیاد شهید واقع شده در ابتدای بلوار مدرس قرار دارد، و گوشه‌هایی از جنگ ایران و عراق را به نمایش می‌گذارد. بیشترین اشیای موجود، از سوی خانواده کشته‌شدگان جنگ به این موضوع اهدا شده‌است.





موزه مردم شناسی رباط ویرانی

این موزه با هدف معرفی جایگاه و اهمیت مشاغل سنتی و بومی مشهد در سال ۱۳۸۵ شمسی در محل رباط ویرانی از بناهای تاریخی دوره تیموری و صفوی ایجاد گردیده‌است. رباط ویرانی بنایی است سرپوشیده که در قرون و سده‌های پیشین در راه کاروان‌رو نیشابور به توس واقع بوده اما امروزه در محور گردشگری مشهد شاندیز در ویرانی ۱۹ واقع است.



موزه علوم و تاریخ طبیعی خراسان

سازمان آموزش و پرورش خراسان رضوی با هدف ارتقای سطح اطلاعات عموم علاقه مندان در سال ۱۳۷۷ شمسی اقدام به تاسیس موزه علوم و تاریخ طبیعی خراسان نمود. بخشی از اشیاء ارزشمند این موزه اهدایی نمونه‌هایی توسط مردم بوده‌است.



موزه علوم زمین

این مکان در وسعتی حدود ۴۵۰ مترمربع در سال ۱۳۸۵ شمسی به بهره‌برداری رسید که از بخش‌های مختلف آن می‌توان به سالن مرکزی با تنوعی از نمونه سنگ‌ها، کانی‌ها، فسیل، مخزن با بیش از هزار نمونه، سالن نمایش فیلم و کارگاه اشاره کرد.



موزه تاریخ طبیعی اداره کل حفاظت محیط زیست خراسان رضوی

پروژه احداث موزه تاریخ طبیعی اداره کل حفاظت محیط زیست خراسان رضوی با مساحت تقریبی ۲۰۰ متر در سال ۱۳۸۷ در محل اداری واقع در بلوار وکیل آباد مورد بهره‌برداری قرار گرفت. این مجموعه شامل ۲۲ زیستگاه مصنوعی از جمله منطقه دشتی، کویری تپه ماهوری استپی، کوهستانی جنگلی، باتلاقی، نی زار، خور، آب‌های ساحلی و دریا است که در آن بیش از ۳۰۰ نمونهٔ تاکسیدرمی شده نظیر ۱۷ گونه پستاندار، ۱۱۰۰ گونه پرنده، ۳ گونه خزنده، ۵ نوع سنگواره و ۳۹ تابلو حشرات است.



گنجینه آب

این مکان در سال ۱۳۷۸ ش توسط کارشناسان آب منطقه‌ای خراسان واقع در بلوار سازمان آب افتتاح گردید. هدف از ایجاد چنین مجموعه‌ای آشنایی، بررسی و شناخت سازه‌های آبی قدیمی استان از قبیل شیوه‌های آبیاری سنتی، آداب و رسوم مرتبط با آب در مناطق مختلف، معرفی تکامل و پیشرفت صنعت آب، پل بندها، نحوه عملکرد بخدان‌ها، آب‌انبارها و قنات‌ها و روی هم رفته ارائه اطلاعات و مستندات به علاقمندان است.



موزه مردم شناسی حمام مهدی قلی بیک

این موزه در کنار مقبره امیر غیاث الدین ملکشاه در ضلع غربی حرم رضوی واقع شده‌است.



موزه فردوسی و شاهنامه توس

ساختمان این موزه همزمان با بنیان آرامگاه فردوسی در بخشی از محوطه باغ برای چایخانه سنتی طراحی و سپس اجرا گردید. بعدها این بنا به موزه تغییر کاربری داد و در آن اشیاء مرتبط و آثار به دست آمده از توس و روزگار فردوسی برای بازدید فرهنگ دوستان به نمایش گذاشته شده‌است.


موزه آرامگاه نادری

این موزه در محل آرامگاه نادری در چهارراه شهدا مشهد واقع است. فضای وسیع سالن موزه دارای ویترین‌هایی است که در آن بیشتر اقلام جنگی و جنگاوری از عصر افشاریه و قاجار در معرض دید عموم قرار گرفته‌است.



موزه حوضخانه هزاردستان

این مکان با وسعتی معادل ۳۵۰ متر مربع در اواسط راسته بازار جنت واقع گردیده و پیش از تغییر کاربری به حوضخانه بخشی از یک خانه مسکونی در محله قدیمی سراب قرار داشته‌است. هدف از ایجاد چنین فضای سنتی ارائه و بازشناخت فرهنگ غنی ایرانی اسلامی به گردشگران داخلی و خارجی و زائران آرامگاه رضا است.
مکان‌های مذهبی
مهمترین اماکن مذهبی شهر مشهد که مهم‌ترین مکان مذهبی ایران نیز هست، حرم علی بن موسی‌الرضا است. سالانه حدود ۳۰ تا ۳۵ میلیون نفر به زیارت این حرم می‌روند.
دیگر مسجدها، حسینیه‌ها و امامزاده‌ها از جمله مکان‌های مذهبی هستند که دارای زیارت کنندگان فراوانی هستند.
مسجد جامع گوهرشاد واقع در محدوده حرم رضوی، مسجد هفتاد و دوتن، مسجد و حسینیه کرامت، امامزاده ناصر و یاسر و آرامگاه امامزاده یحیی بن زید، آرامگاه خواجه اباصلت، آرامگاه خواجه مراد، آرامگاه پیر پالاندوز، آرامگاه شیخ نخودکی، گنبد خشتی، گنبد سبز، [[آرامگاه خواجه ربیع]] از جمله مکان‌های مذهبی مشهد هستند.



مکان‌های ورزشی

مشهد دربردارندهٔ مجموعه‌ها و اماکن ورزشی بسیار و چندین پیست ورزشی است که در ادامه به انها اشاره شده است:




مجموعه‌های ورزشی

مجموعه‌های ورزشی تختی مشهد، مجموعه‌های ورزشی آستان قدس رضوی، مجتمع فرهنگی ورزشی یاس، استخرهای ارمغان، کاظمیان، هلال احمر و شهید بهشتی، مجموعه ورزشی موجهای آبی را می‌توان بعنوان نمونه یاد کرد. گفتنی است در سال ۱۳۹۰ بزرگترین مجموعه آبی سرپوشیده طبقاتی آسیا با نام پارک ساحلی آفتاب در مشهد افتتاح گردید.



استادیوم‌های ورزشی

در این بخش می‌توان استادیوم ثامن و ورزشگاه امام رضا را نام برد.

ورزشگاه ثامن مشهد دومین ورزشگاه ایران پس از ورزشگاه آزادی است که به دوربین عنکبوتی مجهز شده است.

ورزشگاه امام رضا نیز شامل ۱۴ سالن ورزشی در زیر جایگاه تماشاگران استادیوم است، این استادیوم ۲۵ هزار نفره تا زادروز علی ابن موسی‌الرضا، در سال ۱۳۹۱ به طور کامل به بهره‌برداری خواهد رسید؛ اولین چمن مصنوعی مورد تایید فیفا در کشور، در این استادیوم اجرا خواهد شد که ناظران فیفا برای تایید استاندارد آن چهار مرحله بازدید خواهند داشت؛ میزان افرادی که در یک روز در این مجموعه ورزش می‌کنند ۳۵۰۰ نفر است در حالی که این رقم در استادیوم آزادی معادل ۲۵۰۰ نفر است.



هتلهای مشهد

این شهر دارای هتلهای بیشماری است و این به خاطر زائر پذیر بودن ان در تمام ایام سال است. بزرگترین هتل مشهد، هتل بین‌المللی قصر طلایی با ۴۰۰ اتاق می‌باشد.

هتلهای ۵ ستاره مشهد عبارتند از: هتل بین‌المللی قصر طلایی - هتل مجلل درویشی- هتل هما ۲- هتل پارس - قصرالضیافه-هتل مدینه الرضا-هتل پردیسان

هتلهای ۴ ستاره مشهد عبارتند از:هتل قصر- هتل اترک - هتل جواد - هتل فردوسی - هتل ایران - هتل میثاق - هتل توس - هتل فردوس -




پیست‌های ورزشی

پیست دوچرخه‌سواری مشهد که در سال ۱۳۹۰ به عنوان مجهزترین پیست دوچرخه‌سواری کشور معرفی گردید ؛ پیست اتوموبیل‌رانی، پیست موتورسواری و پیست موتورکراس که همه در ۱۰ کیلومتری جاده مشهد - شاندیز واقع می‌باشند؛ پیست اسکیت بلوار شهید باهنر، پیست اسکیت کوهسنگی، پیست اسکی کوههای آب و برق مشهد و پیست سوارکاری مشهد نیز از دیگر پیست‌های ورزشی مشهد می‌باشند.

اولین زمین چمن گلف کشور ایران نیز در مجموعه ثامن شهر مشهد واقع شده است


آموزش
این شهر با دارا بودن مراکز دانشگاهی و آموزش عالی بسیار بویژه دانشگاه فردوسی مشهد با بیش از ۲۳ هزار دانشجوی داخلی و خارجی و دانشگاه بین‌المللی امام رضا و نیز دانشگاه علوم پزشکی مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی مشهد و واحد بین‌الملل دانشگاه فردوسی مشهد عملاً به قطب دوم دانشگاهی کشور پس از تهران مبدل شده‌است. علاوه بر آن شهرداری مشهد در سال ۱۳۸۷ توسط سازمان بین‌المللی کلان شهرهای جهان به عنوان دومین مقر آموزشی این سازمان پس از مونترال در کانادا انتخاب شد.




جابجایی‌های درون شهری
حمل و نقل در شهر مشهد بر عهده سازمان تاکسیرانی، شرکت واحد اتوبوسرانی و شرکتهای خصوصی، تاکسی‌تلفنی‌ها و مینی‌بوس‌ها و خطوط مترو است.



قطار شهری مشهد

قطار شهری مشهد در روز ۲ اسفند ۱۳۸۹ به بهره‌برداری رسید. بر این اساس مشهد بعد از تهران دومین شهر در ایران است که از شبکه حمل و نقل ریلی درون شهری برخوردار می‌شود.

خط یک قطار شهری مشهد شرق و غرب شهر را در کمتر از ۵۰ دقیقه به هم متصل می‌کند. لازم به ذکر است که روزانه حدود ۱۰۰ هزار نفر از طریق قطار شهری مشهد جابجا می‌شوند. در ابتدای راه‌اندازی خط یک، مدت زمان سوار نمودن مسافر هر ۳۵ دقیقه بود که این زمان در حال حاضر به تقریبا ۸ دقیقه کاهش پیدا کرده است.

بر اساس پیش بینی‌ها، شهر مشهد نیازمند ۴ خط قطار شهری است.

مسیر شماره ۱ LRT به طول ۲۵ کیلومتر از فرودگاه شهید هاشمی‌نژاد تا منطقه وکیل‌آباد
مسیر شماره ۲ مترو به طول ۱۴ کیلومتر از انتهای طبرسی شمالی تا میدان فضل بن شاذان
مسیر شماره ۳ مترو به طول حدود ۲۴ کیلومتر از شهرک ابوذر تا قاسم‌آباد
مسیر شماره ۴ مترو به طول ۱۴ کیلومتر از شهرک شهید رجایی به خواجه ربیع

در طرح قطار شهری مشهد، توسعه خطوط قطار شهری به شهرهای جدیدی چون گلبهار و بینالود نیز پیش بینی و تصویب شده‌است.



بزرگراه‌ها

در کلانشهر مشهد تقریبا ۸۰ کیلومتر بزرگراه داخل شهری وجود دارد که با وجود توسعه آن‌ها ولی طرح اصلی و پایهٔ اکثریت آنها به قبل از انقلاب اسلامی بر می‌گردد.

برخی بزرگراه‌های مشهد عبارتند از:
بزرگراه میثاق، بزرگراه شهید کلانتری، بزرگراه امام علی، بزرگراه نمایشگاه، بزرگراه وکیل‌آباد، بزرگراه آزادی، بزرگراه غدیر، بزرگراه شهید بابانظر، بزرگراه شهید میرزایی، بزرگراه شهید چراغچی و بزرگراه سلسله الذهب.



فرودگاه

شهر مشهد دارای فرودگاهی بین‌المللی با نام «فرودگاه بین‌المللی شهید هاشمی‌نژاد» است؛ این فرودگاه دارای مسیرهای پروازی داخلی و خارجی متعددی است.

این فرودگاه درسال ۱۳۳۰ در محل زائرسرای فعلی احداث شد. پیش از آن در محل میدان پانزده خرداد باندی خاکی جهت فرود هواپیماهای کوچک نظامی وجود داشت که محل استقرار قبضه‌های ضدهوائی بود.

در سال ۱۳۴۶ باند جدید فرودگاه مشهد ازنوع بتن و پایگاه پدافند نیروی هوائی مورد بهره‌برداری قرارگرفت که روزانه یک پرواز از نوع DC۳ درمسیر تهران-مشهد و پروازهای آموزشی و ایرتاکسی علاوه بر پروازهای نظامی ازآن استفاده می‌کردند.

با افزایش پروازها و ورود هواپیماهای DC۸ و متعاقباً بوئینگ ۷۲۷،۷۳۷،۷۰۷ وایرباس درسال ۱۳۵۷ پارکینگ و ترمینال جدید برج مراقبت پرواز و ساختمان‌های جانبی فرودگاه جدید مورد بهره‌برداری قرارگرفت.

پس از پایان جنگ ایران و عراق، فرودگاه مشهد به فرودگاه شهید هاشمی‌نژاد تغییر نام داد.



آلودگی‌های زیست‌محیطی

شهر مشهد نیز همانند سایر کلان‌شهرهای بزرگ دنیا درگیر آلودگی هوا، آلودگی آب، آلودگی خاک، آلودگی صوتی و آلودگی‌های مغناطیسی است؛ یکی از مهم‌ترین اقداماتی که در راستای کاهش این آلودگی‌ها صورت گرفته استفاده از انرژی و فناوری‌های دوست‌دار محیط زیست و تاسیس بزرگترین نیروگاه خورشیدی کشور در این شهر است، یکی از ویژگی‌های مهم نیروگاه خورشیدی مشهد استفاده از سیستم ردیاب خورشید است که توان تولید برق را ۲۰ درصد افزایش می‌دهد.

از دیگر فعالیت‌های صورت گرفته در این زمینه می‌توان به ایجاد نخستین نیروگاه بیوگاز خاورمیانه در شهر مشهد در سال ۱۳۸۸ اشاره نمود که این پروژه آثار مطلوب زیست محیطی را به همراه خواهد داشت و گازهای مخرب لایه ازن جمع‌آوری و سپس سوازنده می‌شوند و از محل تولید انرژی آن برق تولید می‌گردد و در آینده نزدیک، سومین نیروگاه بیوگاز نیز در این شهر احداث خواهد گردید. از دیگر سو شهر مشهد اولین و تنها شهری است که اقدام به تولید کود گرانوله (نوعی کود آلی گوگرددار) در کارخانه کمپوست نموده که برای حفظ محیط‌زیست و کشاورزی پایدار کمک مفیدی است. راه‌اندازی کارخانجات بازیافت در شهر مشهد ۲۰ درصد از مشکلات زیست محیطی این شهر را کاهش داده است.



آلودگی هوا
بر طبق آمار ارائه شده روزانه بیش از ۸۰۰ هزار دستگاه خودرو در شهر تردد می‌کند که این تعداد خودرو عامل ۷۰ درصد آلودگی هوای شهر مشهد است. در سطح شهر مشهد، روزانه ۴ میلیون و ۲۰۰ هزار سفر درون‌شهری انجام می‌شود که در آن، یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر مسافر جابجا می‌شود. در حال حاضر، تنها ۵۰ درصد این سفرها، با وسایل حمل و نقل عمومی انجام می‌گیرد. همچنین سالانه حدود ۴۰ هزار خودرو به شبکه معابر شهری وارد می‌شود. در این میان، حدود شش درصد سفرهای درون شهری، با دوچرخه انجام می‌شود. ۱۲ ایستگاه سنجش آلودگی هوا در مشهد مستقر است که بیش از ۸۰ درصد از پهنه شهر را پوشش می‌دهد و برای پوشش صد در صدی به احداث پنج ایستگاه دیگر نیاز است.





صدا و سیمای مرکز خراسان رضوی

صدا و سیمای مرکز خراسان رضوی یکی از مراکز صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است که در شهر مشهد فعالیت می‌کند.[۱]
پیشینه
پیشینه رادیو خراسان

استان خراسان تا سال ۱۳۲۷ رادیو محلی نداشت. اغلب مردم از رادیو تهران یا ایران که به سختی شنیده می‌شد، استفاده می‌کردند. در سال ۱۳۲۷ لشکر ۱۲ خراسان با استفاده از فرستنده‌ای که در اختیار داشت، شروع به پخش برنامه‌ای رادیویی با نام رادیو لشکر در شب‌های یکشنبه نمود. این برنامه که به صورت زنده پخش می‌شد، حتی در خود شهر مشهد هم به سختی و همراه با پارازیت شنیده می‌شد.[۲]

سال بعد این فرستنده به ادارهٔ انتشارات و تبلیغات واگذار شد. این اداره توسط استاندار وقت تاسیس شده بود و مسئولیت هدایت آن بر عهدهٔ عبدالحسین آموزگار، سردبیر روزنانه آفتاب شرق، بود.[۲]

سرانجام رادیو مشهد در ۱۲ دی ۱۳۲۸، رسما آغاز به کار کرد. اولین استودیوی پخش این رادیو، اتاقی در باشگاه افسران بود. اولین موج‌های حامل صدا رأس ساعت ۱۶ از طریق فرستندهٔ لشکر که پرقدرت‌ترین فرستندهٔ موجود در خراسان بود در فضای شهر مشهد پراکنده شد. پس از مدتی فعالیت‌های این رادیو متوقف شد ولی در سال ۱۳۳۲ دوباره از سر گرفته شد.

در ابتدا رادیو مشهد از ساعت ۱۶ تا ۱۸ روزانه ۲ ساعت برنامه پخش می‌کرد. اخبار، گفتار مذهبی، گفتار اجتماعی و موسیقی تنها برنامه‌هایی بودند که از رادیو مشهد پخش می‌شدند. اخبار این رادیو همان اخبار ظهر رادیو تهران بود که پس از بازنویسی این رادیو پراکنده می‌شد.

امکانات فنی رادیو مشهد به یک تقویت‌کننده ۷۵ واتی، یک میکروفون و دو دستگاه گرامافون محدود می‌شد.

۲ اردیبهشت ۱۳۷۵ «شبکهٔ استانی صدای خراسان» راه‌اندازی شد. این شبکه تا پیش از تقسیم استان خراسان به سه استان مجزا، بیش از ۹۲ درصد جمعیت استان خراسان را تحت پوشش قرار می‌داد و در حوزهٔ برون‌مرزی با سه رادیوی دری، ازبکی و تاجیکی به تولید و پخش برنامه برای مخاطبان خارج از کشور مشغول بود.



پیشینه تلویزیون خراسان

در مهر ۱۳۵۰ ساختمان رادیو و تلویزیون فعلی خراسان افتتاح شد. مرکز سیمای خراسان که از طریق ریزموج‌ها از برنامه‌های شبکه‌های سراسری استفاده می‌کرد، در تولید محلی نیز از مراکز فعال تلویزیونی به شمار می‌آمد.

در خرداد ۱۳۷۱ سیمای خراسان به سیستم پخش تصاویر رنگی مجهز شد. تا سال ۱۳۷۲ سیمای خراسان به رکورد تولید سالانه ۲۱۰ ساعت برنامه رسیده بود و در فواصل پخش برنامه‌های شبکه یک سیما نیز اقدام به پخش برنامه‌ها و پیام‌های کوتاه می‌نمود.

در ۱۹ اسفند ۱۳۷۶ شبکهٔ استانی خراسان به عنوان سومین شبکهٔ استانی صدا و سیمای ایران، بعد از شبکه‌های تهران و اصفهان، رسما افتتاح شد و بیش از نیمی از جمعیت استان را تحت پوشش قرار می‌داد. تا پایان سال ۱۳۸۵ این پوشش به حدود ۹۱ درصد رسیده بود. شبکهٔ استانی خراسان از نظر کیفیت و کمیت برنامه‌ها، همواره از شبکه‌های استانی پیشرو محسوب می‌شود؛ به گونه‌ای که در نظرسنجی سال ۱۳۹۰ میزان رضایت‌مندی مردم خراسان از برنامه‌های این مرکز ۶۷ درصد بود که هفت درصد از میانگین رضایت‌مندی مخاطبین ۲۹ شبکهٔ استانی ایران بیشتر است. این شبکه چندین سال به پخش برنامه‌های صبحگاهی ویژهٔ اذان صبح، همراه شبکه‌های استانی اصفهان و فارس می‌پرداخت.

شبکهٔ استانی خراسان رضوی پس از تقسیم استان خراسان در سال ۱۳۸۳ و پیش از تاسیس شبکه‌های استانی خاوران و اترک، بیش از پنج سال در استان‌های خراسان جنوبی و شمالی نیز قابل دریافت بود.

۲۲ خرداد ۱۳۹۰ طی مراسمی در مشهد، پخش بیست و چهار ساعتهٔ شبکهٔ استانی سیمای مرکز خراسان رضوی آغاز شد. بدین ترتیب این شبکه، پس از شبکه‌های استانی فارس، اصفهان و سهند، چهارمین شبکهٔ استانی بود که به پخش برنامه‌هایش در طول ۲۴ ساعت شبانه‌روز انجام می‌گرفت.

همزمان با آغاز پخش شبانه‌روزی این شبکه، بخش خبری ساعت ۱۰:۳۰ و نیز بخش‌های خبری عربی و انگلیسی نیز به شبکهٔ خراسان رضوی اضافه شدند.
ساعت : 9:07 am | نویسنده : admin | خراسان رضوی | مطلب قبلی
خراسان رضوی | next page | next page